جملات زیبای کتاب صبر کن٫٫٫ | طاقچه
تصویر جلد کتاب صبر کن...

بریده‌هایی از کتاب صبر کن...

نویسنده:زهره زاهدی
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۸از ۴ رأی
۴٫۸
(۴)
امان از احساسات شوریدهٔ یک زن، که اگر مهارش به دست توانای عقل نباشد، ریشه‌هایش را بر باد خواهد داد.
ftemegz
تا خودت را پیدا نکنی و نفهمی که هستی و قرار است چه کنی، هیچ روزنهٔ امیدی به رویت باز نخواهد شد.
ftemegz
خیلی بد است که هیچ کجا خانهٔ آدم نباشد. خانه جای امنی است که در آن آرام می‌گیریم و به دلشوره‌ها پشت می‌کنیم. خانه جایی است که در آن تغذیه می‌شویم، درمان می‌شویم، استراحت می‌کنیم، نیرو می‌گیریم و خود را برای روزی نو و نبردی نو آماده می‌کنیم. آن روزها من خانه نداشتم.
rzvmn
زور تنها زبانی بود که از کودکی یاد گرفته بودم. زور، حتی برای دوست داشتن، حتی برای رهایی بخشیدن.
rzvmn
خلق و خوی پدرم با بالا رفتن سن، خشن‌تر و ناشکیباتر می‌شد. حرف زدن و کنار آمدن با او آسان نبود و بردباری بسیار می‌طلبید.
rzvmn
دوربینش را به دستم می‌داد تا عکس بگیرم. و این تجربه‌ای غریب بود. ثبت یک لحظهٔ خاص. به توقف کشاندن یک موضوعِ در حال حرکت. به تصویر کشیدن اجزای زندگی. انگار دریچه‌ای تازه از جایی دور به رویم گشوده می‌شد و مرا به درون راه می‌داد. عکاسی.
مادر پسرک
علت اندوه عمیق هر سهٔ ما چیزی ورای ناکامی من در اولین عشق زندگیم بود. باید مراقب می‌بودم. نبودم. می‌خواستم چیزی، حتی به قیمت یک زندگی، مرا به او پیوند دهد. بلکه با من بماند و هرگز ترکم نکند.
ftemegz
آدم تا تجربه نکند، نمی‌فهمد که آدمیزاد چه طاقتی دارد و تا کجا را می‌تواند تحمل کند.
ftemegz
آرامشی را که به این زحمت به دست آورده‌ای، ارزان نفروش.
ftemegz
- یادت باشد فرصت‌های از دست رفته همیشه قابل جبران نیستند. شاید امروز واقعاً دعای خیر مادرت همراه تو باشد.
ftemegz
امان از احساسات شوریدهٔ یک زن، که اگر مهارش به دست توانای عقل نباشد، ریشه‌هایش را بر باد خواهد داد.
m-a
خیلی بد است که هیچ کجا خانهٔ آدم نباشد. خانه جای امنی است که در آن آرام می‌گیریم و به دلشوره‌ها پشت می‌کنیم. خانه جایی است که در آن تغذیه می‌شویم، درمان می‌شویم، استراحت می‌کنیم، نیرو می‌گیریم و خود را برای روزی نو و نبردی نو آماده می‌کنیم. آن روزها من خانه نداشتم
مادر پسرک
کتاب‌ها کم‌کم دنیای پنهانی من شدند، جایی که در آن دست احدی به من نمی‌رسید و هیچ کس نمی‌توانست به من بگوید چه فکر کنم و چه احساسی داشته باشم.
مادر پسرک
. ما هر یک خود را بر دیگری گشودیم و در همدلی او آب شدیم. ما هر یک در دیگری تسلا یافتیم.
ftemegz
عشق کور مردانه هم در به وجود آمدن چنین رفتارهایی در او، بی‌تأثیر نبود. عشقی که چشم بر موجودیت و حقوق انسانی دیگری می‌بندد و جز با احساس تملک و تحقق این احساس، ابراز نمی‌شود.
ftemegz