جملات زیبا از متن کتاب بال‌های شکسته | طاقچه
تصویر جلد کتاب بال‌های شکسته
off
٪۳۰

کتاب بال‌های شکسته

۴.۱(از ۸ امتیاز)
نوع کتاب

۶۰,۰۰۰

۳۰٪

قیمت:

۴۲,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
«خدایا، به ما رحمت آور و بال‌های شکسته‌مان را سالم کن!»
sobhan redfild
۵
عشق محدود تملک معشوق را می‌خواهد اما عشقِ نامحدود تنها در آرزوی خود عشق است.
sobhan redfild
۵
زیبایی ذهن‌های ما را گیج می‌کند؛ نمی‌توانیم با کلمات بیانش کنیم؛ شعوری است که چشم‌های ما بر آن بسته است
sobhan redfild
۳
عشق تنها آزادی در جهان است چرا که چنان مقامی روح را می‌بخشد که قوانینِ بشری و پدیده‌های طبیعی، هیچ‌یک، را قدرتِ آن نیست که جلوی حرکتِ عشق را بگیرند.
sobhan redfild
۳
آن جاهایی که در آن پیش‌تر سرودِ موج را سرخوشانه گوش می‌سپردم، تنها زوزه‌ی باد و غضبِ دریا که به پرتگاه می‌کوفت، به گوش می‌رسید.
sobhan redfild
۳
هیچ‌چیزی زیباتر از آن روزهای عشق و هیچ‌چیزی تلخ‌تر از شب‌های هراسناک غصه نیست.
sobhan redfild
۳
یک جام آدم را به خود نمی‌کشاند مگر از پسِ شیشه‌ی شفافش رنگِ شراب خودنمایی کند.
sobhan redfild
۲
این روزها ازدواج مضحکه‌ای است که ترتیب دادن آن بر عهده‌ی خانواده‌ی داماد است. در بیش‌تر کشورها، این مردان جوان‌اند که پیروز این تجارت‌اند و والدین مغلوب آن. زنان مثل کالایی‌اند که خریده می‌شوند و از این خانه به دیگری منتقل می‌شوند. در این لحظه، زیبایی عروس محو می‌شود و به تکه‌ای کهنه از اثاث منزل تبدیل می‌شود که سال‌ها در گوشه‌ای تاریک مانده باشد.
☆Nostalgia☆
۲
یادم است که می‌گفت: «شعرا و نویسندگان سخت بر آنند که ماهیت زنان را دریابند اما تا امروز که نتوانسته‌اند رموزِ پنهانی قلب‌شان را کشف کنند چون از پسِ حجاب جنسیت به آن‌ها می‌نگرند و چیزی نمی‌بینند جز امور بیرونی؛ آن‌ها از خلال شیشه‌ای از نفرت به زنان نگاه می‌کنند، شیشه‌ای که هر چیزی را بزرگ‌ می‌کند، برای همین است چیزی جز ضعف و تسلیم نمی‌بینند».
☆Nostalgia☆
۲
در مقابل پنجره ایستادم، خیره به دریا، در فکر سرزمین‌های وسیعِ ورای این جای مفلوک، در فکر آزادی واقعی و استقلال شخصی‌ای که آن‌جاها یافت می‌شوند. فکر کردم که من دارم نزدیک تو زندگی می‌کنم، محصورِ سایه‌ی روانت، مغروق اقیانوس دل‌بستگی‌ات.
Dignity
۲
عشق محدود تملک معشوق را می‌خواهد اما عشقِ نامحدود تنها در آرزوی خود عشق است.
DelAram
۲
شجاعت نشان دادن در مقابل موانع و مشکلات شرافتمندانه‌تر از خزیدن به دنیای آرامش درون است.
sobhan redfild
۱
پرنده نمی‌تواند با بال‌های شکسته‌اش پرواز کند.
sobhan redfild
۱
قلب یک زن با زمان با فصل عوض نمی‌شود، حتی اگر تا ابد بمیرد قلبش نابود نمی‌شود. قلب زن مثل دشتی است که به میدان نبرد تبدیل شود، پس از آن که درختان از ریشه درآمدند و سبزه‌ها سوختند و صخره‌ها از خون سرخ شدند و زمین انبارِ استخوان‌ها و جمجمه‌ها شد، همچنان آرام و ساکت می‌ماند انگار نه انگار که جدالی خونین درگرفته بوده؛ چون در این میان بهار و تابستان می‌آیند و کار خویش را از سر می‌گیرند.
Dignity
۱
چنین کاری برآمده از قدرتی تازه است و این قدرت توانایی قربانی کردنِ چیزی برای به دست آوردنِ چیزی بزرگ‌تر است؛
Dignity
۱
بعد من گفتم: «در این گوشه‌ی دنج، قلب مرا هم دفن کرده‌اید».
Dignity
۱
آن هنگام که از گورستانِ کنارِ جنگل کاج رد می‌شوید، آهسته واردش شوید؛ مباد که صدای گام‌هایتان خواب مخملینِ مردگان را آشفته کند.
