fatemehbek
۶۷
«جدم، موسی ابنجعفر که سلام بر او باد، فرموده است هرگاه از زمین و زمینیان دلتنگ شدی، به آسمان نگاه کن و سه بار بگو: بسم الله الرحمان الرحیم!»
yasamin
۴۳
واقعاً مسخره است. کار فرهنگیکردن با آدمهای بیفرهنگ!
yasamin
۳۹
ای امام زمان، چه صبری داری از تحمل دردهای این دنیا که مکرر در مکرر است!
ف_حسنپوردکان
۲۳
دلم میخواست به بیکفایتی خودم گریه کنم. اما برعکس، گریهام نمیآمد و اندوهِ بیکفایتی هم خود را به صورت خشم نشان میداد.
ف_حسنپوردکان
۱۸
میگوید: مطمئنم خدا تو را فرستاده تا در این شب تاریک و سرد انیس من باشی!
مرد لبخند میزند. میگوید: از این لطف بالاتر چیست که تو را فرستادهٔ خداوند تبارک بخوانند؟
جمع ضدین
۱۷
صبور گفت: «همیشه فکر میکردم خودِ امام است که مستقیما حضور پیدا میکند.»
سر تکان داد که نه. گفت: «همیشه در زمین طی یک سلسله مراتب معنوی، یک قطب، چهار اوتاد و چهل ابدال و هفتاد نجباء و ۳۶۰ صلحاء حاضر و ناظرند. این روایت از حضرت علی است، و با استناد به فرمایش ایشان هیچ دلیلی وجود ندارد که امام مستقیما خود حاضر شوند!»
صبور گفت: «درست است!»
ف_حسنپوردکان
۱۳
«نوشتن مراحل مختلفی دارد که اولینش تحقیق و پژوهش است...»
جمع ضدین
۱۳
صبور گفت: «همیشه فکر میکردم خودِ امام است که مستقیما حضور پیدا میکند.»
سر تکان داد که نه. گفت: «همیشه در زمین طی یک سلسله مراتب معنوی، یک قطب، چهار اوتاد و چهل ابدال و هفتاد نجباء و ۳۶۰ صلحاء حاضر و ناظرند. این روایت از حضرت علی است، و با استناد به فرمایش ایشان هیچ دلیلی وجود ندارد که امام مستقیما خود حاضر شوند!»
صبور گفت: «درست است!»
ف_حسنپوردکان
۱۱
«باید مراقب باشیم در فیلمنامه جای آنکه کلاممان شعر شود، تصویر را شاعرانه کنیم. حس شعر باید تبدیل به تصویر شود
M.M
۱۰
ای امام زمان، چه صبری داری از تحمل دردهای این دنیا که مکرر در مکرر است!
اصلاً آیا رنجهای دنیایی بر تو نیز همچون ما مترتب است؟
آیا تو که فرازمانی هستی، فرادرد نیز هستی؟ آیا همانطور که گردهٔ زمان را به خاک کشیدهای، گردهٔ درد و رنج و بیماری را هم به خاک کشیدهای؟
ف_حسنپوردکان
۸
بهترین موضوع برای یک فیلمنامهنویس مبتدی که اصلاً با حالوهوای کار آشنا نیست، استفاده از تجربههای شخصی است.
zaraakra
۸
فراموش نکنیم که او بر گُردهٔ زمان سوار است و هر لحظه میتواند هر کجا که دلش خواست باشد
مریم طباطبایی
۸
«غیبت» در شیعه به معنای ناپیدابودن در مقابل «ظهور» است و نه به معنای «ناپدیدبودن» در مقابل «حضور».
مریم طباطبایی
۸
از دیده نهان اما اندر دل من جایش
او را طلبم هر شب شاید که ز در آید
zaraakra
۷
ملیکا به آسمان نگاه کرد. صدای امام در گوشش پیچید: «جدم، موسی ابنجعفر که سلام بر او باد، فرموده است هرگاه از زمین و زمینیان دلتنگ شدی، به آسمان نگاه کن و سه بار بگو: بسم الله الرحمان الرحیم!»
جمع ضدین
۷
حتی ظرایف شخصیت هم در سیناپس محلِ رجوع نیست، بلکه کلیگویی از هر حیث در سیناپس ملاحظه میشود. حالا اگر در سیناپسنویسی حالی دست داد و سکانسی نزدیک به آنچه قرار است در فیلمنامه اتفاق بیفتد، نوشته شد، بحثی دیگر است.
خانم دکتر معطر م. دانشجوی پزشکی از دانشگاه شهید بهشتی، من همیشه دانشجوها را پرهیز دادهام از اینکه خلاف اصول عمل کنند. توصیهام این بوده که به حالِ دستداده حرمت بگذارند و آنچه را در لحظهٔ نوشتن سرریز میشود، بنویسند و از آن هنگام نوشتن فیلمنامه استفاده کنند، اما هنگام ارائهٔ سیناپس ظرایف را چه در گفتار چه در رفتار حذف کنند تا سیناپسشان تابع اصول باشد...
