
بریدههایی از کتاب سه شنبه ها با موری
۴٫۳
(۳۲۳)
من تصمیم گرفتم که زندگی کنم- یا حداقل سعی کنم آنگونه که میخواهم زندگی کنم؛ با شرافت، شجاعت، شوخطبعی و آرامش.
از رقبای ایلان ماسک
همه میدانند که یک روز میمیرند اما هیچکس این امر را باور ندارد
fereshteh
«هر جامعهای مشکلات خودش را دارد. بعید میدانم فرار کردن راهحل خوبی باشد. تو باید روی ساختن فرهنگ خودت کار کنی.
Azar
«همه میدانند که یک روز میمیرند اما هیچکس این امر را باور ندارد. اگر ما این موضوع را باور داشتیم، زندگی، رنگ دیگری داشت.»
swda.slz28
بگذار عشق وارد وجودت شود. ما فکر میکنیم که لایق عشق نیستیم، فکر میکنیم اگر عشق در ما نفوذ کند حساس و آسیبپذیر میشویم
مـَهسـا
«حقیقت این است که امروزه هیچ بنیان و هیچ زمین محکم و امنی وجود ندارد که مردم بتوانند روی آن بایستند مگر خانواده. این موضوع از زمانی که مریض شدم برای من روشنتر شده است. اگر حمایت، عشق و توجه و نگرانی که از خانواده میگیری وجود نداشته باشد، چیز زیادی در دست نخواهی داشت. عشق بینهایت مهم است. همانطور که شاعر بزرگ ما اودِن گفته بود: یا به هم عشق بورزید یا بمیرید.»
فوراً آن را یادداشت کردم «یا به هم عشق بورزید یا بمیرید.» اودن این را گفته بود؟
موری گفت: «یا به هم عشق بورزید یا بمیرید. زیباست، مگر نه؟ و این حرف یک حقیقت محض نیز هست. بدون عشق، ما پرندگانی با بالهای شکسته هستیم.
vafa
زمانی که چگونه مردن را یاد بگیری، چگونه زیستن را هم میآموزی.»
smile
«پذیرای هر آنچه باشکه قادر به انجام آن هستی و هرآن چه که قادر به انجامش نیستی. گذشته را همانگونه که گذشته بپذیر، بی آنکه سعی در نفی آن داشته باشی، بی آنکه آن را نادیده بگیری؛ بیاموز که خود را ببخشی و از بخشش دیگران غافل نشو؛ و هیچگاه تصور نکن که برای انجام این کارها دیر شده است.»
از رقبای ایلان ماسک
بخشی از مشکل این است که همه یکجورهایی عجله دارند. مردم معنای زندگیشان را درنیافتهاند بنابراین دائماً به دنبال آن میدوند. آنها به ماشین بعدی، به خانهی بعدی و کار بعدی فکر میکنند. بعد متوجه میشوند که این چیزها هم خالی و بیمعنی است و به باز هم میدوند و میدوند.»
Azar
«مهربان باشید! و خودتان را مسئول یکدیگر بدانید. اگر ما فقط همین درسها را آموخته بودیم، دنیا جای خیلی بهتری بود.»
fereshteh
«قبل از مرگ ابتدا خودت را ببخش و بعد دیگران را.»
مریم صادقی
«زمانی که بچه بودم مادرم را از دست دادم...و این ضربه سختی برای من بود...آرزو میکردم که ای کاش من همگروهی مثل شما داشتم تا بتوانم دربارهی غمهایم با آنها صحبت کنم. من عضو گروهتان میشدم چون...»
صدایش مدام قطع میشد.
«...چون من خیلی تنها و بیکس بودم...»
vafa
حداقل از این طریق زنده هستم.
smile
«من... خوبم... فقط... چند لحظه صبر کن.»
smile
«بگذار عشق وارد وجودت شود. ما فکر میکنیم که لایق عشق نیستیم، فکر میکنیم اگر عشق در ما نفوذ کند حساس و آسیبپذیر میشویم؛ اما یک مرد خردمند به نام لِوین حرف خوبی زد. او گفت: عشق تنها عملکرد منطقی بشر است.»
دوباره حرفش را تکرار کرد و این بار برای تأثیرگذاری بیشتر روی هر کلمه مکث کرد: «عشق تنها عملکرد منطقی بشر است.»
