
کتاب صبر کن...
پدیدآورندگان:
زهره زاهدیانتشارات:
انتشارات کتابسرای نیک٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
ftemegz
۳
امان از احساسات شوریدهٔ یک زن، که اگر مهارش به دست توانای عقل نباشد، ریشههایش را بر باد خواهد داد.
ftemegz
۲
تا خودت را پیدا نکنی و نفهمی که هستی و قرار است چه کنی، هیچ روزنهٔ امیدی به رویت باز نخواهد شد.
rzvmn
۱
خیلی بد است که هیچ کجا خانهٔ آدم نباشد. خانه جای امنی است که در آن آرام میگیریم و به دلشورهها پشت میکنیم. خانه جایی است که در آن تغذیه میشویم، درمان میشویم، استراحت میکنیم، نیرو میگیریم و خود را برای روزی نو و نبردی نو آماده میکنیم. آن روزها من خانه نداشتم.
rzvmn
۱
زور تنها زبانی بود که از کودکی یاد گرفته بودم. زور، حتی برای دوست داشتن، حتی برای رهایی بخشیدن.
rzvmn
۱
خلق و خوی پدرم با بالا رفتن سن، خشنتر و ناشکیباتر میشد. حرف زدن و کنار آمدن با او آسان نبود و بردباری بسیار میطلبید.
مادر پسرک
۱
دوربینش را به دستم میداد تا عکس بگیرم. و این تجربهای غریب بود. ثبت یک لحظهٔ خاص. به توقف کشاندن یک موضوعِ در حال حرکت. به تصویر کشیدن اجزای زندگی. انگار دریچهای تازه از جایی دور به رویم گشوده میشد و مرا به درون راه میداد. عکاسی.
ftemegz
۱
علت اندوه عمیق هر سهٔ ما چیزی ورای ناکامی من در اولین عشق زندگیم بود. باید مراقب میبودم. نبودم. میخواستم چیزی، حتی به قیمت یک زندگی، مرا به او پیوند دهد. بلکه با من بماند و هرگز ترکم نکند.
ftemegz
۱
آدم تا تجربه نکند، نمیفهمد که آدمیزاد چه طاقتی دارد و تا کجا را میتواند تحمل کند.
ftemegz
۱
آرامشی را که به این زحمت به دست آوردهای، ارزان نفروش.
ftemegz
۱
- یادت باشد فرصتهای از دست رفته همیشه قابل جبران نیستند. شاید امروز واقعاً دعای خیر مادرت همراه تو باشد.
m-a
۰
امان از احساسات شوریدهٔ یک زن، که اگر مهارش به دست توانای عقل نباشد، ریشههایش را بر باد خواهد داد.
مادر پسرک
۰
خیلی بد است که هیچ کجا خانهٔ آدم نباشد. خانه جای امنی است که در آن آرام میگیریم و به دلشورهها پشت میکنیم. خانه جایی است که در آن تغذیه میشویم، درمان میشویم، استراحت میکنیم، نیرو میگیریم و خود را برای روزی نو و نبردی نو آماده میکنیم. آن روزها من خانه نداشتم
مادر پسرک
۰
کتابها کمکم دنیای پنهانی من شدند، جایی که در آن دست احدی به من نمیرسید و هیچ کس نمیتوانست به من بگوید چه فکر کنم و چه احساسی داشته باشم.
ftemegz
۰
. ما هر یک خود را بر دیگری گشودیم و در همدلی او آب شدیم. ما هر یک در دیگری تسلا یافتیم.
ftemegz
۰
عشق کور مردانه هم در به وجود آمدن چنین رفتارهایی در او، بیتأثیر نبود. عشقی که چشم بر موجودیت و حقوق انسانی دیگری میبندد و جز با احساس تملک و تحقق این احساس، ابراز نمیشود.
