جملات زیبای کتاب دلهره‌ی هستی | طاقچه
تصویر جلد کتاب دلهره‌ی هستی

بریده‌هایی از کتاب دلهره‌ی هستی

نویسنده:آلبر کامو
انتشارات:انتشارات نگاه
امتیاز
۳.۷از ۱۰ رأی
۳٫۷
(۱۰)
هرچه هست، در همین دنیا است. عاقبت کار آدمی دخمه‌ای است بی‌روزن. پس: بیار باده که بنیاد عمر بر باد است. شوق زیستن طبیعی است، باید اراده زیستن هم بدان افزوده شود.
mahlagha
آدمی در این دنیا، همانند موشی است که در تله گرفتار آمده باشد. بهترین کاری که عجالتآ این موش می‌تواند انجام دهد، این است که فعلا پنیر طعمه را بخورد.
پورآزاد
آیا زندگی به زحمت زیستن می‌ارزد؟ آری، باید زیست. انسان میرنده است. این سرنوشت محتوم آدمی است و باید آن را بپذیرد. به سراغ مرگ نباید رفت
پورآزاد
بیداد را هرکسی می‌فهمد. اما کسی آن را احساس می‌کند که در آن زیسته باشد.
Naarvanam
می‌خواهد اندیشه‌های مرده را، به‌عنوان واقعیت‌های زنده، به ما عرضه کند.
mahshid
«اسطوره سی‌زیف»، که به سال ۱۹۴۲ منتشر شد، رساله‌ای است فلسفی. موضوع کتاب چنین است: رابطه جهان و آدمی گنگ است. آیا این مسأله می‌تواند بهانه‌ای برای خودکشی یا مرگ ارادی گردد؟ خلاصه، آیا زندگی به زحمت زیستن می‌ارزد؟ آری، باید زیست. انسان میرنده است. این سرنوشت محتوم آدمی است و باید آن را بپذیرد. به سراغ مرگ نباید رفت.
شلاله
در دنیای فقر، ایام هفته، همانند صفحه شکسته موسیقی پیوسته می‌چرخد و همیشه همان نغمه مکرر تهی را بازمی‌گوید: شنبه، یکشنبه،... سه‌شنبه... جمعه، شنبه،... دوشنبه، چهارشنبه... جمعه،... در این زندگی، زیستن، فقط به معنای حاضر بودن است. والسلام
Naarvanam
(آنچه که مردم بهانه زیستن می‌خوانند، بهانه بسیار خوبی برای مردن نیز هست.) پس به عقیده من معنی زندگی واجب‌ترین مسأله است.
شلاله
بیار باده که بنیاد عمر بر باد است.
Hawmid Rezam
آغاز اندیشه، آغاز نزار شدن است.
mahshid
بسیاری از مردم، برای گریز از خود عشق، عشق به زندگی را شعار خود می‌کنند.
بیگرد ت
«آزادی را من در آثار مارکس نیاموختم. بل خود آن را در دل فقر شناختم».
mahlagha
در جهانی که ناگهان از آرزوها و نور هم محروم شده است، آدمی احساس بیگانگی می‌کند.
mahshid
«شاید به‌عنوان هنرمند نیازی نباشد که ما در امور عصر خود دخالتی داشته باشیم، ولی به‌عنوان یک انسان، چرا».
بیگرد ت
اما عظمت انسان در این نیست، بل در تصمیم او است به این‌که بزرگ‌تر از سرنوشت خود باشد، و اگر سرنوشت عادلانه نباشد، برای او فقط یک راه می‌ماند که بر آن چیره گردد: «آن راه این است که او خود عادل باشد».
بیگرد ت
در میان تیره‌روزان، بهروزی فردی غیرممکن یا دست‌کم شرم‌آور است.
بیگرد ت
به عقیده کامو، تحلیل تاریخ، این نکته را به اثبات می‌رساند. هر شورشی، فلسفی، سیاسی یا هنری، دلالتگر قدرت آدمی است در «مرمت هرآنچه در آفرینش مرمت‌پذیر است».
بیگرد ت
او می‌گوید: «در یک دنیای بدون داوری، که در آن کسی بی‌گناه نیست، چه کسی جرأت دارد که محکومم کند؟»
بیگرد ت
شاید خوشبختی یعنی همین حال؛ دلسوزی در حق شور بختی خود.
بیگرد ت
بعضی گلی را در اوراق کتاب می‌گذارند و بدین‌سان گردشگاهی را که در آن همای عشق نوازششان کرده است به زندان می‌کنند.
بیگرد ت
پرومته مبشر چه پیامی است؟ بی‌شک می‌توان گفت که این عصیانگر، که علیه خدایان گردن افراخته، نمونه انسان معاصر است. و صدای اعتراضی که هزاران سال پیش از این در سرزمین سوزان سکاها برخاست امروز بدل به تشنج تاریخی بی‌نظیری گردیده است. اما گویی هنوز آزار این ستمدیده در میان ما ادامه دارد و ما برای شنیدن فریاد عصیان بشر که او تک ناله منزوی آن را سر می‌دهد گوش شنوا نداریم.
بیگرد ت
به قول یکی از دوستان، هر مردی همیشه دارای دو خصلت است: خصلت خاص خود او، و خصلتی که زنش به او نسبت می‌دهد. حال جامعه را جانشین زن کنیم:
بیگرد ت
من آرزومندم که نویسنده‌ای بیرون‌گرا باشم. منظورم از بیرون‌گرا نویسنده‌ایست که شخص خود را موضوع داستانش نمی‌کند.
بیگرد ت
فاتحان هم گاهی ناشادند. باید سزای آن همه افتخارات بیهوده را دید
بیگرد ت
ما می‌خواهیم که در برابر سرنیزه هرگز سر تسلیم فرود نیاوریم تا قدرتی که در خدمت اندیشه نیست چیره نگردد. این امر مستلزم تلاشی است پایان‌ناپذیر و ما نیز برای ادامه این تلاش آفریده شده‌ایم.
بیگرد ت
میهن در لحظه‌ای بازشناخته می‌شود که از دست می‌رود.
بیگرد ت
«شادی بر روی زمین مسافر غریبه‌ای است»
بیگرد ت
: آدمی در این دنیا، همانند موشی است که در تله گرفتار آمده باشد. بهترین کاری که عجالتآ این موش می‌تواند انجام دهد، این است که فعلا پنیر طعمه را بخورد. رند شیراز هم به عافیت آدمی توجه داشت که می‌گفت: جایی که تخت و مسند جم می‌رود به باد گر غم خوریم خوش‌نبود،
mahlagha
غم دردناک پیری اینست که دیگر گوش کسی بدهکار حرف آدم نیست. او را به سکوت و تنهایی محکوم می‌کردند. به او اخطار می‌کردند که باید به زودی بمیرد
پورآزاد
«مادر کودک نیز خموش می‌ماند. گاه کودک ازاو می‌پرسد: ـ به چه می‌اندیشی؟ ـ به هیچ! این سخن عین حقیقت بود. مادر به چیزی نمی‌اندیشد. هرچه هست همین‌جا است: زندگی او، علاقه‌ها و کودکانش. حضورشان چنان طبیعی است که احساس هم نمی‌شود».
Naarvanam

حجم

۱۵۱٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۸

تعداد صفحه‌ها

۱۸۵ صفحه

حجم

۱۵۱٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۸

تعداد صفحه‌ها

۱۸۵ صفحه

قیمت:
۷۷,۰۰۰
تومان