جملات زیبای کتاب آن فرانک؛ خاطرات یک دختر جوان | طاقچه
تصویر جلد کتاب آن فرانک؛ خاطرات یک دختر جوانsubscriptionAvailable

کتاب آن فرانک؛ خاطرات یک دختر جوان

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۱۵۱ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Book
۸۱
آدم دیگران را فقط بعد از دعوا و بگومگو می‌شناسد و می‌تواند دربارهٔ شخصیتشان قضاوت کند!
z.gh
۵۳
«کاغذ صبورتر از انسان است.»
zahra.Askari
۵۰
گاهی فکر می‌کنم وحشتناک است که انسان به نزدیک‌ترین کسان خودش نیز نتواند اعتماد کند
hodsan
۴۲
راستش را بخواهی، من نمی‌فهمم کسی که به ضعف خود معترف است، چطور خودش را عوض نمی‌کند. اگر خصوصیت بد خودت را می‌شناسی، چرا با آن مبارزه نمی‌کنی و شخصیتت را پرورش نمی‌دهی؟ همیشه در جواب این سؤال می‌گویند «چون این‌طوری راحت‌ترم!» و این جواب مرا دلسرد می‌کند. راحت‌تری؟ یعنی زندگی فریبکارانه و کاهلانه چیز راحتی است؟ نه، این‌طور نیست.
یک مشکل لاینحل، sky
۴۲
خدا کلهٔ خوبی به او داده اما بیشترش باد است.
قاصدک!
۳۸
من تصمیم گرفته‌ام شخصاً مراقب خودم باشم
قاصدک!
۳۸
چرا هر روز میلیون‌ها صرف جنگ می‌شود، درحالی‌که یک پنی برای پیشرفت علم پزشکی، هنرمندان یا فقرا خرج نمی‌شود؟ چرا مردم باید این‌طور گرسنگی بکشند درحالی‌که جاهای دیگر دنیا غذا خروارخروار دور ریخته می‌شود؟ خدایا، چرا آدم‌ها این‌طور دیوانه شده‌اند؟
Ftm A
۳۵
نمی‌خواهم مثل بیشتر آدم‌ها بی‌فایده و بی‌ثمر باشم. می‌خواهم مفید باشم و برای همهٔ آدم‌ها، حتی کسانی که هرگز ندیده‌ام، لذت بیافرینم. می‌خواهم حتی بعد از مرگم هم به زندگی ادامه بدهم!
maed
۳۵
انسان ممکن است با اینکه خیلی‌ها دوستش دارند، تنها باشد،
S@n@z
۳۰
«کاغذ صبورتر از انسان است.
نیما اکبرخانی
۲۳
«در عاشقی و جنگ همه‌چیز رواست.»
zahra.Askari
۲۳
در جایی خوانده‌ام که «جوان‌ها، ته قلبشان، به مراتب از پیرها تنهاترند.» به نظر من کاملاً حقیقت دارد.
یک مشکل لاینحل، sky
۲۳
اگر حرف بزنم خودنمایی به حساب می‌آید و اگر ساکت باشم بهم می‌خندند؛ اگر جواب بدهم، زبان‌درازی کرده‌ام؛ اگر اظهارنظر خوبی بکنم، کلکی در کار است؛ اگر خسته باشم تنبل به حساب می‌آیم؛ اگر کمی بیش از حد مجاز بخورم، خودخواهم، احمقم، ترسواَم، حساب‌شده رفتار می‌کنم و غیره و غیره. از صبح تا شب می‌گویند بچهٔ آزاردهنده‌ای هستم. من به حرف‌هاشان می‌خندم و وانمود می‌کنم که اهمیتی نمی‌دهم، اما اهمیت می‌دهم.
علاقه بند
۲۰
«منظور از این جنگ چیست؟ خدایا، چرا مردم نمی‌توانند در صلح و آرامش با هم زندگی کنند؟ این‌همه نابودی و انهدام برای چیست؟
SARINA
۱۶
مرا سرزنش و محکوم نکن، به من به عنوان کسی فکر کن که گاهی به مرز انفجار می‌رسد!
zahra.Askari
۱۶
نمی‌دانم به کجا پناه ببرم. تنها کاری که از دستم برمی‌آید ادامهٔ زندگی است
کاربر ۳۲۶۳۱۹۵
۱۵
کسی که خوشحال است، دیگران را هم خوشحال می‌کند؛ کسی که شجاعت و ایمان دارد، هرگز بدبخت از دنیا نمی‌رود!
قاصدک!
