جملات زیبای کتاب پسری روی سکوها | طاقچه
تصویر جلد کتاب پسری روی سکوها

بریده‌هایی از کتاب پسری روی سکوها

نویسنده:حمیدرضا صدر
انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۳.۲از ۱۶ رأی
۳٫۲
(۱۶)
امید نصف خوشبختی است. امید همچون خون در روان‌تان جاری است که اگر نباشد گامی به پیش نمی‌روید
عبدالله قهری
گاهی درمی‌یابید بیشتر عمرتان را در آفساید سپری کرده‌اید. بی‌ثمر دویده‌اید و صدای سوتی که کشیده‌اند را نشنیده‌اید. شاید آفساید نفرت‌انگیزترین قانون فوتبال باشد، ولی بی‌تردید بازتابندهٔ تلاش بی‌ثمر و گول‌زنک زندگی آدمی هم هست.
زهره
بسیاری از طرف‌داران فوتبال با دل بستن به قهرمان شدن تیم محبوب‌شان، ناکامی‌های خصوصی‌شان را در درون‌شان جبران می‌کنند. به همین دلیل ظرفیت کنار آمدن با پیروزی رقیب را هم ندارند...
کاربر ۹۳۹۵۵۷۶
بدن برای‌شان ابزاری است برای کار کردن و نان درآوردن و نه برای نمایش و اطوار.
ali ns
«چه‌جوری به یک بچه خوشبختی را توضیح می‌دهی؟» گفت؛ «خوشبختی را توضیح نمی‌دهم. توپی جلوِ پایش می‌اندازم و می‌گویم با آن بازی کن.»
کاربر ۹۳۹۵۵۷۶
گاهی بازیکنی که می‌ترسد، تیم و دیگر بازیکنان را دنبال خود می‌کشد. بازیکن بزرگ است که از خود تشویش نشان نمی‌دهد. شجاع است و بیمی به دل راه نمی‌دهد.
زهره
ایران ۱ ـ اسرائیل ۰ ورزشگاه صد هزارنفری، ۲۴ شهریور ۱۳۵۳
کاربر ۷۵۴۴۸۶
بسیاری از طرف‌داران فوتبال با دل بستن به قهرمان شدن تیم محبوب‌شان، ناکامی‌های خصوصی‌شان را در درون‌شان جبران می‌کنند.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
گاهی بهترین مَرهم، رها کردن آرزوست. پس از آن طرف‌دار تیمی نخواهی شد. همهٔ تیم‌ها به تو تعلق خواهند داشت و هیچ‌کدام‌شان مال تو نخواهند بود. تو همهٔ تیم‌ها را دوست خواهی داشت. چاره‌ای جز وداع با عقاب نداری و این چاره‌ناپذیری تو را پوست‌کلفت خواهد کرد.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
بین دو سوی سکوها می‌چرخد ــ «موشه دایان گفت؟ چی گفت؟... در گوش من گفت؟ چی گفت؟... خودش به من گفت؟ چی گفت؟... من از ایران می‌ترسم... من از ایران می‌ترسم...» ــ تا مدت‌ها سر زبان‌ها خواهد ماند. همین‌طور شعار «با اره بریدند سر موشه دایان را...» می‌گویند
کاربر ۷۵۴۴۸۶
پیشکش بی‌مقداری به محضر زهراخانم کریمی، مادر عزیزم. یکی از آن مادرهای مهربان و جان‌سخت این آب و این خاک. بانویی که ما را تحمل کرد. که عشق ورزید و عشق. که شور و فوتبال را در خانه نگاه داشت.
تپولی خواه
در سیاههٔ وقایع کلیدی عصر هویدا قرار خواهی داد. کنار حوادث بزرگی که تاریخ به آن‌ها رجوع خواهد کرد. کنارِ دست برداشتن از ادعای مالکیت بحرین در مقابل ضمیمه شدن جزایر تنب و ابوموسی به ایران. کنار جنگ شش‌روزهٔ اعراب و اسرائیل. کنار ریخت‌وپاش جشن‌های ۲۵۰۰‌ سالگی رژیم شاهنشاهی. کنار لشکرکشی‌های نیروهای ایرانی به ظفار در یمن. کنار خریدهای نظامی سنگین. کنار انحلال همهٔ احزاب کشور و تشکیل حزب رستاخیز. کنار حملهٔ شبانهٔ ساواک به خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
امروز نوشته‌اند «غلامرضا تختی خود را کشت.» از قول او نوشته‌اند «نمی‌دانید خودکشی چه‌قدر سخت است. خداحافظ.»
