جملات زیبای کتاب مرده‌های بی کفن و دفن | طاقچه
تصویر جلد کتاب مرده‌های بی کفن و دفنsubscriptionAvailable

کتاب مرده‌های بی کفن و دفن

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
ژان پل سارتر، صدیق آذر
انتشارات: 
انتشارات جامی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
feren
۵
ما از همان لحظه معينی که ديگر کاری ازمان ساخته نبود مرده‌ايم. الان يک تيکه کوچک ميراث زندگانی برايمان مانده است و آنهم اين چند ساعت وقتی است که بايد آن را تلف کنيم.
Sepidov
۲
اينس: برای چه بترسم؟ ترس برای آن‌وقت‌هايی خوب بود که اميدواری داشتم
Sepidov
۱
مگر به‌نظر شما، زندگی کردن مطابق اصول زندگی اشتباه است؟ استل: چه کسی می‌تواند شما را ملامت کند؟ گارسن: من يک روزنامه‌ای را اداره می‌کردم که طرفدار صلح بود. جنگ شروع شد. چکار بايد کرد
n.l.r
۱
من با اشک‌های او گريه می‌کنم.
n.l.r
۱
مدت‌ها است ما مرده‌ايم: ما از همان لحظه معينی که ديگر کاری ازمان ساخته نبود مرده‌ايم. الان يک تيکه کوچک ميراث زندگانی برايمان مانده است و آنهم اين چند ساعت وقتی است که بايد آن را تلف کنيم.
n.l.r
۱
کسانی هستند که تا دم مرگ به‌خاطر ما عذاب کشيده‌اند و اين برای ما خيلی تفريح‌آور بود. حالا ديگر، ما بايد تاوان پس بدهيم.
n.l.r
۰
از بين ماها، او تنها کسی است که فردا زندگی خواهد کرد.
n.l.r
۰
مگر حق اين را ندارد که مرگ خودش را نجات بدهد، تنها چيزی که برايش مانده همين حق است.
n.l.r
۰
من توی قلب آنها جان خواهم داد بدون اينکه به‌آن پی ببرند.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۰
فراموش کرده‌يی که تو را دوست دارم؟ لوسی: آن يکی ديگر بود که دوستش داشتی.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۰
ژان: فراموش کرده‌يی که تو را دوست دارم؟ لوسی: آن يکی ديگر بود که دوستش داشتی. ژان: تويی! لوسی: من يکی ديگر هستم. من خودم هم خودم را نمی‌شناسم.