جملات زیبای کتاب ناخدا برای ناهار رفته و ملوانان کشتی را تسخیر کرده‌اند | طاقچه
تصویر جلد کتاب ناخدا برای ناهار رفته و ملوانان کشتی را تسخیر کرده‌اندsubscriptionAvailable

کتاب ناخدا برای ناهار رفته و ملوانان کشتی را تسخیر کرده‌اند

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۴۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
چارلز بوکوفسکی، علی همتیان
انتشارات: 
انتشارات شمشاد

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mohammad
۸۰
بیشتر زندگی‌ام، پول آنچنانی نداشتم. نیمکت پارک و غرغر صاحب‌خانه را خوب می‌فهمم. دو چیزِ پول اشتباه است: خیلی زیاد بودنش و خیلی کم بودنش
-Dny.͜.
۷۱
دو چیزِ پول اشتباه است: خیلی زیاد بودنش و خیلی کم بودنش
farnaz Puresmaili
۵۱
مردم مرا خالی می‌کنند. باید از آن‌ها دور شوم تا دوباره خودم را پر کنم.
Raya
۴۲
از بچگی در جهنم خودم به سر می‌بردم، هنوز هم در جهنم خودم هستم و احساس برتری نمی‌کنم.
Mohammad
۴۱
چه سیرک جالبی، تنها بودن ما را مجبور می‌کند به هم عشق بورزیم
.
۳۸
فکر کنید و بعد فراموشش کنید وگرنه دیوانه می‌شوید.
Raya
۳۷
تا بحال نشده که از روی پل با ماشین رد شوم و به خودکشی فکر نکنم. نمی‌توانم به دریاچه یا اقیانوسی، بدون فکر به خودکشی، نگاه کنم. منظورم این است که دیگر وقتی ندارم. اما خودکشی همیشه به من چشمک می‌زند. مثل چراغی که همیشه در تاریکی روشن است. ولی همیشه از بیرون به تو کمک‌هایی می‌شود تا بتوانی بیشتر در بازی بمانی، می‌فهمی؟ و فقط می‌تواند دیوانگی باشد و اصلاً هم جالب نیست رفیق.
Raya
۳۲
همهٔ ما در طول زندگی بارها در تله‌های مختلف گیر می‌کنیم و زخمی می‌شویم. هیچ‌کس از دست این تله‌ها فرار نمی‌کند، حتا کسانی هستند که در تله‌ها زندگی می‌کنند. مسئله این است که بدانی تله، یک تله است و اگر داخل تله باشی و نفهمی، کارت تمام است.
Mithrandir
۲۸
زندگی بدون نوشتن آسان‌تر از زندگی بدون لوله‌کشی آب است
سروش علی‌نژاد
۲۵
همهٔ ما به سمت مرگ می‌رویم، همهٔ ما، چه سیرک جالبی، تنها بودن ما را مجبور می‌کند به هم عشق بورزیم اما این هم جواب نمی‌دهد. ما وحشت‌زده و غرق در ابتذالیم، توسط چیزی که نیست، خورده می‌شویم.
Mithrandir
۲۳
هیچ‌وقت برای نوشتن زور نزنید، لغات را مجبور نکنید. به جهنم، اینجا اصلاً مسابقه‌ای درکار نیست و مطمئن باش رقابت خیلی کمی هم وجود دارد. خیلی کم.
Mithrandir
۱۸
دید من به نویسندگان این‌طور است، انسان‌هایی نیمه‌دیوانه که نمی‌توانند با جامعه هماهنگ شوند.
Mohammad
۱۸
از بچگی در جهنم خودم به سر می‌بردم، هنوز هم در جهنم خودم هستم و احساس برتری نمی‌کنم.
Raya
۱۷
