یادتون نره، بیشتر اوقاتی که من کیسیها رو میدیدم مربوط به مراسمهای کلیسایی میشد. یکشنبهها توی مراسم نیایش کلیسا میدیدمشون، بعد از اون توی برنامههای گروهی شام توی سالن اجتماعات.
مواد اولیهٔ اسرارآمیزی که باعث میشد مردم مزهٔ حقیقی رو از کیک کوبلر هلوی ایرن بچشن هستههای آلبالو بود. میتونست اتفاقی فکّت رو بشکنه. راز دسر براونبتیِ سیبش مخلوط کردن موادش با مقدار قابل توجهی تراشههای تیز پوست گردو بود. وقتی کسرول ماهی تنش رو میخوردی، تو تمام طول مدت تماشای نشنال جئوگرافیک قادر به حرف زدن یا تکون خوردن نبودی. چشمها و گوشهات داخل دهنت بود. تمام زاروزندگیت رو داخل دهنت میگذاشتی و حواست رو جمع میکردی و مراقب بودی گلولههای فویل کوچولویی رو که ایرن کیسی تو تکههای ماهی تن قایم کرده توی دهنت پیدا کنی. یکی از اثرات آروم غذا خوردن این بود که مزهٔ حقیقی غذا رو واقعاً حس میکردی و غذا هم طعم بهتری پیدا میکرد. شاید خانومهای دیگهای بودن که آشپزهای بهتری بودن اما هیچوقت شانس این رو پیدا نمیکردن که طرفدارهایی برای غذاشون پیدا کنن.