جملات زیبای کتاب راه‌ بندگی به روایت کاریکاتور | طاقچه
تصویر جلد کتاب راه‌ بندگی به روایت کاریکاتورsubscriptionAvailable

کتاب راه‌ بندگی به روایت کاریکاتور

برداشت آزاد از کتاب راه بندگی نوشته فردریش هایک

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۲۳ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Dexter
۱۱
ذهن مردم زیر بمباران تبلیغات، در جستجوی سعادت است. برنامه‌ریزان هم از اجرای برنامه‌های خود ناتوانند و برای اجرای برنامه‌های خود به زور بیشتری نیاز دارند. مرد قدرتمندی را از میان خود برمی‌گزینند تا مردم را به تمکین وادار کند. برنامه‌ریزان با خود می‌گویند، وقتی سوپرمن کارش را تمام کرد، او را کنار می‌گذاریم.
Travis
۹
در این کتاب نشان داده می‌شود که نظم مصنوع، فارغ از اینکه اجراکنندگانش سرمایه‌داران و دیوان‌سالاران باشند یا عدالت‌خواهان و سوسیالیست‌ها یا هر کس دیگر، لاجرم به جباریت و آزادی‌کشی می‌انجامد و فرجام کار آن می‌شود که کارل پوپر چنین توصیفش می‌کند: «کسانی که وعده برپایی بهشت زمینی داده‌اند، تاکنون چیزی نیافریده‌اند مگر دوزخ زمینی.»
کتابخوان🤓
۸
مردم، برنامه سعادت و رفاه دولت را پس می‌زنند و دولت می‌کوشد به آنان بفهماند که نجات و رستگاری‌شان در پذیرش همین برنامه است.
کتابخوان🤓
۸
هدف این دستگاه تبلیغاتی این است که مردم را وادار به فهمیدن کند: آنان باید متقاعد شوند که یک‌جور فکر کنند.
noir
۵
هجوم به شعور مردم آغاز می‌شود...
Dexter
۱
یهودی‌ستیزی آلمان نازی از مصادیق اقلیت‌ستیزی بود.
کتابخوان🤓
۱
ذهن مردم زیر بمباران تبلیغات، در جستجوی سعادت است. برنامه‌ریزان هم از اجرای برنامه‌های خود ناتوانند و برای اجرای برنامه‌های خود به زور بیشتری نیاز دارند. مرد قدرتمندی را از میان خود برمی‌گزینند تا مردم را به تمکین وادار کند. برنامه‌ریزان با خود می‌گویند، وقتی سوپرمن کارش را تمام کرد، او را کنار می‌گذاریم.
ツAlirezaツ
۱
برنامه‌ریزان، برنامه‌های سرهم‌بندی شده را با فشار پیش می‌برند و آشفتگی‌های اقتصادی بیشتر می‌شود. همه زیان می‌کنند و دولت ناتوان از تولید است. دست فعالان بخش‌خصوصی بسته است و مصرف‌کنندگان در به در به دنبال کالاهای مورد نیاز خود می‌گردند. هرچه بیشتر می‌گردند، کمتر می‌جویند، حالا مردم می‌گویند: برنامه‌ریزان کاری از پیش نمی‌برند.
ASMA
۱
همه کسانی که منکر این سخنان پیش‌گفته‌اند و ادعا می‌کنند سرمایه‌داری بهتر به توده‌ها خیر می‌رساند و تنها نظام اقتصادی است که بر اثر انباشت سرمایه‌های جدید، مدام وضع اقتصادیِ همه قشرهای اجتماعی را بهبود می‌بخشد، توجیه‌گرانی بدخواه و سبک‌مغزند که از منافع طبقه استثمارگر و خودخواه خودشان دفاع می‌کنند.
Pooros
۱
«دموکراسی که تاب مقاومت در برابر طبقه کارگر را از دست داده بود، فاشیسم را عَلَم کرد و فاشیسم با قلع و قمع طبقه کارگر، امکان بقای دموکراسی را فراهم آورد.»
Pooros
۱
اگر نیروی مداخله‌گر دولت، کار مردم را به خودشان بسپارد و فراتر از قاعده‌گذاری کلی‌کاری نکند، بازار توانایی تنظیم ارتباطات افراد را خواهد داشت.
