قصه‌های جزیره (جلد اول: دختر قصه‌گو)

دانلود و خرید قصه‌های جزیره (جلد اول: دختر قصه‌گو)

۴٫۴ از ۵۸ نظر
۴٫۴ از ۵۸ نظر

برای خرید و دانلود   قصه‌های جزیره (جلد اول: دختر قصه‌گو)  نوشته  ال.ام مونتگومری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت
دن پرسید: «چرا همه توی قصه‌ها خوش‌قیافه‌اند؟ چرا هیچ قصه‌ای دربارهٔ آدم‌های زشت نیست؟» فیلیسیتی گفت: «شاید برای زشت‌ها هیچ ماجرایی پیش نمی‌آید.»
ناهید
فیلیسیتی مصرانه گفت: «زیاد که دعا نمی‌خوانی.» پیتر جواب داد: «اگر زیاد مزاحم خدا نشوم، احتمال اینکه به حرف‌هایم گوش بدهد بیشتر است.»
ناهید
جاده را واقعاً دوست دارم؛ چون همیشه در حیرتی که انتهایش چیست
میـمْ.سَتّـ'ارے
اگر صداها رنگ داشتند، مال او چیزی شبیه به رنگین‌کمان بود
میـمْ.سَتّـ'ارے
"جاده را واقعاً دوست دارم؛ چون همیشه در حیرتی که انتهایش چیست."
"Shfar"
بعد او سر حرف را باز کرد: «صبح به خیر.» تا آن‌موقع چنین صدایی به گوشمان نخورده بود. هرگز، در تمام عمرم صدایی شبیه به آن را نشنیده بودم. نمی‌توانم توصیفش کنم. می‌شود بگویم شفاف بود، می‌شود بگویم دل‌نشین بود، می‌شود بگویم زنگ‌دار و آهنگین بود و البته شاید همهٔ اینها درست باشند، اما هیچ تصور درستی از کیفیت منحصربه‌فرد صدای دختر قصه‌گو به شما نمی‌دهند. اگر صداها رنگ داشتند، مال او چیزی شبیه به رنگین‌کمان بود. به کلمات جان می‌داد. آنچه به زبانش می‌آمد تبدیل به موجودی جاندار می‌شد و دیگر یک گفته یا عبارت لغوی محض نبود
Emily
همهٔ قشنگی زمستان به این است که باعث می‌شود قدر بهار را بدانیم.»
میـمْ.سَتّـ'ارے
«نباید یادمان برود از خدا به خاطر خوب کردن پیتر تشکر کنیم.» دن گفت: «به نظر تو پیتر به‌هرحال خوب نمی‌شد؟» سیسیلی با اضطراب شدیدی گفت: «وای دن، چی باعث می‌شود تو چنین سؤال‌های عجیبی بپرسی؟» دن گفت: «نمی‌دانم. یکهو به ذهنم می‌رسد. البته حتماً امشب بعد از دعا از خدا تشکر می کنم. کار درست، همین است.»
fariba
فیلیسیتی مصرانه گفت: «زیاد که دعا نمی‌خوانی.» پیتر جواب داد: «اگر زیاد مزاحم خدا نشوم، احتمال اینکه به حرف‌هایم گوش بدهد بیشتر است.»
کتاب باز
تا زندگی هست، امید هم هست
میـمْ.سَتّـ'ارے