
بریدههایی از کتاب جلاد لاغر
۴٫۴
(۱۴۹)
ـ فقط برای اینکه خودت احساس بهتری داشته باشی، مرا اذیت نکن.
"Shfar"
مادر دیبوتی به او یاد داده بود که آدم نباید هیچوقت کسی را برنجاند که امکان داشته باشد روزی محتاج ترحمش بشود.
-Dny.͜.
من عقیده دیگران را مسخره نمیکنم. دنیا آنقدر بزرگ است که هزار تا عقیده دیگر را هم میتواند توی خودش جا بدهد. هر قومی حق دارد که اعتقادات خودش را داشته باشد.
میرالماسی
وظیفه جلاد این نبود که در برابر رأیِ داوران و قضاوت آنها بایستد؛ او فقط باید سرها را قطع میکرد.
.
زندگی جنگجویی برای همه نیست. تو باید با همان تواناییهایی که داری بهترین موقعیتها را برای خودت بسازی.
"Shfar"
آدم باید بداند که چه موقع وقتش رسیده تا خودش را از کار کنار بکشد.
"Shfar"
«فقط خدا از حقیقت مطلق خبر دارد. همیشه برای آدمها چیزی هست که باید یاد بگیرند. ما کورمال کورمال به طرف شناختی میرویم که تکهای از زمان را برایمان آشکار میکند. هیچکس نباید ذهنش را روبه افکار نو ببندد.»
فاطمه.م
آدم باید بداند که چه موقع وقتش رسیده تا خودش را از کار کنار بکشد.
.
«ما نمیتوانیم تعیین کنیم که کجا به دنیا بیاییم یا چطوری بزرگ بشویم. ولی اگر لازم باشد، میتوانیم باورهای اطرافیانمان را نپذیریم. عزیزان ما و بزرگترهایمان همیشه نمیدانند که چه چیزی بهتر است. آدم باید به قلبش گوش بدهد و خودش نتیجه بگیرد که چه چیزی درست است و چه چیزی غلط.»
میرالماسی
ولی کار کردن برای حاکم افتخار بزرگی محسوب میشد؛ مردم معتقد بودند که به خاطر خدماتشان به حاکم شهر، خدا در دنیای پس از مرگ جایگاه ویژهای را ـ به انتخاب خودش ـ به آنها اختصاص میدهد.
"Shfar"
جلاد تبرش را چرخاند ـ تَق! ـ و سر دیگری روی زمینِ خاکآلود غلتید.
"Shfar"
«چه کاری را نکنم؟»
ـ فقط برای اینکه خودت احساس بهتری داشته باشی، مرا اذیت نکن.
| Atiyeh |
دنیایی بدون درد، شکست، خیانت، نفرت، مرگ، تنهایی؟ غیرممکن!
Masoumehh
وقتی حرفهای جیبل تمام شد، تل سانی گفت: «یک چیز دیگر، قربان. پیراهن خاصی را در نظر دارید که من فردا صبح بپوشم؟»
جیبل با قیافه عبوسی جواب داد: «میتوانی همین شلوار لعنتیات را بپوشی.»
سعید جان
من فقط فکر میکنم که کسمار بینت توی هواشناسی خیلی خبره است. امروز صبح دیدم که بیرون چادرش ایستاده بود، به آسمان نگاه میکرد و دنبال جهت باد میگشت. کار خیلی از کسانی که به دروغ ادعای پیغمبری کردهاند با پیشبینی وضع هوا رونق پیدا کرده.
V
ظاهر اوضاع طوری است که انگار این رنجها ابدیاند، ول اینطور نیست.
HELL KNIGHT
جیبل با کلهشقی سر تکان داد، بعد به ماری اشاره کرد که دور گردن یکی از زنها کتیب پیچیده بود و گفت: «شاید آن جانور بابات باشد!»
تل سانی لبخن زد: «شاید، یا شاید هم یکی از قوم و خویشهای شما.»
جیبل غرید: «مواظب باش، برده.» و تکه دیگری از آن گوشتِ ماهیمانند را گاز زد. اما وقتی متوجه شد که تل سانی نگاهش نمیکند، با نگرانی به مار نگاه کرد تا ببیند هیچ شباهت خانوادگی با او دارد یا نه.
نیومون
برایم مهم نیست. تو دوست منی. من تو را تمیکشم.
Negaarstan
برایم مهم نیست. تو دوست منی. من تو را تمیکشم.
Negaarstan
برایم مهم نیست. تو دوست منی. من تو را تمیکشم.
Negaarstan
برایم مهم نیست. تو دوست منی. من تو را تمیکشم.
Negaarstan
ظاهر اوضاع طوری است که انگار این رنجها ابدیاند، ول اینطور نیست.
میرالماسی
جلو آمد و آهسته گفت: «دوست دارم، جیبل.»
جیبل با نیشخند جواب داد: «معلوم است که دوستم داری.» و آهسته و زیر لبی ادامه داد: «من هم دوستت دارم
Outis
مردم من خدا را عبادت میکنند تا به او نزدیکتر باشند، نه اینکه خواستههایشان را از او طلب کنند.
ali.306
همیشه برای آدمها چیزی هست که باید یاد بگیرند. ما کورمال کورمال به طرف شناختی میرویم که تکهای از زمان را برایمان آشکار میکند. هیچکس نباید ذهنش را روبه افکار نو ببندد.
ali.306
نفرت باعث سردرگمی میشود و وقتی ابرهای خشم ذهن آدم را دربرمیگیرند، دیگر نمیتواند درست فکر کند.
ali.306
مادر دیبوتی به او یاد داده بود که آدم نباید هیچوقت کسی را برنجاند که امکان داشته باشد روزی محتاج ترحمش بشود.
Zohreh
نفرت باعث سردرگمی میشود و وقتی ابرهای خشم ذهن آدم را دربرمیگیرند، دیگر نمیتواند درست فکر کند.
Zohreh
تل سانی گفت: «به طور معمول، من از انتقام طرفداری نمیکنم، ولی در این مورد با شما موافقم. امیدوارم آهسته و دردناک بمیرند.»
جیبل از تلخیِ لحن تل سانی تعجب کرده بود، ولی از آن خوشش آمد. الان وقت آن نبود که بزرگوارانه رفتار کنند. حق همین بود که بیاراییها تاوان دردناکی دهند.
Yashar Mir
اگر قرار بود که زنده بماند، وجود نفرت ضروری بود. نفرت باعث میشد که به راهش ادامه بدهد و پیش برود.
HELL KNIGHT
حجم
۳۱۰٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۵۸۴ صفحه
حجم
۳۱۰٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۵۸۴ صفحه
قیمت:
۱۸۰,۰۰۰
تومان