۱۴
آن‌ها با هم خیلی احساساتی رفتار می‌کنند اما من ترجیح می‌دهم احساساتم را برای خودم نگه دارم.
کاربر ۳۹۴۴۹۵۴
۱۳
خیلی سخت است که بدون ارتباط با بقیهٔ دنیا زندگی کنیم.
Nika
۱۲
می‌خواهم حتی بعد از مرگم هم به زندگی ادامه بدهم!
قاصدک!
۱۲
«چرا همه‌اش می‌گویی لبخند بزنم؟» جواب داد: «برای اینکه گونه‌هایت چال می‌افتد. چطوری این کار را می‌کنی؟» گفتم: «این یک چیز مادرزاد است. یکی هم روی چانه‌ام است. از زیبایی، همین یک چال را دارم.» «نخیر، این‌طور نیست.» «چرا، خودم می‌دانم که زیبا نیستم، زیبا نبوده‌ام و زیبا نخواهم بود.» «این حرف را قبول ندارم. به نظر من تو قشنگی.» «نخیر، نیستم.» «می‌گویم هستی. روی حرف من حرف نزن.»
REZA
۱۱
«کاغذ صبورتر از انسان است.»
niloo_books
۱۱
جز خودم چه کسی این نامه‌ها را خواهد خواند؟ جز خودم به چه کسی برای تسلی و دلخوشی می‌توانم روی بیاورم؟ اغلب مواقع به تسلی نیاز دارم، گاهی احساس ضعف و ناتوانی می‌کنم و بیشتر مواقع قادر نیستم انتظاراتی را که از خودم دارم برآورده کنم. این را می‌دانم و هر روز تصمیم می‌گیرم بهتر شوم.
ن.اخوان
۱۱
هر کسی می‌تواند به دیگری بگوید خفه شود اما جلو فکر کردنش را نمی‌تواند بگیرد
Nika
۱۱
به همه‌چیز بخند و دیگران را فراموش کن! می‌دانم که خیلی خودخواهانه است، اما این تنها دوای درد کسانی است که به حال خودشان اشک می‌ریزند.
Pariya
۱۱
می‌دانم که یک زنم، زنی با نیروی درونی و شجاعت بسیار!
حسنا حسین
۱۰
این نقطهٔ افتراق من و مادر است. او برای مقابله با غم و اندوه توصیه می‌کند «به رنج‌ها و مصیبت‌های دنیا فکر کن و شکرگزار باش که جزئی از آن نیستی.» و من توصیه می‌کنم «از خانه بیرون برو، به روستا برو و از آفتاب و مواهب طبیعت لذت ببر. بزن بیرون و سعی کن به سرخوشی درون و پیرامونت فکر کنی، به زیبایی‌های درونت و اطرافت فکر کن و خوشحال باش.» گمان نمی‌کنم توصیهٔ مادر درست باشد، چون اگر آدم بخشی از درد و مصیبت شود چه کاری ازش برمی‌آید؟ کاملاً از بین می‌رود. درحالی‌که زیبایی حتی در هنگام بدبختی و مصیبت باقی می‌ماند. اگر در جست‌وجویش باشی خوشبختی‌های بیشتر کشف می‌کنی و به تعادل دست می‌یابی. کسی که خوشحال است، دیگران را هم خوشحال می‌کند؛ کسی که شجاعت و ایمان دارد، هرگز بدبخت از دنیا نمی‌رود!
فاطمه
۱۰
چقدر خوب بود اگر همه هر شب، رفتارهایی را که در طول روز داشتند، مرور می‌کردند و کارهای خوب و بدشان را می‌سنجیدند. آن‌وقت خودبه‌خود سعی می‌کردند با آمدن هر روز بهتر رفتار کنند و بی‌تردید آرزوهاشان چندی بعد محقق می‌شد. این نسخه در دسترس همه هست، خرجی ندارد و صددرصد مفید است.
hodsan
۹
بهترین علاج آدم‌های ترس‌خوردهٔ تنهای ناخوشنود، این است که از خانه به جایی بروند که بتوانند با آسمان، طبیعت و خدا تنها باشند. برای اینکه فقط و فقط در این زمان انسان می‌تواند همه‌چیز را همان‌طور که هست حس کند. و اینکه خدا می‌خواهد آدم‌ها از زیبایی و سادگی طبیعت لذت ببرند.
zahra.Askari
۸
من دوست می‌خواهم، نه ستایشگر؛ کسی که برای شخصیت و کارهایم احترام قائل باشد، نه لبخند زیبایم.