
کتاب شازده حمام (جلد اول و دوم)
پدیدآورندگان:
محمدحسین پاپلییزدیانتشارات:
انتشارات پاپلی٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
محمد حسن
۴۶
برای دیدن قویترین مردان ایران تلویزیون را به گاراژها، معادن سنگ و آهن فروشیها و ریختهگریها ببرید تا ببینید مردم برای نان خوردن شرافتمندانه چهکارها که نمیکنند.
zhale
۴۰
اساس پیشرفت کار در جهان سرمایه داری پنج تا «پ» (پول و پارتی، پشت کار و پررویی و پری رویی) است.
sandra
۳۷
آدم وقتی جوان است شهامت نه گفتن ندارد. وقتی پیر میشود شهامت بله گفتن ندارد!
۶۷۸۷۱۳
۳۰
هر کسی، هر نوع عادت این مردم را تغییر دهد کارش نوعی شاهکار است.
Hossein Amin
۲۶
این بیابانهای خشک اطراف کویر که جای تربیت اسب نبود. وقتی هم که اسب نبود جنگی هم نبود. کمبود علف باعث شد که مردم شهرهایی مثل یزد صلحطلب باشند نه جنگجو. مردمی که اسب نداشتند، گاو کاری هم نمیتوانستند نگه دارند باید از اعماق زمین آب در میآوردند و خودشان زمین را شخم میزدند. این مردم کجا وقت جنگ کردن داشتند؟ آنها دایم با طبیعت در حال جنگ بودند، دیگر چه لزومی داشت که با آدمها بجنگند؟
محمد حسن
۲۵
من یزدی هستم و موفقیتم اول خواست خداست. دوم زحمت کشیدن خودم. سوم به برکت زمین خریدن و فروختن. چهارم بیقانونی مملکت.
omega
۲۵
باید صدها آدم روی خار و خاشاک و شکم گرسنه بخوابند، تا یکی بتواند در لحاف پر قو بخوابد
۶۷۸۷۱۳
۲۴
من همیشه فکر میکنم که باید زنهای خانهدار بیسرپرست را بیمه کرد. مردمی که از طریق کمیتۀ امداد و جشن عاطفهها پول دریافت میکنند احساس حقارت میکنند.
zhale
۲۱
در مملکتی که صبح عدهای زنده باد مصدق میگفتند و بعدازظهر، همان مردم فریاد میزدند زنده باد شاه، این کارها خیلی تعجبآور نیست. این که یکی از مسئولان بلند پایه حزب توده بعد ۸ سال از شکست حزب و اعدام دهها بلکه صدها نفر از افراد حزب، سردمدار شاهیهای یزد بشود جای تعجب ندارد. جای بسی درس گرفتن است. آدمهایی که مارکسیست بودند و خدا را قبول نداشتند، وقتی زمانه عوض شد قرآن بر سر دست گرفتند و به آن سوگند یاد کردند که به شاه وفادارند. همان آدمها بعد از انقلاب هم نان را به نرخ روز خوردند. بیخود نیست عوام میگویند سیاست پدر و مادر ندارد!
۶۷۸۷۱۳
۲۰
حسین بیبی رباب ملا میگفت نان را باید با انجیر خورد چون انجیر نه پوست دارد و نه هسته و همه چیزش خورده میشود. او با این تفکر اقتصادی در سن ۴۲ سالگی از کم غذایی مرد.
n re
۱۳
شما مردهای پدرسوخته ۳۰۰۰ سال است نگذاشتهاید ما زنها به جایی برسیم.
n re
۱۲
چقدر بچهها چون با خودکار مشق مینوشتند از دست معلمها کتک خوردند یا نمره منفی گرفتند. خودکار در دهه ۱۳۳۰ در یزد مثل کامپیوتر در دهه ۸۰-۱۳۷۰ بود. بچهها از معلمها و آموزش و پرورش جلوتر بودند. همانطور که حالا هم در اکثر شهرهای بزرگ کشور و بهخصوص در تهران بچهها از نظر کاربری کامپیوتر، شناخت نرمافزارها و استفاده از اینترنت از معلمها و آموزش و پروش جلوتر هستند. آموزش و پرورش همیشه از دانشآموزان عقبتر بوده است.
