جملات زیبا از متن کتاب آن سوی جنگل خیزران | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب آن سوی جنگل خیزران

کتاب آن سوی جنگل خیزران

۴.۸(از ۲۶ رأی)
نوع کتاب

قیمت:

۴۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy
حالا دیگر می‌توانستم بدون ترس از حملهٔ هواپیماها و بمباران چشم‌هایم را ببندم و بخوابم.
|قافیه باران|
۱۰
وقتی پدر برگردد، وضع زندگی ما خیلی بهتر خواهد شد. فعلاً باید این وضعیت را تحمل کنیم.
|قافیه باران|
۶
خیلی دلم می‌خواست به هتل سانجو می‌رفتم و آقای ماتسومورا را می‌دیدم. اما در سنت و فرهنگ ما ژاپنی‌ها حرف زدن دختری با مرد غریبه کار بسیار زشتی تلقی می‌شود
|قافیه باران|
۶
وقتی کُو برگشت، آب کتری غل غل می‌کرد و می‌جوشید. سر تا پای کُو از برفی که بر سر و رویش باریده بود، سفید پوش شده بود. او گفت: «هوا خیلی سرد است و سوز دارد.»
|قافیه باران|
۴
از من خواست که آب گرم را هدر ندهم و با همان آبی که برنج را شسته بودم، ماهی را بشویم و تمیز کنم. کُو ترکهٔ بلندی پیدا کرد و آن را تراشید و صاف کرد تا ماهی را به سیخ بکشیم و روی آتش کباب کنیم. غذایی که در شب سال نو خوردیم، بسیار خوش‌مزه و به یاد ماندنی بود. اما در حین خوردن، یاد پدر و هایدیو افتادیم.
|قافیه باران|
۴
فردا یک‌شنبه بود. با خودم گفتم: «فردا تعطیل است و تا هر وقت دلم بخواهد، می‌توانم بخوابم.»
|قافیه باران|
۱
جوراجور فراوان هستند. عاقبت یاد می‌گیری با آن‌ها مدارا کنی. فقط سعی کن انسانیت و ارزش‌های اخلاقی را زیر پا نگذاری و فراموش نکنی.
Mahdi Hoseinirad
۰
خب دخترم، در این دنیا آدم‌های جوراجور فراوان هستند. عاقبت یاد می‌گیری با آن‌ها مدارا کنی. فقط سعی کن انسانیت و ارزش‌های اخلاقی را زیر پا نگذاری و فراموش نکنی.
Mahdi Hoseinirad
۰
«امیدوارم فردا هم شما را ببینم.» و او در جوابم گفت: «سایونارا.» و من هم در جواب گفتم: «سایونارا.»
فرزند آبان
۰