کاربر ۷۵۴۴۸۶
تلی از گل‌های زمستانی در آرامگاه خاندان شمشیری. تاج‌های گل. میخک، یاس، گلایل و نسترن لای روبان‌های سیاه. صف‌به‌صف. آخرین گل‌باران. این‌بار با شیون.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
تختی با گذر از دروازهٔ تاریخ به افسانه‌ها می‌پیوندد. به اسطوره‌ها. هیچ فوتبالیستی به جایگاه او نخواهد رسید. هیچ‌وقت.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
حکایت خرید صنایع‌دستی ایرانی توسط مک‌کارتنی برای آشر با خریدن یک اشکدان برایش (مک‌کارتنی توضیح داده بانوانی که محبوب سفرکرده‌ای داشتند، اشک‌های‌شان را درون اشکدانی جمع می‌کردند و پس از بازگشت یار، آن را به نشانهٔ دلتنگی و پای‌بندی به او نشان می‌دادند). اظهارنظر مک‌کارتنی دربارهٔ خوانندگان ایرانی (این‌که خیلی‌های‌شان فقط فریاد می‌زنند).
کاربر ۷۵۴۴۸۶
شاه گفته دولت ایران را فقط شاه و مجلسیان می‌توانند ساقط کنند (یک دهه بعد درمی‌یابید چه‌قدر پرت گفته).
کاربر ۷۵۴۴۸۶
عبدو باشگاهی را که پنج سال پیش تأسیس کرده در سایهٔ انحلال شاهین به صف اول ورزش ایران می‌کشد. باشگاهی به نام پرسپولیس
کاربر ۷۵۴۴۸۶
پرسپولیس ۶ ـ تاج ۰ استادیوم صد هزارنفری، ۱۶ شهریور ۱۳۵۲ این نه یک بازی که حادثه‌ای باورنکردنی است. رخدادی توضیح‌ندادنی.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
او به نکبت چشمهٔ تملق جماعت تماشاگر هم دست می‌یابی. به این‌که قهرمان دیروز را زمانی به یاد می‌آورند که نعش شده. که مُرده.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
ایران ۲ ـ اسرائیل ۱ امجدیه، ۲۹ اردیبهشت ۱۳۴۷ نمی‌توانید راهی امجدیه شوید. اعتنایی به التماس‌های‌تان نمی‌کنند. اجازه نمی‌دهند آخرین دیدار مسابقات جام ملت‌های آسیا را از روی سکوها ببینید. می‌گویند بلیت نایاب شده است (بلیت ۱۰ تومانی تا ۱۲۰ تومان فروش رفته). می‌گویند خیابان‌های اطراف امجدیه مسدود شده. می‌گویند انتظامات استادیوم بر عهدهٔ چهار کلانتری قرار گرفته. می‌گویند وضعیت اضطراری در تهران بر پا شده. می‌گویند کسی نمی‌داند چه پیش خواهد آمد.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
بلکه برای بحران خاورمیانه. برای جنگ شش‌روزهٔ سال پیش اعراب و اسرائیل. برای اخبار رسیده از صحرای سینا و نوار غزه و بلندی‌های جولان. برای تنش جاری در بیت‌المقدس و خشونت صهیونیست‌ها. برای خشم برتافتهٔ کشورهای مسلمان. نبرد امروز تهران مصادف با چندین رخداد سیاسی است. صهیونیست‌ها دو هفتهٔ پیش بیست‌سالگی برپایی اسرائیل را جشن گرفته‌اند.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
تیم باید ده‌نفره بیش از نیم‌ساعت با اسرائیلی‌ها بجنگد. با ماشین سنگین. به‌نظر می‌رسد ماشین سنگین اسرائیل جام را به چنگ خواهد آورد.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
ایران قهرمان. اسرائیل مغلوب. کاپیتان حسن حبیبی روی دوش هم‌تیمی‌هایش. اشک شادی. بوسه بر جام با لبان گرم و عرق‌آلود. بوسه‌های حریصانهٔ توأم با احترام. رخساره‌های تب‌آلود و خیس. شادی و سرور. جشن و پای‌کوبی مردمی. غریو غرور در خیابان‌ها. موجی از هیاهو. هلهلهٔ شادی.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
طنین پیروزی برابر اسرائیل در امجدیه ماندنی خواهد شد. شعارها تکرار خواهند شد. سکوهای سیمانی امجدیه سخن‌ها خواهند گفت. جایگاه‌ها گفت‌وگوها خواهند کرد. شبح همایون بهزادی در آن میدان ضربه‌های سرش را بارها و بارها خواهد نواخت و اکبر افتخاری حریفش را بارها پشت سر خواهد گذاشت. این‌جا برای‌تان عزیزتر از هر استادیومی خواهد بود.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
گاهی اظهار علاقه به فوتبال مترادف می‌شود با اعتراف به گناهی نابخشودنی. گاهی با شرم حرف می‌زنید و حیا. با احساس حقارت و خردی.
فرزین ملکی