۶۷۸۷۱۳
۱۱
تصمیم گرفتم به ایران برگردم، یکی از همکاران فرانسویام گفت: چرا به ایران میروی اینجا یک لقمه نان پیدا میشود بخوری. به او گفتم این هم کشور است که شما دارید؟ کسی نیست که مرا عصبانی کند و برای من مشکلی بیافریند. آخر این هم مملکت است که آدم حسود در آن کم است و همه کارها آسان است؟!
۶۷۸۷۱۳
۱۱
اگر مادر من هم چهار تا بچه داشت مطمئناً من امروز نمیتوانستم خاطراتم را بنویسم چون احتمالاً هرگز به مدرسه نمیرفتم
farnia
۱۱
آدم باید خیلی تجربه داشته باشد که کلمه نه در دهانش باشد. وقتی از او میپرسند خانه داری؟ بگوید نه، باغ داری بگوید نه، شراب میخوری؟ بگوید نه. نه گفتن در زندگی خیلی مهم است. بیجهت نیست که ننه سکین میگفت: مادر یک نه بگو صد سال راحت باش
محمد حسن
۱۰
اسم فراشاه و خراشاه هم از اسمهای خیلی قدیمی است. آبادی بالاتر از تفت و سر راه شیراز است. بعد از انقلاب به خاطر آن که کلمه شاه در آن بود اسم چند هزار سالۀ این آبادی را عوض کردند. به نظر من این کارها جز هدر دادن وقت و نیرو و بیهویتی فرهنگی نتیجه دیگری ندارد. آخر هر شاهی که منظور پادشاه نیست! اگر اینطور است اسم شاهرگ، شاهتوت، شاهراه را هم عوض کنند.
n re
۱۰
ترس از جهنم چه زمینه خوبی را برای بهرهکشی انسانها توسط آدمهای سودجو فراهم میآورد.
۶۷۸۷۱۳
۹
ثروتمندان باید مالیات خود را بدهند و دولت باید تا ریال آخر مالیات آنها را بگیرد و مردم را بیمه کند و مردم از بیمه اجتماعی حقوق دریافت کنند، نه این که احساس کنند گدا هستند و عدهای هم پز بدهند که ما هم به یاری مردم آمدیم.
n re
۹
وقتی بعد از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ کار به بگیر و ببند رسید و تودهایها را میگرفتند، آقای عباس استادان رئیس تودهایها مدتی در منزل میرزا علیاکبر مقتدری پدر حاج کاظم مقتدری که یکی از سردمداران شاهیها بود، پنهان شد. یعنی به اشارۀ آقا سید جلیل رئیس طرفداران شاه، عباس استادان تودهای در منزل میرزا علیاکبر مقتدری پنهان شد. سران دو حزب توده و شاهی با هم این چنین دوست بودند. با هم تریاک میکشیدند و به هم پناه میدادند. اما مردم بیچاره به خاطر آنها سروکله یکدیگر را میشکستند.
۶۷۸۷۱۳
۸
بزرگترین سرگرمی مردم رفتن به روضه بود. روضه هم سالی چند بار بیشتر نبود. مثل حالا نبود که در تمام سال روضهخوانی باشد. هر سال ده شب در حسینیه پشت باغ و گاه هم در حسینیههای کوچکتر روضهخوانی میکردند.
۶۷۸۷۱۳
۸
یکی دو نفر از معلمها و بهخصوص ناظم که معلم قرآن هم بود بدون آن که اظهار کند بچهها را به ترتیب ثروت پدرانشان در کلاس مینشاند. پولدارها ردیف جلو و بچههایی که پدرشان عمله بودند یا کارگر کارخانه یا شاگرد آشپز ردیف آخر.
anahita.bdbr
۸
اساس پیشرفت کار در جهان سرمایه داری پنج تا «پ» (پول و پارتی، پشت کار و پررویی و پری رویی) است.
۶۷۸۷۱۳
۷
مردی با لباس روحانی بود. سلام کردم. مرد گفت بچه اینجا چه میخواهی؟ گفتم کتاب. او پرسید: چه کتابی میخواهی؟ جواب دادم کتاب حکمت افلاطون. به محض شنیدن این نام مرد نعرهای زد که: بچه برو گردو بازی کن، کتاب حکمت افلاطون میخواهی؟ برو بیرون.
