
کتاب یک داستان عاشقانه
پدیدآورندگان:
زهره زاهدیانتشارات:
انتشارات کتابسرای نیک٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
مادر پسرک
۲
احمد که در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته بود، با روی خوش به این فداکاری تن داد، اما تاوانش را جور دیگری از بنفشه بازگرفت: محبت او در دلش سست شد. بنفشه اما، ازخودگذشتگی احمد را به حساب عشق سوزان او گذاشت و روز به روز دلبستهتر شد.
M.H
۱
در زندگی هر یک از ما هستند کسانی که از دیده میروند اما هرگز از دل نمیروند، که ماندگارتر میشوند. فریبرز برای بنفشه چنین عزیزی بود.
مادر پسرک
۱
از دور داد میزد که گمشده دارد، ولی احمد معنی گمشده را نمیدانست، او هرگز گمشدهای نداشت.
مادر پسرک
۰
این بار از تکنیسینهای اورژانس هم کاری ساخته نبود. آن جا که از دل انسانها خون میچکد، از دست هیچ کس کاری ساخته نیست.
مادر پسرک
۰
- او از خیلی چیزها ناراحت است. او از خود زندگی ناراحت است.