DelAram
۱
شبی فکری به سرتان خواهد زد که یا به قله‌ی افتخارتان می‌رساند یا به دیوانه‌خانه. نگاهی از چشمانِ یک زن شادترین مرد زمین‌تان می‌کند یا کلامی که از لبانِ مردی خارج شود، ثروتمند یا فقیرتان می‌سازد.
DelAram
۱
این فکر غلط است که عشق برآمده از مصاحبتی طولانی و مراقبت از معاشقه است. عشق ثمره‌ی قرابتی معنوی است و اگر آن قرابت به لحظه‌ای پیش نیاید، یک سال که هیچ، یک نسل هم بگذرد پیش نمی‌آید.
DelAram
۱
آیا آن‌قدر سریع به سوی ستاره‌ها پرواز نکردیم که بال‌هایمان شکست و با سر در مغاک افتادیم؟ یا شاید آن هنگام که نرد عشق می‌باختیم، سرنوشت خواب بود و بیدار که شد و ما را دید، تصمیم گرفت چنین مجازات‌مان کند؟ یا شاید روح‌های ما نسیم شبانه را به تندبادی بدل کرد که تکه‌تکه‌مان کند و مانند گرد و خاک در ته دره پراکند؟ ما نه قانونی را شکستیم نه میوه‌ی ممنوعه را چشیدیم، پس چرا باید از این بهشت بیروت شویم؟ ما نه توطئه‌ای چیدیم نه تمرد کردیم، پس چرا به جهنم سقوط می‌کنیم
DelAram
۱
قلب یک زن با زمان با فصل عوض نمی‌شود، حتی اگر تا ابد بمیرد قلبش نابود نمی‌شود. قلب زن مثل دشتی است که به میدان نبرد تبدیل شود، پس از آن که درختان از ریشه درآمدند و سبزه‌ها سوختند و صخره‌ها از خون سرخ شدند و زمین انبارِ استخوان‌ها و جمجمه‌ها شد، همچنان آرام و ساکت می‌ماند انگار نه انگار که جدالی خونین درگرفته بوده؛ چون در این میان بهار و تابستان می‌آیند و کار خویش را از سر می‌گیرند.
DelAram
۱
آیا عاشقی هست که بتواند از به آغوش کشیدنِ شبحی لذت ببرد یا مردی تشنه با چشمه‌ای از رویا سیراب شود؟
DelAram
۱
زیباترین کلمه‌ بر لبان نوع بشر «مادر» است و زیباترین طلب، صدا کردنِ «مادر من» است. این کلمه‌ای است که سرشارِ امید و عشق است، کلمه‌ای شیرین و مهربانانه که از اعماق دل برمی‌آید. مادر همه‌چیز است ــ مادر تسلای ما در غم است، امید ما در مصیبت است و قوت ما در ضعف است. مادر سرچشمه‌ی عشق، سعادت، شفقت و بخشایش است.
DelAram
۱
پرنده نمی‌تواند با بال‌های شکسته‌اش پرواز کند.
DelAram
۱
آدمی که شبح مرگ را دیده باشد، دیگر از چهره‌ی دزدان نمی‌ترسد؛ سربازی که شمشیرهایی را دیده است که بالای سرش برق می‌زند و جویبارهای خون را زیرپاهایش شاهد بوده، اهمیتی به سنگ‌پرانی بچه‌ها به طرفِ خودش نمی‌دهد.
DelAram
۱
جانی که یک‌ بار سایه‌ی خداوند را دیده باشد، دیگر از اشباحِ شیاطین هراسیش به دل نیست. و چشم‌هایی که یک بار به فردوس‌‌ها نگریسته باشند، از دردهای خاک بسته نخواهد شد
DelAram
۱
تا به امروز تنها یک حقیقت از کل ماجرا بیرون کشیده‌ام؛ و این حقیقت بی‌ریایی است که تمامی اعمال‌مان را زیبا و ستودنی می‌کند.
DelAram
۱
شجری که در غار ببالد، ثمر نخواهد داد
DelAram
۱
آن کلمه‌ای که سلما آن شب گفت، مرا بین گدشته و آینده‌ام اسیر ساخت، مثلِ قایقی که وسطِ اقیانوس لنگر انداخته باشد. آن کلام مرا از خواب جوانی و انزوا بیدار کرد و مرا روی صحنه‌ای برد که زندگی و مرگ نقش‌هایشان را ایفا می‌کردند. همین که وارد باغ شدیم، عطرِ گ
Dignity
۰
آن کلمه‌ای که سلما آن شب گفت، مرا بین گدشته و آینده‌ام اسیر ساخت، مثلِ قایقی که وسطِ اقیانوس لنگر انداخته باشد. آن کلام مرا از خواب جوانی و انزوا بیدار کرد و مرا روی صحنه‌ای برد که زندگی و مرگ نقش‌هایشان را ایفا می‌کردند.
Dignity
۰