
elahe sodachi
۴۴
بیاعتنايی: شرط لازم و اجتنابناپذير برای در امان ماندن از مشكلات روانی.
forooghsoodani
۳۷
بزرگترين قدرت در تمامی طول تاريخ، نفهمی بوده است.
ماهی
۲۲
، كلمهها دشمن شماره يك آدمان، چون مثل مهرههای شطرنج، همه جوری ميشه اونارو پس و پيش كرد و اسمش رو گذاشت، ايدهئولوژی.
یلدا
۱۸
روزی بالاخره انتخابت را خواهی كرد. نه در بيست سالگی، در بيست سالگی نمیشود انتخاب كرد، چون انديشهها نورساند و غيرقابل انعطاف. آدم واقعيتی را میبيند ولی متوجه نمیشود كه اين واقعيت جز زيبايی نيست. میدانم، میدانم: برگهای پاييزی... ولی اين «تجربه» يا «بلوغ» من نيست كه با تو حرف میزند، اين عشق من است
قوقه نازم
۱۶
دخترانی مثل اين يكی كه میتوانند محكم «نه» بگويند، بعدش با هيچ وسيلهای نمیشود از دستشان دررفت.
Wimpykid
۱۴
اگر نتوان چنين عيبهای كوچكی را ناديده گرفت، ديگر رفيقی برای آدم باقی نمیماند.
نیما اکبرخانی
۱۰
حشيش و ال.اس.دی و امثال آن، ورزش يوگای بينوايان و بيچارگانند.
دخترِبهار
۱۰
جمعيت مثل پول است: هرقدر بيشتر چاپ شود، ارزشش كمتر میشود. يك جوان بيست ساله امروز هيچ ارزشی ندارد، چون دنيا پر از اين جوانهاست، تورم جمعيت دارد بيداد میكند. حتی ارزش بحثكردن ندارد؛ چنين بحثی احمقانه و كوركورانه است. جمعيتی كه مثل سيل دارد سرازير میشود و همه چيز را درهم میكوبد.
قوقه نازم
۱۰
«هيچی سرِ جاش نيست، بايد دنيارو عوض كرد. همه بايد دست به دست هم بدَن و دنيارو عوض كنن.» ولی اگه همه بتونن دست به دست هم بدن، ديگه احتياجی نيست دنيا عوض بشه. چون خود به خود عوض شده. تنها كاری كه تو ميتونی بكنی اينه كه دنيای خودت رو عوض كنی، عوض كردن دنيای ديگران، كار تو نيست.
قوقه نازم
۸
عشق فقط همخوابگی نيست، اگر اينطور بود، چاره داشت، عشق، زندگی است كه سعی میكند شما را صاحب شود. اين عجوزه هر لحظه به رنگی درمیآيد.
forooghsoodani
۶
كسی نظريهای ابراز میكند، حتی اگر نظريه احمقانهای باشد، هميشه به طرز وحشتناكی به باور خود حساس است. لذا هرقدر عقايد كسی احمقانهتر باشد، بيشتر بايد تأييدش كرد.
قوقه نازم
۵
من كه وقت كافی برای عوضكردن دنيا ندارم. از طرفی دنيا برای همين وجودم رو پر از تنفر كرده كه اين تنفر به من اجازه بده بدون احساس گناه، جزيی از خودش باشم.
قوقه نازم
۵
وقتی كمكم احساس میكنيد دلتان میخواهد دختری را برای هميشه در كنار خود داشته باشيد، فراموش نكنيد كه لحظه آن فرارسيده است. دلم نمیخواهد به شما درس بدهم ولی بايد به شما بگويم كه عشق وجود دارد؛ مترسك نيست، يك فيلم ترسناك هم نيست. موجوديت دارد، در آن غرق میشويد، حتی يك موی خشك هم برايتان باقی نمیماند، كاملاً غرق میشويد.
قوقه نازم
۵
به قدری از همهچيز نفرت داشت كه مجبور بود برای پنهانكردن اين بيزاری چنان بخندد كه تمام دندانهايش ديده شوند
zahra
۵
جمعيت مثل پول است: هرقدر بيشتر چاپ شود، ارزشش كمتر میشود.