از رقبای ایلان ماسک
یا به هم عشق بورزید یا بمیرید.
ghazale.svi
او مصمم بود تا به همگان ثابت کند که واژهی مرگ با ازکارافتادگی و بیخاصیت بودن هممعنا نیست.
°•●☆ آسمان شب ☆●•°
«هر شب، زمانی که به خواب میروم، میمیرم؛ و صبح روز بعد، زمانی که بیدار میشوم، از نو متولد میشوم.»
ارغوان:)
موری گفت: «در کشور ما یک تضاد بزرگ بین آنچه ما میخواهیم و آنچه بدان نیازمندیم وجود دارد. تو به غذا نیاز داری اما دسر شکلاتی میخواهی. باید با خودت صادق باشی. تو به جدیدترین ماشین ورزشی نیاز نداری؛ تو به بزرگترین خانه نیاز نداری. واقعیت این است که این چیزها تو را راضی نخواهد کرد. میدانی چه چیزی احساس رضایت واقعی را در تو ایجاد میکند؟»
چی؟
«سهیم شدن هر آنچه داری با دیگران.»
Melika_SA
اگر بتوانی معنای زندگیات را پیدا کنی، دیگر هیچگاه نمیخواهی به گذشته برگردی. دلت میخواهد روبهجلو حرکت کنی. دلت میخواهد چیزهای بیشتری ببینی، کارهای بیشتری انجام بدهی.
fereshteh
زمانی که چگونه مردن را یاد بگیری، چگونه زیستن را هم میآموزی.»
smile
«پذیرای هر آنچه باشکه قادر به انجام آن هستی و هرآن چه که قادر به انجامش نیستی. گذشته را همانگونه که گذشته بپذیر، بی آنکه سعی در نفی آن داشته باشی، بی آنکه آن را نادیده بگیری؛ بیاموز که خود را ببخشی و از بخشش دیگران غافل نشو؛ و هیچگاه تصور نکن که برای انجام این کارها دیر شده است.»
آلیس در سرزمین نجایب
اولین واحد درسی با او را تمام میکنم و برای یکی دیگر ثبتنام میکنم. او خیلی خوب نمره میدهد و درواقع نمره هیچ ارزشی برایش ندارد. میگفتند که یک سال، در زمان جنگ ویتنام، به تمام دانشجویانش نمره الف داده بود تا به آنها کمک کند که راهی خدمت نظام نشوند.
°•●☆ آسمان شب ☆●•°
عشق تنها عملکرد منطقی بشر است
°•●☆ آسمان شب ☆●•°
«بگذار عشق وارد وجودت شود. ما فکر میکنیم که لایق عشق نیستیم، فکر میکنیم اگر عشق در ما نفوذ کند حساس و آسیبپذیر میشویم؛ اما یک مرد خردمند به نام لِوین حرف خوبی زد. او گفت: عشق تنها عملکرد منطقی بشر است.»
soniya
«موج کوچک میگوید: خدای من این خیلی وحشتناک است. ببین قرار است چه بلایی سرم بیاید!
«دراینبین یک موج دیگر سر میرسد. موج اول را با دقت نگاه میکند. نگرانی او را حس میکند و به او میگوید: چرا آنقدر غمگینی؟
«اولین موج میگوید: تو نمیفهمی! همهی ما نابود میشویم! ما موجها همهمان به هیچ تبدیل میشویم! این وحشتناک نیست؟
«موج دوم میگوید: نه تو نمیفهمی! تو یک موج نیستی، تو بخشی از اقیانوس هستی!»
پریوش
عشق بینهایت مهم است. همانطور که شاعر بزرگ ما اودِن گفته بود: یا به هم عشق بورزید یا بمیرید.»
وصال
و خودت را وقف ساختن چیزی کنی که به تو انگیزه و مفهوم بدهد.»
smile
«درست است که من در بستر مرگ هستم اما اطرافم را روحهای پر از عشق و محبت فراگرفته است. چند نفر از مردم میتوانند چنین ادعایی داشته باشند؟»
mozhdeh
یادت هست چه چیزی در مورد جداسازی به تو گفته بودم؟ رهایش کن. به خودت بگو: این حسادت است، حالا خودم را از آن جدا میکنم؛ و بعد فاصله بگیر.»
Azar
حجم
۱۸۴٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۲۰۰ صفحه
حجم
۱۸۴٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۲۰۰ صفحه
قیمت:
۲۹,۹۹۹
۱۱,۹۹۹۶۰%
تومان