از من خواست که آب گرم را هدر ندهم و با همان آبی که برنج را شسته بودم، ماهی را بشویم و تمیز کنم. کُو ترکهٔ بلندی پیدا کرد و آن را تراشید و صاف کرد تا ماهی را به سیخ بکشیم و روی آتش کباب کنیم.
غذایی که در شب سال نو خوردیم، بسیار خوشمزه و به یاد ماندنی بود. اما در حین خوردن، یاد پدر و هایدیو افتادیم.