Mary gholami
۵
برای ساختن مردانِ بزرگ، بايد قرنها، گنديدگی رو پشت سر گذاشت.
ت ت
۵
بتركی قلب كه معلوم نيست خدا واسه چی خلقات كرده. برای اين كه همش بترسی؟
forooghsoodani
۴
ببين ترودی، بذار برات توضيح بدم. وقتی پسر و دختری به هم بچسبن، كارشون به خريد يه ماشين و يه خونه و چندتا بچه و يه شغل كشيده ميشه. اين ديگه عشق نيست ترودی، اسمش گذران زندگيه
قوقه نازم
۴
ــ سعی كن بفهمی تيلی. موضوع شخصی نيست. تو دختر خوبی هستی، میدونم هيچ وقت كسی مثل تو رو پيدا نمیكنم. دختری مثل تو فقط يه بار توی زندگی آدم پيدا میشه، امّا وقتی پيدا شد، بايد از اون فاصله گرفت. چون اگه فاصله گرفته نشه، عقل از سر آدم میپره و ديوونه ميشه. ديوونه عشق، همين و بس.
Mary gholami
۴
بزرگترين قدرت در تمامی طول تاريخ، نفهمی بوده است
nahid pourhasan
۴
برای ساختن مردانِ بزرگ، بايد قرنها، گنديدگی رو پشت سر گذاشت. به عبارتی كود لازمه تا گلهای زيبا به وجود بياد.
yasinds
۴
بوگ میگفت بزرگترين قدرت در تمامی طول تاريخ، نفهمی بوده است. میگفت بايد تسليم اين قدرت شد و به آن احترام گذاشت. چون انتظار هر چيزی از آن میرود.
elahe sodachi
۳
بوگ میگفت بزرگترين قدرت در تمامی طول تاريخ، نفهمی بوده است. میگفت بايد تسليم اين قدرت شد و به آن احترام گذاشت. چون انتظار هر چيزی از آن میرود.
فاطمه بوذری
۳
شما حق نداشتيد تنفر يا عقايد خود را ابراز كنيد. مجبور بوديد با آخرين رذل و بیهمهچيزی كه قدرت را در اختيار داشت كنار بياييد و احترامش را نگهداريد. مجبور بوديد ملّیگرايی را به عنوان «مرحلهای اجتنابناپذير» تأييد كنيد و برای «حق مقدس اقوام در مورد حاكميت بر سرنوشت خويش» هورا بكشيد و كف بزنيد. حقی كه در انتخاباتهای سراپا تقلب خلاصه میشد.
forooghsoodani
۳
گوش كن ترودی، وقتی دو نفر عاشقانه مثل من و تو همديگه رو دوست دارن، بايد برای نجات اين عشق فداكاری كنن. اولين قدم جداشدنه، باور كن
ایوب دهقانی
۳
هيچكس در طول زندگی، دوبار عاشق نمیشود. دومين عشق و سومين عشق و... هرچه باشند، هيچ مفهومی ندارند. تفريحاند و آميزش. البته بعضی زندگیها هم فقط به همين آميزشها محدود میشوند.
غمسایه
۳
آدم برای احساسش بايد دليل داشته باشد.
فری
۳
لنی با او هم عقيده بود: اخلاقش اين بود كه هروقت با چيزی موافق نبود تأييدش كند. چون وقتی كسی نظريهای ابراز میكند، حتی اگر نظريه احمقانهای باشد، هميشه به طرز وحشتناكی به باور خود حساس است. لذا هرقدر عقايد كسی احمقانهتر باشد، بيشتر بايد تأييدش كرد. بوگ میگفت بزرگترين قدرت در تمامی طول تاريخ، نفهمی بوده است. میگفت بايد تسليم اين قدرت شد و به آن احترام گذاشت. چون انتظار هر چيزی از آن میرود.
Mary gholami
۳
دنيای كثيف را مردان قوی ساختهاند.
yasinds
۳
اگر نتوان چنين عيبهای كوچكی را ناديده گرفت، ديگر رفيقی برای آدم باقی نمیماند.
