جملات زیبای کتاب سه‌ شنبه‌ ها با موری | طاقچه
تصویر جلد کتاب سه‌ شنبه‌ ها با موریsubscriptionAvailable

کتاب سه‌ شنبه‌ ها با موری

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۳۵۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
میچ البوم، شهرزاد ضیائی
انتشارات: 
انتشارات شمشاد

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
از رقبای ایلان ماسک
۲۴۳
من تصمیم گرفتم که زندگی کنم- یا حداقل سعی کنم آن‌گونه که می‌خواهم زندگی کنم؛ با شرافت، شجاعت، شوخ‌طبعی و آرامش.
fereshteh
۱۳۸
همه می‌دانند که یک روز می‌میرند اما هیچ‌کس این امر را باور ندارد
Azar
۱۱۰
«هر جامعه‌ای مشکلات خودش را دارد. بعید می‌دانم فرار کردن راه‌حل خوبی باشد. تو باید روی ساختن فرهنگ خودت کار کنی.
swda.slz28
۱۰۰
«همه می‌دانند که یک روز می‌میرند اما هیچ‌کس این امر را باور ندارد. اگر ما این موضوع را باور داشتیم، زندگی، رنگ دیگری داشت.»
مـَه‌سـا
۸۲
بگذار عشق وارد وجودت شود. ما فکر می‌کنیم که لایق عشق نیستیم، فکر می‌کنیم اگر عشق در ما نفوذ کند حساس و آسیب‌پذیر می‌شویم
vafa
۷۳
«حقیقت این است که امروزه هیچ بنیان و هیچ زمین محکم و امنی وجود ندارد که مردم بتوانند روی آن بایستند مگر خانواده. این موضوع از زمانی که مریض شدم برای من روشن‌تر شده است. اگر حمایت، عشق و توجه و نگرانی که از خانواده می‌گیری وجود نداشته باشد، چیز زیادی در دست نخواهی داشت. عشق بی‌نهایت مهم است. همان‌طور که شاعر بزرگ ما اودِن گفته بود: یا به هم عشق بورزید یا بمیرید.» فوراً آن را یادداشت کردم «یا به هم عشق بورزید یا بمیرید.» اودن این را گفته بود؟ موری گفت: «یا به هم عشق بورزید یا بمیرید. زیباست، مگر نه؟ و این حرف یک حقیقت محض نیز هست. بدون عشق، ما پرندگانی با بال‌های شکسته هستیم.
smile
۷۰
زمانی که چگونه مردن را یاد بگیری، چگونه زیستن را هم می‌آموزی.»
از رقبای ایلان ماسک
۶۱
«پذیرای هر آنچه باش‌که قادر به انجام آن هستی و هرآن چه که قادر به انجامش نیستی. گذشته را همان‌گونه که گذشته بپذیر، بی آن‌که سعی در نفی آن داشته باشی، بی آن‌که آن را نادیده بگیری؛ بیاموز که خود را ببخشی و از بخشش دیگران غافل نشو؛ و هیچ‌گاه تصور نکن که برای انجام این کارها دیر شده است.»
fereshteh
۵۷
«مهربان باشید! و خودتان را مسئول یکدیگر بدانید. اگر ما فقط همین درس‌ها را آموخته بودیم، دنیا جای خیلی بهتری بود.»
Azar
۵۶
بخشی از مشکل این است که همه یک‌جورهایی عجله دارند. مردم معنای زندگی‌شان را درنیافته‌اند بنابراین دائماً به دنبال آن می‌دوند. آن‌ها به ماشین بعدی، به خانه‌ی بعدی و کار بعدی فکر می‌کنند. بعد متوجه می‌شوند که این چیزها هم خالی و بی‌معنی است و به باز هم می‌دوند و می‌دوند.»
مریم صادقی
۴۲
«قبل از مرگ ابتدا خودت را ببخش و بعد دیگران را.»
vafa
۳۶
«زمانی که بچه بودم مادرم را از دست دادم...و این ضربه سختی برای من بود...آرزو می‌کردم که ‌ای کاش من هم‌گروهی مثل شما داشتم تا بتوانم درباره‌ی غم‌هایم با آن‌ها صحبت کنم. من عضو گروهتان می‌شدم چون...» صدایش مدام قطع می‌شد. «...چون من خیلی تنها و بی‌کس بودم...»
smile
۲۸
حداقل از این طریق زنده هستم.
smile
۲۳
«من... خوبم... فقط... چند لحظه صبر کن.»
از رقبای ایلان ماسک
۲۱
