جملات زیبای کتاب بهارهای سایبری | طاقچه
تصویر جلد کتاب بهارهای سایبری

بریده‌هایی از کتاب بهارهای سایبری

امتیازبدون نظر
ما موج‌هایِ کوچکِ از یاد رفته‌ایم
زینب هاشم‌زاده
پاییزی من، بلند شو! ساعت خواب! از کوچۀ ما بهار آمد، رد شد
آفتاب
سفر کردیم با پای پیاده سیاهی پرسه می‌زد روی جاده و ما تا انتهای جاده رفتیم شکسته، خسته، اما ایستاده
آفتاب
در این دوران وانفسای تردید خوشا! چشمی که جور دیگری دید فقط کافی نباشد شستنِ چشم بیایید آسمانی‌تر ببینید
roshana
در این دوران وانفسای تردید خوشا! چشمی که جور دیگری دید فقط کافی نباشد شستنِ چشم بیایید آسمانی‌تر ببینید
roshana
آن مرد عبا به دوش برخواهد گشت در هیئت گل‌فروش برخواهد گشت این کوچه و این پنجره ایمان دارند آن عابر سبزپوش برخواهد گشت
roshana
خواهید به افلاک قدم بگذارید بر رویِ زمینِ پاک قدم بگذارید اینجا دل پاره‌پاره‌ای گم کردیم آرام بر این خاک قدم بگذارید
roshana
یا غم شده سرریز در این قهوۀ تلخ یا ریخته پاییز در این قهوۀ تلخ تو رفته‌ای و با دل من حل شده است یک عصر غم‌انگیز در این قهوۀ تلخ
roshana

حجم

۴۲٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۸۸ صفحه

حجم

۴۲٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۸۸ صفحه

قیمت:
۹۰,۰۰۰
تومان