
بریدههایی از کتاب عقاید یک دلقک
۳٫۶
(۱۳۲)
هنری هشتم یک مؤمن چند همسره بود اما من یک کافر تک همسره هستم
Shirin Rassam
زنها آنقدر با دستهایشان منظورشان را خوب میرسانند و حرف میزنند که به نظرم دست مردها درمقایسه با زنها مثل یک چوب خشک است. دست مردان برای فشردن دست دیگران، ضربه زدن، شکلیککردن و امضای چک ساخته شده است و البته برای کار کردن. دست زنها برای مالیدن کره روی نان یا کنار زدن مو از روی پیشانی ساخته شده است.
نیتا
انسان باید لحظات را به حال خود بگذارد و تلاشی برای تکرار آنها نکند.
Travis
اگر عصری که در آن زندگی میکنیم، شایستهٔ یک نام باشد؛ آن نام «فحشا» است. ما در عصر فحشا زندگی میکنیم. مردم با کلماتی که فاحشهها از آن استفاده میکنند خو گرفتهاند.
کاربر ۸۸۲۴۰۱
روح به جایی میرود که به آن تعلق دارد.
راحله
شانههایم را گرفت و هردو چشمم را بوسید و گفت: «تو خیلی دوست داشتنی هستی، دوست داشتنی و خسته»، اما وقتی خواستم او را در آغوش بگیرم، به نرمی گفت: «نه! لطفاً این کار را نکن» و من اشتباه کردم و رهایش کردم. با همان لباسها روی تخت افتادم و همانطور خوابم برد. وقتی صبح بیدار شدم ماری رفته بود. تعجب نکردم چون حدس میزدم برود.
بهارنارنج
وقتی پول و هنر یکجا میشوند، یک جای کار همیشه میلنگد؛ یا برای هنر بیش از اندازه پول میدهند یا تفریط میکنند و خیلی کم پول میدهند.
reza samani
حرفش را قطع کردم و گفتم: اشکالی ندارد کوسترت. خیلی هم خوشحالم که باعث شدم چند مارک کمتر از جیب مسیحیت خرج شود.
Robin
فکر نمیکنم کسی روی زمین باشد که بتواند یک دلقک را درک کند، حتی دلقکها هم یکدیگر را درک نمیکنند، زیرا همیشه پای حسد و رشک درمیان است
کاربر ۸۸۲۴۰۱
من یک دلقکم؛ یا همان به اصطلاحِ رسمی: کُمِدین، بیستوهفت ساله و بدون وابستگی به کلیسا. یکی از نمایشهای من، «رسیدن و رفتن» نام دارد که یک پانتومیم بسیارطولانی است و در طی آن، حضار گیج میشوند که کِی رسیدن را بازی میکنم و کِی رفتن را؟
yazahra
اگر از کاری که میکنم لذت نبرم مریض میشوم
Shirin Rassam
حتی چشمان شیطان هم به اندازهٔ چشم همسایهها تیز نیست.
tina
نمیدانم آیا چیزی که در جهانِ واقعی تجربه کردم حقیقت دارد یا چیزی که در ذهنم اتفاق افتاده است؟ همیشه این دو موضوع را قاطی میکنم.
Shirin Rassam
این که خود منتقدان مورد نقد قرار نمیگیرند خیلی بد است. بدتر از همه این است که آنها تاب و تحمل نقد را ندارند و اگر از خودشان انتقاد کنی از کوره در میروند
Shirin Rassam
نمیدانم آیا کسانی هستند که از روی آثار نقاشی پیکاسو و کله، رومیزی ببافند یا نه. به نظرم آن شب این کاتولیکهای مترقی مشغول بافتن جامعهای از تعالیم توماس آکویناس، سنت فرانسیس آسیزی، بوناونتورا و پاپ لئون سیزدهم برای قوارهٔ خود بودند که البته به هیچ وجه برهنگیهای آنان را نمیپوشاند؛ زیرا در آن جمع به جز من، همه حداقل هزاروپانصد مارک در ماه درآمد داشتند.
Roya
این که خود منتقدان مورد نقد قرار نمیگیرند خیلی بد است. بدتر از همه این است که آنها تاب و تحمل نقد را ندارند و اگر از خودشان انتقاد کنی از کوره در میروند.
