
کاژه
۵۳
حس میکنم در این دو سال گذشته زندگی خودم را تعطیل کردهام. انگار به خاطر اتفاقی که افتاده بود اجازه نمیدادم کسی بهم نزدیک شود. منظورم این است اگر قرار است از دست بدهیم اصلاً چرا باید بگذاریم کسی به ما نزدیک شود؟ اما با خودم فکر کردم واقعا از زندگی چه میخواهم، بعد دیدم میخواهم کسی را داشته باشم که دوستش داشته باشم و عشقم را تقدیمش کنم. چون چارهای نیست جز این که به زندگی ادامه بدهیم. درست است؟ مجبوری به آینده دل ببندی.
mahsa
۲۳
جادهای که انسان برای خروج از غم واندوه در آن سفر میکند، هرگز مستقیم نیست.
حمیدرضا
۲۰
«وقتی وارد دنیای جدیدت شوی، اولش کمی احساس ناراحتی خواهی کرد. آدمها وقتی از منطقهٔ امن خودشان بیرون میآیند همیشه احساس سردرگمی میکنند...
mahsa
۹
جادهای که انسان برای خروج از غم واندوه در آن سفر میکند، هرگز مستقیم نیست.
آلیس در سرزمین نجایب
۶
بعدش دیگه کون و پیزیاش را نداشتم با کسی دوست شوم.
Soheila Glmkni
۵
تنها راه برای این که عقب نمانی این است که به خودت تکانی بدهی.
Soheila Glmkni
۳
اتفاق برای هر کسی ممکن است بیفتد. آخرش چی؟ پس باید تا آخر عمر یک گوشه بنشینم تا مبادا بلایی سرمان بیاید. واقعا میشود اسمش را زندگی گذاشت؟
Soheila Glmkni
۳
زندگی همین است. هیچ کس از فردای خودش خبر ندارد. برای همین است وقتی امکانش هست، نباید فرصتها را از دست داد.