جملات زیبا از متن کتاب صبر کن... | طاقچه
تصویر جلد کتاب صبر کن...subscriptionAvailable

کتاب صبر کن...

۴.۸(از ۴ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
زهره زاهدی

قیمت:

۸۴,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

او را در زندگی‌ام بسیار کم داشتم.
حــــــــنا🌼
۴
امان از احساسات شوریدهٔ یک زن، که اگر مهارش به دست توانای عقل نباشد، ریشه‌هایش را بر باد خواهد داد.
ftemegz
۳
تا خودت را پیدا نکنی و نفهمی که هستی و قرار است چه کنی، هیچ روزنهٔ امیدی به رویت باز نخواهد شد.
ftemegz
۲
امان از احساسات شوریدهٔ یک زن، که اگر مهارش به دست توانای عقل نباشد، ریشه‌هایش را بر باد خواهد داد.
حــــــــنا🌼
۲
خیلی بد است که هیچ کجا خانهٔ آدم نباشد. خانه جای امنی است که در آن آرام می‌گیریم و به دلشوره‌ها پشت می‌کنیم. خانه جایی است که در آن تغذیه می‌شویم، درمان می‌شویم، استراحت می‌کنیم، نیرو می‌گیریم و خود را برای روزی نو و نبردی نو آماده می‌کنیم. آن روزها من خانه نداشتم.
rzvmn
۱
زور تنها زبانی بود که از کودکی یاد گرفته بودم. زور، حتی برای دوست داشتن، حتی برای رهایی بخشیدن.
rzvmn
۱
خلق و خوی پدرم با بالا رفتن سن، خشن‌تر و ناشکیباتر می‌شد. حرف زدن و کنار آمدن با او آسان نبود و بردباری بسیار می‌طلبید.
rzvmn
۱
دوربینش را به دستم می‌داد تا عکس بگیرم. و این تجربه‌ای غریب بود. ثبت یک لحظهٔ خاص. به توقف کشاندن یک موضوعِ در حال حرکت. به تصویر کشیدن اجزای زندگی. انگار دریچه‌ای تازه از جایی دور به رویم گشوده می‌شد و مرا به درون راه می‌داد. عکاسی.
مادر پسرک
۱
علت اندوه عمیق هر سهٔ ما چیزی ورای ناکامی من در اولین عشق زندگیم بود. باید مراقب می‌بودم. نبودم. می‌خواستم چیزی، حتی به قیمت یک زندگی، مرا به او پیوند دهد. بلکه با من بماند و هرگز ترکم نکند.
ftemegz
۱
آدم تا تجربه نکند، نمی‌فهمد که آدمیزاد چه طاقتی دارد و تا کجا را می‌تواند تحمل کند.
ftemegz
۱
آرامشی را که به این زحمت به دست آورده‌ای، ارزان نفروش.
ftemegz
۱
- یادت باشد فرصت‌های از دست رفته همیشه قابل جبران نیستند. شاید امروز واقعاً دعای خیر مادرت همراه تو باشد.
ftemegz
۱
کتاب‌ها کم‌کم دنیای پنهانی من شدند، جایی که در آن دست احدی به من نمی‌رسید و هیچ کس نمی‌توانست به من بگوید چه فکر کنم و چه احساسی داشته باشم.
حــــــــنا🌼
۱
امان از احساسات شوریدهٔ یک زن، که اگر مهارش به دست توانای عقل نباشد، ریشه‌هایش را بر باد خواهد داد.
m-a
۰
خیلی بد است که هیچ کجا خانهٔ آدم نباشد. خانه جای امنی است که در آن آرام می‌گیریم و به دلشوره‌ها پشت می‌کنیم. خانه جایی است که در آن تغذیه می‌شویم، درمان می‌شویم، استراحت می‌کنیم، نیرو می‌گیریم و خود را برای روزی نو و نبردی نو آماده می‌کنیم. آن روزها من خانه نداشتم
مادر پسرک
۰
کتاب‌ها کم‌کم دنیای پنهانی من شدند، جایی که در آن دست احدی به من نمی‌رسید و هیچ کس نمی‌توانست به من بگوید چه فکر کنم و چه احساسی داشته باشم.
مادر پسرک
۰
. ما هر یک خود را بر دیگری گشودیم و در همدلی او آب شدیم. ما هر یک در دیگری تسلا یافتیم.
ftemegz
۰
عشق کور مردانه هم در به وجود آمدن چنین رفتارهایی در او، بی‌تأثیر نبود. عشقی که چشم بر موجودیت و حقوق انسانی دیگری می‌بندد و جز با احساس تملک و تحقق این احساس، ابراز نمی‌شود.
ftemegz
۰
خانه جایی است که در آن تغذیه می‌شویم، درمان می‌شویم، استراحت می‌کنیم، نیرو می‌گیریم و خود را برای روزی نو و نبردی نو آماده می‌کنیم.
حــــــــنا🌼
۰
تجربهٔ این سال‌ها یک قانون ساده و ناخوشایند را یادم داده بود: تقریباً چیزی و کسی نیست که پول نتواند بخرد!
حــــــــنا🌼
۰
چرا ما وقتی چیزی را از دست می‌دهیم، دل‌مان تنگش می‌شود و آن وقت حاضر می‌شویم برای به دست آوردنش بالاترین قیمت‌ها را بپردازیم، قیمتی به مراتب بیش از آنچه پیش‌تر میسر بود و حاضر نشدیم بپردازیم؟
حــــــــنا🌼
۰
حالا همه چیز و همه کس او بود. حالا من هم او بودم. آن طور که او دوست داشت موهایم را می‌آراستم، لباس می‌پوشیدم، راه می‌رفتم، حرف می‌زدم ... حالا من فقط به خاطر او زنده بودم.
حــــــــنا🌼
۰
وقتی دو نفر همدیگر را دوست دارند دل‌شان می‌خواهد همیشه با هم باشند. مگر نه؟ - نمی‌دانم. - نمی‌دانی؟
حــــــــنا🌼
۰
با او یاد گرفتم که می‌توان حضور دیگری را، بی هیچ تماس ظاهر احساس کرد و لذت برد. بین ما چیزی می‌گذشت که توصیف کلامی نداشت، قابل توضیح نبود، قابل صرفنظر کردن هم نبود.
حــــــــنا🌼
۰
نرو! بمان. - جایی نمی‌روم. می‌خواهم کمی شیرینی بیاورم. - شوخی کردم، برو. شوخی نمی‌کردم. می‌خواستم تا آخر دنیا او را کنار خودم و جلوی چشم خودم نگه دارم.
حــــــــنا🌼
۰
او را می‌خواهم، همان طور که هست، همان کسی که هست و این که زندگی بدون او برایم سردتر و خالی‌تر از آن است که تحملش را داشته باشم
حــــــــنا🌼
۰