سعدی در همه احوال، نگاهی شاد و فرحناک به جهان دارد، و با آنکه نسبت به وضع اسفبار انسان در جهان آگاه است اما دلخوشیها و شادمانیهای ساده و در دسترس را دستاویزی قرار میدهد برای گریز از رنج هستی و لبخند زدن به تلخیها، این است که همه کسانی را که دنیا و بازیچههایش را باور کردهاند چندان که بیرحمی و تنگنظری و عیبجویی و حسادت و ریا و بخل و رذایل دیگر را پیشه ساختهاند دستمایه استهزاء و تمسخر قرار میدهد و با خندیدن و خنداندن بر آنها، ناگواری زندگی را به کام آزادگان و رندان گوارا میسازد.