جملات زیبای کتاب آیدا: درخت و خنجر و خاطره | طاقچه
تصویر جلد کتاب آیدا: درخت و خنجر و خاطره

کتاب آیدا: درخت و خنجر و خاطره

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
احمد شاملو
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
رهگذر
۱۹
ما آبستنِ اميدِ فراوان بوده‌ايم؛ دريغا كه به روزگار ما كودكان مرده به دنيا می‌آيند!
pejman
۱۷
و عشق سوء تفاهمی است كه با «متأسفم» گفتنی فراموش می‌شود
رهگذر
۸
زخم گُلميخ‌ها كه به تيشه‌ی سنگين ريشه‌ی درد را در جانِ عيساهای اندوهگين‌مان به فرياد آورده است در خاطره‌های مادرانه‌ی ما به چرك اندر نشسته و فرياد شهيدشان به هنگامی كه بر صليبِ نادانی خلق مصلوب می‌شدند: «ــ ای پدر اينان را بيامرز چرا كه خود نمی‌دانند كه با خود چه می‌كنند!»
رهگذر
۴
عصری كه مردانِ دانش اندوه و پلشتی را با موشك‌ها با اعماق خدا می‌فرستند و نان شبانه فرزندان خود را از سربازخانه‌ها گدايی می‌كنند، و زندان‌ها انباشته از مغزهايی‌ست كه اونيفورم‌ها را وهنی به شمار آورده‌اند، چرا كه رسالت انسان هرگز اين نبوده است هرگز اين نبوده است!
رهگذر
۳
و غيبت‌ها و تخمه شكستن به انتظار پرده كه بالا رود همراه جنازه‌يی كه تهمت زيستن بر خود بسته بود از آن پيش‌تر كه بميرد. عصر كثيف‌ترينِ دندان‌ها در خنده‌يی و مستأصل‌ترينِ ناله‌ها در نوميدی.