کاربر ۴۰۲۹۳۳۴
۱
هجوم به شعور مردم آغاز می‌شود... استدلال‌های دستگاه تبلیغاتی اثر نمی‌کند و هجوم بی‌امان خطابه‌ها به مردم آغاز می‌شود. حالا حزب سیاسی برنامه‌ریزان با کادرهای بی‌سواد به میدان می‌آید و بمباران ذهنی مردم شدت می‌گیرد. حرف‌هایی که مبنای استدلالی ندارند، بر اثر تکرار در اذهان فرو می‌رود و به عادت ذهنی تبدیل می‌شود. یکی می‌پذیرد و دیگری چیزی غیر از آن حرف‌ها نمی‌داند
کاربر ۹۰۰۱۱۰۰
۱
برای اقلیت مخالف هم معمولا نامی انتخاب می‌شود که متضمن تحقیر و توهین باشد و حذف آن را توجیه کند. یهودی‌ستیزی آلمان نازی از مصادیق اقلیت‌ستیزی بود.
کاربر ۶۱۶۵۶۸۷
۱
حرف‌هایی که مبنای استدلالی ندارند، بر اثر تکرار در اذهان فرو می‌رود و به عادت ذهنی تبدیل می‌شود.
Z
۱
هیتلر و باند او آلمان را با خشونت و بی‌رحمی، و کشتار و جنایت تسخیر کردند. اما آموزه‌های نازی مدت‌ها پیش از غلبه آنها بر آلمان، بر اذهان مردم چیره شده بود. گروه بزرگی از ملت آلمان بدون مواجهه با خشونت و زور، خودشان داوطلبانه به ناسیونالیست‌های مبارزه‌طلب پیوسته بودند. اگر هم هیتلر موفق به برقراری دیکتاتوری نمی‌شد، کسِ دیگری این‌کار را می‌کرد.
Z
۱
نازی‌ها بدان جهت بر آلمان مسلط شدند که با مقاومت کافی از سوی روشنفکران مواجه نشدند. اگر بریتانیا و آمریکا پس از سقوط فرانسه، جانانه دربرابر هیتلر نمی‌ایستادند، رژیم نازی‌ها همه جهان را تسخیر می‌کرد. نقدهایی که در زمان نازی‌ها از برنامه‌های آنها می‌شد، راه به جایی نبرد. معاصران نازی‌ها سرشان گرم آرایه‌های آموزه نازی‌ها بود و هرگز باب مباحث جدی درباره سرشتِ تعالیم ناسیونال سوسیالیسم گشوده نشد. علت چنین غفلتی کاملا روشن است. ایدئولوژی نازی‌ها با ایدئولوژی‌های اجتماعی و اقتصادی مقبول آن زمان تفاوتی نداشت. تفاوت فقط در نحوه به‌کار گرفتن این ایدئولوژی‌ها برای حل مسائل آلمان بود.
Z
۱
نازی‌ها نیز خواستار مهار کسب‌وکارها به‌دست دولت هستند. آنها نیز در پی خودکفایی برای کشورشان هستند. وجه تمایز سیاست‌های نازی‌ها فقط همین است که قبول ندارند اگر همه کشورهای دیگر هم همین راه را بروند، برای آنها موجب از دست‌رفتن مزیت‌ها می‌شود. آلمانی‌ها نخواهند توانست خود را در سرزمینی که خودشان می‌گویند مساحتش برای جمعیت آن کافی نیست، و بهره‌وری نیروی کار آن کمتر از کشورهای دیگر است، الی‌الابد «محبوس» کنند.
Z
۱
تنها علاجی که نازی‌ها برای بلیه جمعیت زیاد و سرزمین کوچک به ذهنشان رسیده بود این بود که می‌توانند این بلیه را به مدد جمعیت زیادشان و راه انداختن جنگ، درمان کنند؛ حال آنکه کشورهای کوچک‌تری که دچار چنین مشکلی بودند چنان ضعیف بودند که نمی‌توانستند این مشکل را چاره کنند. آلمان هرچه سربازان بیشتری داشته باشد راحت‌تر خواهد توانست از دام جمعیت زیاد و سرزمین کوچک خلاص شود. کسی که کل آموزه‌های نازی را در هم نکوبیده باشد نمی‌تواند به تلاش آنها برای تبدیل افرادی هر چه بیشتر به گوشت دم توپ، خرده بگیرد.
Z
۱
یکی از دلایل اینکه اعتراض‌ها به استبداد نازی‌ها و ستم‌هایی که روا داشتند، چندان کارساز نشد، این است که بسیاری از منتقدان نازیسم، کارهای [مشابه نازی‌ها در] شوروی را توجیه می‌کردند.
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۱
«کسانی که وعده برپایی بهشت زمینی داده‌اند، تاکنون چیزی نیافریده‌اند مگر دوزخ زمینی.»
