جملات زیبای کتاب آخر شخص مفرد | طاقچه
تصویر جلد کتاب آخر شخص مفرد
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب آخر شخص مفرد

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
عارفه دهقانی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
فاطمه کلهر
۳۸
من، «آهوی رَم‌کرده تهران»، آقا از بَس که نیامدم خراسان، آقا اوضاعِ دلم وخیم شد ... حالا هم دیوانه‌ام ـ از شما چه پنهان ـ آقا
S
۱۹
ﻣﺎ منتظریم و چشم در راه؛ بیا ﻫﺮ لحظه، خسوفِ غم شد، ای ماه، بیا دل منتظر است، آسمان منتظر است ﯾﺎ عشق ـ علیک رحمه الله ـ بیا
زینب هاشم‌زاده
۵
حتی تو اگر داغ‌تر از غم باشی یک لحظه که نه! غمی دمادم باشی تنها تو مقیم خانه قلبم باش خوشحالم از اینکه میهمانم باشی
محدثه
۵
یک عالمه عشق، سهم امسال من است بارانِ بهار هم به دنبال من است با ثروتِ خویش بی‌نیازم، همچون سهراب، که گفت: «آسمان مالِ من است»
nia
۴
هِی غصه نخور که کار و بارَم بَد شد با این‌همه زحمت «آه»، راهم سَد شد سعی تو به جای خود؛ ولی در آخر «هر چیز خدا بخواهد آن خواهد شد»
nia
۳
من، «آهوی رَم‌کرده تهران»، آقا از بَس که نیامدم خراسان، آقا اوضاعِ دلم وخیم شد ... حالا هم دیوانه‌ام ـ از شما چه پنهان ـ آقا!
Fatemeh
۳
تا جان به تن است ـ اگرچه کم ـ می‌مانم حتی دل اگر شکست هم می‌مانم در کشمکشِ مردی و نامردی‌ها تن جا زد و من جار زدم: می‌مانم
محدثه
۳
ضرب‌المثل زمانه شد چشمانم معروف‌ترین ترانه شد چشمانم از بس تو نیامدی و من باریدم دریای مدیترانه شد چشمانم!
زینب هاشم‌زاده
۲
هر لحظه یکی رسید و از غم‌ها گفت از درد و گرانی و دلی تنها گفت «دیروز» که خواستم به تو فکر کنم «امروز» رسید و از غمِ «فردا» گفت!
nia
۲
تا جان به تن است ـ اگرچه کم ـ می‌مانم حتی دل اگر شکست هم می‌مانم در کشمکشِ مردی و نامردی‌ها تن جا زد و من جار زدم: می‌مانم
زینب هاشم‌زاده
۱
امروز شبیه هیچ‌کس، دلتنگم هرچند پریدم از قفس، دلتنگم انگار هنوز در خودم زندانم تنگ است دلم ـ همین و بس ـ دلتنگم
زینب هاشم‌زاده
۱
فریاد زدم که یا نبودن یا تو فریاد زدم که من عجینم با تو در یادِ تو، فریادِ دلم باقی باد دل، خانه هیچ کس نشد الّا تو!
نقدی
۱
از سمتِ تو می‌وزد نسیم سحری بر روی سَرَم، دستِ تو، مهر پدری هرچند ندیدمت ولی می‌دانم از خوب‌ترین خوب‌تران خوب‌تری!
نقدی
۱
مانند همیشه: رود، من دریا، تو سرسبزترین فصلِ خدا تنها تو گفتی که «من و بهار برمی‌گردیم» امسال بهار آمده، اما تو ...!
فاطمه کلهر
۱
دِق کردن ازین غربت و غم بی‌جا نیست هر کس که نسوخت با شما، با ما نیست از غربتتان همین نشانی بس که خاکی‌تر از این مَزار در دنیا نیست
فاطمه کلهر
۱
ای ذکرِ لبانِ عشق، زهرا زهرا سرچشمه نور آسمان‌ها: زهرا! در جنگِ همیسشگی حق با باطل رمز عملیاتِ علی: «یا زهرا»
nia
۱
امروز شبیه هیچ‌کس، دلتنگم هرچند پریدم از قفس، دلتنگم انگار هنوز در خودم زندانم تنگ است دلم ـ همین و بس ـ دلتنگم
nia
۱
چندی‌ست دلم گرفته از آدم‌ها انگار اثر نمی‌کند مرهم‌ها چندی‌ست تک افتاده‌ام اینجا، تنها من چیده شدم از این‌همه درهم‌ها!
nia
۱
تا نور درونِ سینه انسان ریخت کشتی نجات شد اگر طوفان ریخت چون نوح، روان شد و خدا پشتِ سَرَش دریا دریا از آسمان باران ریخت
زینب هاشم‌زاده
۰
چندی‌ست دلم گرفته از آدم‌ها انگار اثر نمی‌کند مرهم‌ها چندی‌ست تک افتاده‌ام اینجا، تنها من چیده شدم از این‌همه درهم‌ها!
زینب هاشم‌زاده
۰
هر لحظه یکی رسید و از غم‌ها گفت از درد و گرانی و دلی تنها گفت «دیروز» که خواستم به تو فکر کنم «امروز» رسید و از غمِ «فردا» گفت!
زینب هاشم‌زاده
۰
نادیده بگیر، اگر که نالید دلم از دستِ تو، دل، دستِ خودم نیست که نیست!
نقدی
۰
زهرا که تو را ز کوثر آوَرْد آن شب یک باغ، گلِ معطر آورد آن شب فُطرُس ز شفاعتِ تو بخشوده شد و از شدتِ شوق، پَر درآورد آن شب