رفتن به قهوهخانه فقط برای لَمدادن روی تخت یا صندلی و نوشیدن چند استکان چای و زدن چند پُک قلیان یا چپق و خستگی کار روزانه را از تن بیرونکردن نبود، بلکه قصد رفتن به قهوهخانه، همنشینی و همصحبتی با همصنفیها، همشهریها و هممحلیها، همزمان با خوردن چای داغ و کشیدن قلیان بود. مردم در نشستهای خود در قهوهخانه فرصت مییافتند که مشکلات شغلی و امور مربوط به خانواده و محلۀ خود را حلوفصل کنند. در قهوهخانه کارگران بیکار، کار و کارفرمایان، کارگر مییافتند؛ معاملهگران معامله میکردند و فروشندگان کالاهایشان را از هر قماش به یکدیگر معرفی میکردند. درگیریها و نزاعهای خانوادگی و محلی نیز معمولاً در همین قهوهخانهها با پادرمیانی بزرگان و ریشسفیدان محل و قهوهخانهداران فرومینشست و به صلح و آشتی میانجامید.