جنبۀ مشترک دیگری که در آرمان غالب انقلابها مشاهده میشود، علاوه بر هدف پیمودن راه رستگاری، هدایت جامعهای فاسد به سوی اخلاقیات و پرهیزکاری است. تلاش در این جهت برای کسانی که اقتدار نظارت بر آن را دارند همانقدر اقناعکننده است که نظارت بر اجرای فرایض دینی. در این میان، انقلاب فرانسه نیز مستثنی نبود و از سوی مجریان پیوسته بر پاکدامنی افراد حکم داده میشد. توکویل در این باره اظهار میدارد كه دولت همانند دین فرد انسانی را بدون توجه به ملیت یا زمانهای که در آن زندگی میکند مینگرد. انقلاب فرانسه هدفش تنها تحقق حقوق شهروند فرانسوی نبود، بلکه میکوشید تا حقوق و وظایف عموم انسانها را نسبت به یکدیگر بهعنوان اعضای یک جامعۀ سیاسی مشخص سازد (توکویل، همان: 41).