«بگذار عشق وارد وجودت شود. ما فکر می‌کنیم که لایق عشق نیستیم، فکر می‌کنیم اگر عشق در ما نفوذ کند حساس و آسیب‌پذیر می‌شویم؛ اما یک مرد خردمند به نام لِوین حرف خوبی زد. او گفت: عشق تنها عملکرد منطقی بشر است.» دوباره حرفش را تکرار کرد و این بار برای تأثیرگذاری بیش‌تر روی هر کلمه مکث کرد: «عشق تنها عملکرد منطقی بشر است.»
ghazale.svi
۱۹
یا به هم عشق بورزید یا بمیرید.
fereshteh
۱۸
اگر بتوانی معنای زندگی‌ات را پیدا کنی، دیگر هیچ‌گاه نمی‌خواهی به گذشته برگردی. دلت می‌خواهد روبه‌جلو حرکت کنی. دلت می‌خواهد چیزهای بیش‌تری ببینی، کارهای بیش‌تری انجام بدهی.
ارغوان:)
۱۸
«هر شب، زمانی که به خواب می‌روم، می‌میرم؛ و صبح روز بعد، زمانی که بیدار می‌شوم، از نو متولد می‌شوم.»
Melika_SA
۱۷
موری گفت: «در کشور ما یک تضاد بزرگ بین آنچه ما می‌خواهیم و آنچه بدان نیازمندیم وجود دارد. تو به غذا نیاز داری اما دسر شکلاتی می‌خواهی. باید با خودت صادق باشی. تو به جدیدترین ماشین ورزشی نیاز نداری؛ تو به بزرگ‌ترین خانه نیاز نداری. واقعیت این است که این چیزها تو را راضی نخواهد کرد. می‌دانی چه چیزی احساس رضایت واقعی را در تو ایجاد می‌کند؟» چی؟ «سهیم شدن هر آنچه داری با دیگران.»
آلیس در سرزمین نجایب
۱۷
«پذیرای هر آنچه باش‌که قادر به انجام آن هستی و هرآن چه که قادر به انجامش نیستی. گذشته را همان‌گونه که گذشته بپذیر، بی آن‌که سعی در نفی آن داشته باشی، بی آن‌که آن را نادیده بگیری؛ بیاموز که خود را ببخشی و از بخشش دیگران غافل نشو؛ و هیچ‌گاه تصور نکن که برای انجام این کارها دیر شده است.»
°•●☆ آسمان شب ☆●•°
۱۷
او مصمم بود تا به همگان ثابت کند که واژه‌ی مرگ با ازکارافتادگی و بی‌خاصیت بودن هم‌معنا نیست.
پریوش
۱۶
«موج کوچک می‌گوید: خدای من این خیلی وحشتناک است. ببین قرار است چه بلایی سرم بیاید! «دراین‌بین یک موج دیگر سر می‌رسد. موج اول را با دقت نگاه می‌کند. نگرانی او را حس می‌کند و به او می‌گوید: چرا آنقدر غمگینی؟ «اولین موج می‌گوید: تو نمی‌فهمی! همه‌ی ما نابود می‌شویم! ما موج‌ها همه‌مان به هیچ تبدیل می‌شویم! این وحشتناک نیست؟ «موج دوم می‌گوید: نه تو نمی‌فهمی! تو یک موج نیستی، تو بخشی از اقیانوس هستی!»
smile
۱۶
زمانی که چگونه مردن را یاد بگیری، چگونه زیستن را هم می‌آموزی.»
°•●☆ آسمان شب ☆●•°
۱۵
اولین واحد درسی با او را تمام می‌کنم و برای یکی دیگر ثبت‌نام می‌کنم. او خیلی خوب نمره می‌دهد و درواقع نمره هیچ ارزشی برایش ندارد. می‌گفتند که یک سال، در زمان جنگ ویتنام، به تمام دانشجویانش نمره الف داده بود تا به آن‌ها کمک کند که راهی خدمت نظام نشوند.
°•●☆ آسمان شب ☆●•°
۱۵
عشق تنها عملکرد منطقی بشر است
soniya
۱۵
«بگذار عشق وارد وجودت شود. ما فکر می‌کنیم که لایق عشق نیستیم، فکر می‌کنیم اگر عشق در ما نفوذ کند حساس و آسیب‌پذیر می‌شویم؛ اما یک مرد خردمند به نام لِوین حرف خوبی زد. او گفت: عشق تنها عملکرد منطقی بشر است.»
وصال
۱۴
عشق بی‌نهایت مهم است. همان‌طور که شاعر بزرگ ما اودِن گفته بود: یا به هم عشق بورزید یا بمیرید.»
smile
۱۴
و خودت را وقف ساختن چیزی کنی که به تو انگیزه و مفهوم بدهد.»
mozhdeh
۱۴
«درست است که من در بستر مرگ هستم اما اطرافم را روح‌های پر از عشق و محبت فراگرفته است. چند نفر از مردم می‌توانند چنین ادعایی داشته باشند؟»
Narges 🌱
۱۴
چطور می‌توانم به سن تو حسادت کنم درحالی‌که خودم آن را با لذت سپری کردم؟