
کتاب بررسی چهرهی دیو و پری در افسانههای مازندران
پدیدآورندگان:
فاطمه شمسیانتشارات:
انتشارات سوره مهر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
bookwormnoushin
۱
همان طور که در مباحث پیشین آوردیم، واژۀ دیو در اوستا به صورت Daēva-، در فارسی باستان Daiva، در پهلوی به صورت Dēv، و در فارسی دیو آمده است و معادل سانسکریت آن دِوَ Devá- از ریشۀ هند و اروپایی به معنی «فروغ و روشنایی» است که در لاتین به صورت دِئوس و در یونان باستان زئوس (نام خدای خدایان) آمده است. این واژه نزد مردمان هند و اروپایی به معنی خدای روشنی و با آسمان در ارتباط است. در زبانهای هند و اروپایی، در فرانسوی با واژۀ Dieu و در انگلیسی با واژۀ Divine همخانواده است؛ اولی به معنی «خدا» و دومی به معنایی «خدایی». واژۀ دیو نزد همۀ اقوام هند و اروپایی ـ به استثنای ایرانیان ـ معنی خدا را حفظ کرده است. البته، در زبان ارمنی نیز شاهد این تغییر هستیم. به زبان ارمنی آسمان نورانی و نورِ آسمانی در طی روز یک واژۀ واحد داشته است ـ البته با تغییراتی در حروف؛ یعنی Tiu (tiv) به معنی «خدا، روز، نورِ آسمانی در طی روز» و Di (K) به معنی «خدا، آسمان»،
bookwormnoushin
۰
مازندران از معدود سرزمینهایی است که با وجود پیشینهای کهن در پردهای از ابهام فرورفته است. این نام در جهان اساطیر و همچنین در دنیای واقعی جایگاهی ممتاز و ویژه را به خود اختصاص داده است. به نظر میرسد تاریخ و فرهنگ مازندران و حتی نام آن، همانند جغرافیای طبیعی سرسختش، محافظهکار و مهآلود به نظر میرسد و در انبوه نظریات متفاوت پنهان شده است. مردم مازندران، بنا به شواهد تاریخی، دیرتر از مردم دیگر بخشهای ایران به دین زرتشتی گرویدند. نامۀ تنسر از مهمترین منابع تاریخی و دینی در این زمینه است که طبق آن میتوان به شماری از واقعیات اجتماعی، سیاسی، و دینی ناگفته در آن زمان و این خطه پی برد. همچنین، بر اساس گواهی گای لسترنج، شرقشناس بریتانیایی، مازندران آخرین قسمت از ایران بوده است که به کیش مسلمانی درآمد و تا نیمۀ دوم قرن دوم هجری روی سکههایی که در این منطقه ضرب میشد خط پهلوی نقش بود.
bookwormnoushin
۰
کلمۀ مازندران بر منطقۀ اراضی پست ساحلی، که از دلتای سفیدرود تا جنوب خاوری بحر خزر امتداد دارد، اطلاق میگردید. سپس، این کلمه یعنی مازندران بر تمام نواحی کوهستانی و ساحلی اطلاق گردید و امروز دیگر اسم تبرستان استعمال نمیشود. (همان: ۳۹۴)
bookwormnoushin
۰
پری در رمزپردازیهای اسطورهایِ آب در اساطیر ایران و یونان و بینالنهرین نقشی مستمر و آشکار دارد. در اساطیر بینالنهرین «انسان دریایی» یا «ماهی ـ انسان»، که آن را کولولو مینامیدند، همان پری دریایی است که بالاتنه، سر، و بازویش انسان، و پایین پیکرش ماهی است و رابطهای نزدیک با الهۀ آب (اِئا) و نقشی محافظتی ـ جادویی دارد. انسان دریایی در آثار برجامانده از دورۀ هخامنشیان و سلوکیان هم دیده میشود (ابراهیمی ۱۳۸۳: ۶۱۸). در اساطیر ارمنی هوشکا پاریک، پریهای دریاییْ نیمی ماهی و نیمی زن هستند. آنها را دختران دریا میدانند و فرض بر این است که این موجودات در ویرانهها زندگی میکنند. بر اساس باورهای بومی، پاریک روح نیک مؤنث است و اغلب در هیئت زن ظاهر میشود. آنها را پریهای دریایی میدانند که معمولاً در مکانهای زیبای طبیعت میرقصیدند
bookwormnoushin
۰
حضور مار، چه واقعی و چه خیالی، همواره با زندگانی که مار صورت جامع و فعالِ آن محسوب میشود، مربوط است. از این رو، در بعضی تمدنها، یک لغت برای مار و حیات وجود دارد. رنه گنون خاطرنشان میکند که در لغت عرب به مار «حیه» میگویند و به زندگی «حیات» و «الحی»، به معنای زندگانیبخش، اصل و مبدأ زندگی، و کسی است که جان میبخشد. (دوبوکور ۱۳۹۱: ۵۱)
در اساطیر افریقا، مار نمادی از سلطنت است. مصریان بر این باور بودند که ازدواج با مار ـ خدا برای آن است که خدا بتواند وظیفۀ مهم خود را در رشد گیاهان و محصول و دام انجام دهد؛ زیرا در فصولی که بسیار مرطوب یا خشک است یا محصول خوب نیست، به مار روی میآورند. (فریزر