من میخواستم گریه کنم و از کتابخانه بروم. آخر من هم کتاب خواندن را دوست داشتم، هم به مادرم قول داده بودم که روزها به کتابخانه میروم. بیش از یکساعت پیادهروی کرده بودم و حالا این آشیخ این طور با من برخورد میکرد. صدای بلند کتابدار در همۀ سالن پیچید. مرد ۵۵-۵۰ سالهای با کت و شلوار منظم و ریش جوگندمی از خواندن دست کشید. او بلند شد و با صدای ملایمی پرسید پسرجان چه میخواهی؟ به طرف من حرکت کرد و ضمن حرکت گفت: آشیخ محمدباقر با بچهها ملایمتر باشید.
۶۷۸۷۱۳
۷
اگر سیاست های سخت گیرانه آموزش و پرورش موفق بود هرگز انقلاب نمی شد. وجود انقلاب عدم موفقیت آموزش و پرورش سختگیرانه دوره شاه را می رساند
۶۷۸۷۱۳
۷
در سوار کردن مسافر اتفاقهای خندهداری هم میافتاد. گاه مردمی میخواستند با اتوبوس مسافرت کنند، ولی تا آن زمان هرگز سوار اتوبوس یا وسیله نقلیهای که صندلی داشته باشد نشده بودند. آنها اصلاً هرگز روی صندلی ننشسته بودند. بارها میشد یکی دو نفر که اول سوار اتوبوس میشدند برعکس روی صندلی اتوبوس مینشستند. یعنی چهارزانو میزدند و صورت خود را به طرف پشتی صندلی میکردند و آرام مینشستند. باید به آنها یاد میدادند که برگردند و پاهای خود را آویزان کنند و به پشتی صندلی تکیه دهند. مردمیکه پادشاهانشان (کوروش و داریوش) ۲۵۰۰ سال قبل روی صندلی مینشستند، بعد از قرنها روی صندلی نشستن را بلد نبودند.
n re
۷
عشق صدها کار میکند
zahra.n
۷
معلمیکه برای اولین دفعه وارد کلاس میشود اولین بچهای را که جلو دستش میرسد میزند و میگوید بدانید من اینطور آدم میزنم اصلاً معلم نیست. سروکار این آدم با علم و دانشآموز و دانشجو نیست. کسی که سر کلاس شاگردانش را تحقیر میکند، معلم نیست. معلم باید مشوق باشد و سعی کند شاگردش از خودش، هم از نظر علمیو هم از نظر اخلاقی، بهتر باشد. معلمیکه شاگردش ازخودش بهتر نباشد، معلم بدبختی است. معلم موفقی نیست. باید بگویم بیچاره آن استادی که شاگردانش از خودش بهتر نشوند.
سیستم آموزشی اساس پیشرفت و توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور است. هر کشوری که دارای سیستم آموزشی، تحقیقاتی، مستبد، حقیر و فقیر باشد نباید انتظار توسعه در هیچ زمینهای داشته باشد. معلم که فقیر و حقیر شد کل مملکت فقیر و حقیر است. حالا هر چه سیاستمدارها میخواهند داد و فریاد بزنند "آهای توسعه یافتیم". همه به آنها میخندند. معلم که حقیر شد آزادی میرود و استبداد میآید. معلم هم اگر زیادهروی کرد و وظایف معلمیخود را درست انجام نداد. وارث انبیاء نیست، وارث شیطان است.
baran
۷
آنان که میخواهند همه مثل خودشان فکر کنند بنیان همزیستی مسالمتآمیز را که اساس یکپارچگی این کشور است، متزلزل میکنند.
محمد حسن
۶
یکی از اصلاحات اساسی که مملکت نیاز دارد اجرای اصل ۲۹ قانون اساسی است که میگوید همۀ آحاد کشور باید بیمه باشند.
۶۷۸۷۱۳
۶
حمام یک جایگاه اجتماعیـ اطلاعاتی ویژه داشت و محل مبادلۀ اخبار و اطلاعات بود. حمام عمومی بود و همه لخت میشدند. خبر همه چیز هم را داشتند. بهخصوص زنها دقت لازم را در بدن دخترها میکردند و موقع خواستگاری تمام جزئیات را میدانستند. حمام عمومی جایی بود که همه چیز آدمها از جسم و روح آنها لخت و عور میشد. دیوارهای زندگیهای شخصی افراد میشکست