صدام حقیقتاً خود را سردمدار اعراب در برابر خطر ایران میدانست. به همین علت گفت، کل جهانْ عراقیها را به عنوان «مردمانی بسیار شرافتمند» تحسین میکردند. او سپس نطق آتشین خود را علیه ایرانیها از سر گرفت. «ایرانیها مردمانی غیرقابل اعتمادند. همه را دروغگو میدانند. ابتدا یک چیزی میگویند و بعد خلاف آن رفتار میکنند. روحیۀ ایرانی اینطوری است». بعد در آن جلسه اضافه کرد: «ایران به اسم اسلام همچنان به دنبال توسعهطلبی در جهان عرب است. آنها فکر میکنند اگر زمانه اجازه میداد، رهبری آزادسازی قدس را بهعهده میگرفتند. و فکر میکنند وقتی آن را به تصرف خود درآورند، میتوانند امپراتوری اسلامی را تأسیس کنند