جملات زیبای کتاب لینکلن در برزخ | طاقچه
تصویر جلد کتاب لینکلن در برزخ

کتاب لینکلن در برزخ

نوع کتاب
۳.۴(از ۴۰ امتیاز)
انتشارات: 
نشر ستاک
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
سیّد جواد
۱۶
او جیق‌جیق می‌کند، پس هر کس جیق‌جیقو شد همیشه باید اولین نفر باشد!
elahe sodachi
۱۴
همه در زندگی از چیزی رنج‌برده‌اند یا از چیزی رنج می‌برند یا به‌زودی از چیزی رنج خواهند برد.
سیّد جواد
۱۱
(شرم مانع می‌شود که توضیح بیشتری بدهم) قبلاً در آپارتمانی تنگ و تُرش که به وحشتناکی زندان وُلفز دان
Samaneh H
۴
نه نه نه پروردگارا هیچ‌وقت این بلا را بر سر من نیاور و بگذار من قبل از همهٔ کسانی که دوستشان دارم بمیرم
شلاله
۲
البته بعضی‌اوقات وقتی قرار بود دستوراتی داده شود نیمچه صدایی که رنگی از جدیت و خشونت در آن بود به گوش می‌رسید؛ اما تنها کاری که باید می‌کردی این بود که آن صدا را فراموش کنی. آن صدا حاکی از جسارت و عصبانیت نبود، بلکه نیمچه صدایی از یک انسان بود که می‌گفت: خواستِ من این است که آنچه من می‌خواهم را انجام بدهی نه آنچه خودت می‌خواهی. و باید بگویم که این صدا هرگز خاموش نشد، اما طی سال‌ها کمتر و کمتر شد.
شلاله
۱
بازهم مثل همیشه آرزوهای من محقق نشدند. شوهرم خوش‌قیافه نبود، بخشنده هم نبود. او موجودی کسالت‌آور و خسته‌کننده بود. با من به خشونت رفتار نمی‌کرد، اما رفتاری محبت‌آمیز و دوستانه هم نداشت. ما به رُم و پاریس و استانبول نرفتیم، بلکه برای دیدن مادر پیرِ او دَم به دقیقه و چپ و راست به شهر فِرفاکس(در ویرجینیا) می‌رفتیم.