Dexter
۰
برنامه‌ریزان، برنامه‌های سرهم‌بندی شده را با فشار پیش می‌برند و آشفتگی‌های اقتصادی بیشتر می‌شود. همه زیان می‌کنند و دولت ناتوان از تولید است. دست فعالان بخش‌خصوصی بسته است و مصرف‌کنندگان در به در به دنبال کالاهای مورد نیاز خود می‌گردند. هرچه بیشتر می‌گردند، کمتر می‌جویند، حالا مردم می‌گویند: برنامه‌ریزان کاری از پیش نمی‌برند.
طاها ربانی
۰
آنگاه که انگلوساکسون‌ها به آموزه‌های نژادپرستانه نازی‌ها تاختند، پاسخ شنیدند که اینها نقد نیست بلکه ریاکاری است. [ناسیونالیست‌های آلمان] این پرسش را پیش کشیدند که آیا خودِ بریتانیایی‌ها و آمریکایی‌ها اصل برابری همه نژادها را مراعات کرده‌اند؟
noir
۰
مردم را مجبور به فهمیدن می‌کنند...
Travis
۰
شماری از اقتصاددانان که از اواخر قرن نوزدهم، بازخوانی لیبرالیسم و نقد سوسیالیسم را همزمان آغاز کرده بودند، در قالب حلقه‌ای اقتصادی که بعدها به «مکتب اتریش» مشهور شد، متشکل شدند و به ارائه تحلیل‌هایی منسجم در باب اقتصاد آزاد و تمایز آن با کاپیتالیسم به معنای مصطلح آن پرداختند.
Travis
۰
کتاب راه بندگی هایک را می‌توان نخستین نقد منسجم لیبرال‌ها از همه اشکال مداخله دولت در اقتصاد، اعم از مداخله فاشیستی و سوسیالیستی به‌شمار آورد که هنوز هم اعتبار خود را حفظ کرده است.
Travis
۰
دستگاه‌های تبلیغاتی عریض و طویل با پول مردم که در خزانه دولت است، تشکیل می‌شود. هدف این دستگاه تبلیغاتی این است که مردم را وادار به فهمیدن کند: آنان باید متقاعد شوند که یک‌جور فکر کنند.
Travis
۰
فرمانبری محض از یک در می‌آید و آزادی از در دیگر می‌رود.
فواد انصاری
۰
نظریه‌ها و آرایی که کار یا هزینه تولید را منشا ارزش می‌دانند، بی‌اعتبارند. آنچه باعث می‌شود، مردم کالایی را به قیمتی که در بازار یافت می‌شود، خریداری کنند، میزان رضایتمندی برآمده از آن کالاست. ممکن است برای تولید کالایی ۱۰۰‌ واحد کار و سرمایه صرف شود، اما کسی متقاضی آن نباشد و برایش پشیزی نپردازد و برعکس ممکن است کالایی با یک واحد کار و سرمایه تولید شود و مصرف‌کنندگان برای خرید آن ۱۰۰ واحد پول بپردازند. عنصر تعیین‌کننده قیمت، خود انسان است نه روابط اجتماعی. ترجیحات ذهنی انسان‌هاست که آنان را بر آن می‌دارد چه کالایی را، چه زمانی و با چه قیمتی خریداری کنند. می‌توان فهمید که مردم چه کالایی را بیشتر می‌پسندند، اما کسی نمی‌تواند میزان این ترجیح را محاسبه کند.
فواد انصاری
۰
بین فاشیسم و نازیسم و کمونیسم و دیگر اشکال مداخله دولت در زندگی شهروندان، تفاوتی نیست. فاشیسم برخلاف آنچه سوسیالیست‌ها می‌گویند نتیجه قهری نظام سرمایه‌داری و رقابت نیست، بلکه دقیقا نتیجه مداخله دولت است. اینکه دولت برای دفاع از منافع کارگران و زحمتکشان مداخله کند یا برای بیشتر کردن سود کارخانه‌داران و بانکداران و بازرگانان، فرقی نمی‌کند. نتیجه اولی می‌شود استبداد کمونیستی مشابه آنچه در روسیه پس از انقلاب ۱۹۱۷ رخ داد و نتیجه دومی می‌شود نظام‌های فاشیستی و نازیستی ایتالیا و آلمان. ماهیت همه این رژیم‌ها یکی است و تفاوت آنها فقط در صورت‌های ایدئولوژیک و سیاسی است.
omid taghvaei
۰
اما واقع‌گرا کسی است که جهان را جایی بی‌ثبات و خطرناک می‌داند و خود را برای جنگ آماده می‌کند که بتواند با این آمادگی یا مانع جنگ شود یا اگر جنگ رخ داد بازنده نشود