H. Gh
۷
«او امامی نیست که زمان گرفته باشدش که اگر گرفته بود، الان بین ما نبود. بلکه اوست که زمان را گرفته. او از پسِ غول زمان برآمده. به خاکش کشیده!»
ف_حسنپوردکان
۶
وقتی با صدای بلند میخوانم، اشکالات خود را سریعتر نشان میدهند. همیشه سر کلاس گفتهام به صدای بلند آنچه را مینویسید بخوانید تا خس و خاشاک بیاید روی سطح!
ف_حسنپوردکان
۴
مطلقهبودن در ذهن تو مذموم است! حالا چرا؟ چون همیشه از کراهت آن شنیدهای بیآنکه فکر کنی طلاق گاهی نجاتبخش است!
ف_حسنپوردکان
۳
استاد، میخواهم ماجرای جالب شیخ محمدحسن را برایتان بخوانم که ماجرای مشهوری است و در صحتش شکی نیست. اینکه چرا این ماجرا به دل من نشست و فکر کردم میتواند برای نوشتن فیلمنامه جذاب باشد، این است که زیارت وجود مقدس آقا میتواند نصیب هرکسی بشود و فقط عرفا یا خواص نیستند که میتوانند ایشان را ملاقات کنند. دوم اینکه برای دیدار ایشان لازم نیست حتماً درخواست عارفانه داشته باشیم. من از ماجرای شیخ محمدحسن متوجه شدهام که کیفیت درخواست مهم است نه نوع درخواست. اینکه هر چیزی را از امام میخواهیم، خالصانه بخواهیم.»
yasamin
۳
«او امامی نیست که زمان گرفته باشدش که اگر گرفته بود، الان بین ما نبود. بلکه اوست که زمان را گرفته. او از پسِ غول زمان برآمده. به خاکش کشیده!»
zaraakra
۳
ای امام زمان، چه صبری داری از تحمل دردهای این دنیا که مکرر در مکرر است!
yasamin
۳
«غیبت» در شیعه به معنای ناپیدابودن در مقابل «ظهور» است و نه به معنای «ناپدیدبودن» در مقابل «حضور».
hiba
۳
ملیکا اما حالوهوایی دیگر داشت. هرچند با چیزهایی که این چند روز دیده بود، به اطمینان قلبی رسیده بود که فرزندش از گزند خلیفه در امان است و قرار نیست دست اینها به او برسد، اما مادر است دیگر. دلشوره داشت که مبادا خلیفه... مگر حسن نبود؟ او هم این قدرتها را داشت، اما خلیفهٔ ملعون توانست...
به خود نهیب زد که حواست باشد، شرایط فرق میکند. حسن خودش گفته بود که شرایط فرزندمان با شرایط ما فرق میکند. گفته بود خواست خداوند تبارک در این است که این فرزند بماند تا روزی معلوم، پس میماند،
parisa
۳
ای امام زمان، چه صبری داری از تحمل دردهای این دنیا که مکرر در مکرر است!
اصلاً آیا رنجهای دنیایی بر تو نیز همچون ما مترتب است؟
آیا تو که فرازمانی هستی، فرادرد نیز هستی؟ آیا همانطور که گردهٔ زمان را به خاک کشیدهای، گردهٔ درد و رنج و بیماری را هم به خاک کشیدهای؟
عشق کتاب
۳
ببین به چه کسانی پشت کردی و در دامِ چه کسانی افتادی!
~m79
۳
ملیکا به آسمان نگاه کرد. صدای امام در گوشش پیچید: «جدم، موسی ابنجعفر که سلام بر او باد، فرموده است هرگاه از زمین و زمینیان دلتنگ شدی، به آسمان نگاه کن و سه بار بگو: بسم الله الرحمان الرحیم!»
M.M
۲
ای امام زمان، چه صبری داری از تحمل دردهای این دنیا که مکرر در مکرر است!
اصلاً آیا رنجهای دنیایی بر تو نیز همچون ما مترتب است؟
آیا تو که فرازمانی هستی، فرادرد نیز هستی؟ آیا همانطور که گردهٔ زمان را به خاک کشیدهای، گردهٔ درد و رنج و بیماری را هم به خاک کشیدهای؟ بههرحال، کیفیت جسم تو نمیتواند همچون کیفیت جسم ما باشد. حتماً به خواست خدا تغییراتی در تو ایجاد شده که به نظر من، و مهمتر از همه، توانستهای و میتوانی این دنیای خاکی را که میخواهد همهچیز را به زیر بکشد، تحمل کنی!
کاربر ۸۶۷۶۳۷
۲
ملیکا به آسمان نگاه کرد. صدای امام در گوشش پیچید: «جدم، موسی ابنجعفر که سلام بر او باد، فرموده است هرگاه از زمین و زمینیان دلتنگ شدی، به آسمان نگاه کن و سه بار بگو: بسم الله الرحمان الرحیم!»
Ketabkhoram
۲
امام در پاسخ نوشت: هرگاه گناهان دوستان ما زیاد شود، خداوند آنها را به فقر مبتلا میکند... همچنانکه خود نیز اندیشیدهای، فقر با ما بهتر از توانگری با دیگران است