وقتی می‌نویسی شب‌ها موقع خواب انگشت‌های پایت به تو می‌خندند، وقتی می‌نویسی مثل ببرها با غرور گام برمی‌داری، وقتی می‌نویسی آتشی در چشمانت به وجود می‌آید که می‌توانی به راحتی با مرگ رو در رو شوی. مثل یک جنگجو می‌میری و با افتخار به جهنم می‌روی. خوش‌شانسی دنیا. همراهش برو، ارسالش کن، دلقکی در تاریکی باش. بامزه است. بامزه است و یک خط جدید دیگر...
shima ash
۱۶
هربار به کسی پولی بدهید تا به شما بگوید چکار کنید، یک بازنده هستید و این شامل روان‌پزشکت، روانشناست، دلال و حتا معلم مدرسه و افراد دیگر هم می‌شود. هیچ درسی بهتر از این وجود ندارد که بعد از شکست دوباره خودت را جمع و جور کنی و به کارت ادامه بدهی. اما هنوز بسیاری از مردم با ترس دست و پنجه نرم می‌کنند. آن‌قدر از شکست می‌ترسند که شکست می‌خورند. خیلی تحت تأثیر شرایط هستند، عادت کرده‌اند که به آن‌ها گفته شود چکار کنند. این مشکل از خانواده سرچشمه می‌گیرد و سپس به مدرسه می‌رسد و در انتها وارد دنیای کار می‌شود.
Sahar B
۱۳
بعضی وقت‌ها هشداری وجود ندارد. همه‌چیز در یک ثانیه اتفاق می‌افتد. همه چیز تغییر می‌کند، تو زنده‌ای اما یکباره می‌میری.
Mithrandir
۱۲
هیچ درسی بهتر از این وجود ندارد که بعد از شکست دوباره خودت را جمع و جور کنی و به کارت ادامه بدهی.
Mithrandir
۱۲
مردم حاضرند ببازند تا برنده شوند.
.
۱۱
نوشتن من یعنی زنده بودن من و اگر نتوانم یعنی تمام گذشته‌ام الکی بوده است.
.
۱۰
من نمی‌خواهم که با واقعیت روبرو شوم. البته یک سؤال؛ کدام خری دوست دارد با واقعیت روبه‌رو شود؟
farnaz Puresmaili
۱۰
چیزهای زیادی هستند که می‌توان راجع‌به‌شان نوشت اما نمی‌توان دربارهٔ آن‌ها حرف زد.
farnaz Puresmaili
۱۰
همین‌طور که مشغول قدم زدن بودم این بچه را دیدم که به سمتم می‌دود. می‌دانستم چه می‌شود. راهم را بست. "ببخشید، شما چارلز بوکوفسکی هستید؟" گفتم: نه، من چارلز داروین هستم و از کنارش گذشتم.
Mithrandir
۸
سادگی کلید موفقیت است.
Mithrandir
۸
خیلی خوشحالم که بزرگی و عظمت را در دیگران می‌بینم هرچند که مقدار آن اندک است.
k1
۷
دوست دارم که در زندگی بعدی‌ام گربه باشم، روزی ۲۰ ساعت بخوابم و منتظر غذا باشم، در گوشه‌ای بنشینم و ماتحتم را بلیسم. انسان‌ها بدبخت و عصبی‌اند، تک‌بعدی فکر می‌کنند.
farnaz Puresmaili
۷
به نظر من بیشتر احساس کن و کمتر فکر کن.
.
۶
موسیقی پناهگاه من بود.
.
۶
اینجا هم مثل بقیه جاها پر از غم و غصه و ناراحتی است. جایی برای رفتن نیست. چرا یک جا هست. این‌که بروی داخل اتاق و در را ببندی، در این حالت، یا زنت افسرده می‌شود یا خودت افسرده‌تر می‌شود. سرزمین همسران افسرده توسط مردانی ساخته شده است که همیشه در اشتباه‌اند.
farnaz Puresmaili
۶
هر نویسنده برای من جادوی خاصی دارد. هر کس در را به لغات خودش باز کرده است
pejman
۶
جاودانگی، احمقانه‌ترین اختراع زندگی است!