sina_m_farsakh
با خستگی گفتم: واقعاً نمیفهمم! اول که درمورد تعهد کتبی من مشاجره میکنی، بعد هم که ازدواج رسمی و قانونی؛ حالا هم که هردو را پذیرفتهام باز راضی نمیشوی و از قبل هم عصبانیتر هستی! گفت: «بله. خیلی زود میخواهم تکلیف این موضوع مشخص شود، ولی تو طفره میروی. واقعاً چه میخواهی؟» گفتم: تو را. حرفی از این قشنگتر هم میشود به یک زن زد؟
بهارنارنج
هر روز در ایستگاههای بزرگ قطار، هزاران نفر از راه میرسند تا در شهر کار کنند و هزاران نفر هم با قطار آنجا را ترک میکنند تا خارج از شهر کار کنند. یا صفهای طولانی از ماشین ایجاد میکنند و در ساعات شلوغی از هم سبقت میگیرند. واقعاً چرا آنها جایشان را عوض نمیکنند؟ یعنی کسانی که در خارج شهر هستند در همانجا کار کنند و کسانی که در شهر هستند، در داخل کار کنند. با این کار میتوان از بوی بد دود و آلودگی و فعالیت پلیسها جلوگیری کرد. اینطوری خیابانها آنقدر خلوت میشوند که پلیسها میتوانند سر چهارراهها منچ بازی کنند.
reza samani
بهتر است به یک دلقک کافر اعتماد کنی که تو را صبح زود بیدار میکند تا به موقع به مراسم کلیسا برسی، حتی برایت تاکسی میگیرد تا به کلیسا بروی.
|قافیه باران|
مادرم یکبار به مدت سه روز به نهضت مخالفت با بمبهای کشتار جمعی پیوست، اما وقتی یکی از ازین رؤسا برایش توضیح داد که مخالفت با بمبهای کشتار جمعی منجر به سقوط ارزش سهام میشود، بلافاصله در یک دقیقه تغییر موضع داد.
Roya
یکبار زمان زیادی را صرف تمرین نمایشی به نام (ژنرال) کردم که به قول خودمان خیلی هم موفق از آب درآمد؛ یعنی کسانی که باید میخندیدند، خندیدند و کسانی هم که باید عصبانی میشدند، شدند.
نون صات
همیشه ممکن است چیزی که برای فردی اتفاق افتاده، بدتر یا بهتر از چیزی که واقعاً هست جلوه کند.
Fatima
این ازدواجی که دولت و کلیسا از آن دم میزنند و براساس آن زن به طور رسمی موظف و ملزم است که (آن کار) را با شوهرش انجام دهد عجب ازدواج وحشتناکی است. هیچکس نمیتواند به زور کسی را مجبور به مهرورزی و عشقبازی کند.
sina_m_farsakh
این ازدواجی که دولت و کلیسا از آن دم میزنند و براساس آن زن به طور رسمی موظف و ملزم است که (آن کار) را با شوهرش انجام دهد عجب ازدواج وحشتناکی است. هیچکس نمیتواند به زور کسی را مجبور به مهرورزی و عشقبازی کند.
کاربر ۸۸۲۴۰۱
تصور این که زوفنر میتواند لباس پوشیدن ماری را تماشا کند یا اجازه دارد ببیند چطور ماری سرِ خمیر دندان را میبندد مرا دیوانه و ناراحت میکرد. زانویم درد میکرد و تردید کردم که آیا هنوز هم کسی میخواهد در قبال روزی حتی سی چهل مارک به من کار بدهد؟ از طرفی فکر این که آیا اصلاً برای زوفنر دیدن این که ماری چطور سرِ خمیردندان را میبینند حس خاصی ایجاد میکند یا نه، مرا شکنجه میداد.
بهارنارنج
من در همین حال از بدبختی و فلاکت گریهام گرفت. این شرایط مثل زمانی بود که از پیش ماری به خانه برگشتم و لئو در حال نواختن مازورکا بود، نباید میگذاشتم تکرار شود. انسان نباید لحظاتش را بازآفرینی یا با آنها رابطه برقرار کند.
Shirin Rassam
خانم وینکن همیشه میگفت: «تا وقتی که میتوانی آواز بخوانی، یعنی هنوز زنده هستی و تا وقتی اشتها داری یعنی هنوز امید هست». من هم آواز میخواندم و هم گرسنه بودم.
Roya
کسی که در دامنهٔ کوه خانه میسازد میتواند تعیین کند که حیاطش در سرپایینی باشد یا در سربالایی.
shogun
زنها آنقدر با دستهایشان منظورشان را خوب میرسانند و حرف میزنند که به نظرم دست مردها درمقایسه با زنها مثل یک چوب خشک است. دست مردان برای فشردن دست دیگران، ضربه زدن، شکلیککردن و امضای چک ساخته شده است و البته برای کار کردن. دست زنها برای مالیدن کره روی نان یا کنار زدن مو از روی پیشانی ساخته شده است.
کاربر ۸۸۲۴۰۱
مادرم به زور سعی کرد غذایش را بخورد تا مثلاً نشان دهد که زندگی ادامه دارد. اما من خیلی خوب میدانستم که این، زندگی نیست که ادامه دارد بلکه مرگ است که به راهش ادامه میدهد.
کاربر ۸۸۲۴۰۱
حجم
۳۲۴٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۲۷۲ صفحه
حجم
۳۲۴٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۲۷۲ صفحه
قیمت:
۵۴,۰۰۰
۲۱,۶۰۰۶۰%
تومان