جملات زیبای کتاب دوغدو، برنارد و خون آشام‌های دروغ‌گو (جلد سوم) | طاقچه
تصویر جلد کتاب دوغدو، برنارد و خون آشام‌های دروغ‌گو (جلد سوم)subscriptionAvailable

کتاب دوغدو، برنارد و خون آشام‌های دروغ‌گو (جلد سوم)

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
فاطمه سرمشقی
انتشارات: 
انتشارات هوپا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
سپیده
۴
تقدیم به تمام غول‌هایی که هستند، اما کسی آن‌ها را نمی‌بیند.
سپیده
۰
عزیز هیچ‌چیزش شبیه مسافرها نبود، آن هم مسافری که برای اولین‌بار می‌خواهد به فرانسه برود. پدربزرگ اصرار نمی‌کرد، شاید حتی لباس‌هایش را هم عوض نمی‌کرد. همان پیراهن گُل‌دار را می‌پوشید که پدر همیشه می‌گفت بوی باغچه‌های بهار را می‌دهد.
سپیده
۰
اما حالا، با آن کت‌ودامن عنابیِ سوغاتیِ چند سال پیشِ پدر و کیف‌دستی کِرِم و کفش پاشنه‌بلند انتخاب مادر، درست شبیه پیرزن‌های فرانسوی شده بود که عصر یکشنبه با دوستانش در یکی از کافه‌های شانزه‌لیزه قرار دارد.