جملات زیبای کتاب قلعه حیوانات | طاقچه
تصویر جلد کتاب قلعه حیوانات

بریده‌هایی از کتاب قلعه حیوانات

نویسنده:جورج اورول
انتشارات:انتشارات پر
امتیاز
۴.۴از ۶۰۷ رأی
۴٫۴
(۶۰۷)
گوسفندان: انبوه جمعیت دنباله‌رو که بدون هیچ تفکّری فقط شعارهای رهبران را تکرار می‌کنند.
BehRad
همهٔ حیوانات برابرند، اما بعضی برابرترند.
Sana Ofogh
خدا به من دُم داده که مگس‌ها را بپرانم ولی ای کاش نه دُمی داشتم و نه مگسی بود.
نیلوفر🍀
هفت قانون ۱-هر موجود دو پا دشمن است. ۲-هر حیوانی که چهار پاست یا بال دارد، دوست است. ۳-هیچ حیوانی لباس نمی‌پوشد. ۴-هیچ حیوانی بر روی تخت نمی‌خوابد. ۵-هیچ حیوانی حق نوشیدنِ نوشیدنی را ندارد. ۶-هیچ حیوانی حیوان دیگر را نمی‌کشد. ۷-همه حیوانات با هم برابرند.
فاطمه
نمی‌توانستند تشخیص دهند که کدام‌یک حیوان است و کدام‌یک انسان! دیگر ممکن نبود که یکی را از دیگری تمیز دهند. آدم‌ها شبیه خوک‌ها بودند و خوک‌ها شبیه آدم‌ها!
SARA
ماهیت این زندگی از چه قرار است؟ باید بگویم که زندگی ما بسیار کوتاه و پرزحمت و نکبت‌بار است. به این دنیا می‌آییم، چیزی به جز قوت‌لایموت نداریم و از بین‌مان آنهایی که قادر به کار هستند، تا آخرین لحظهٔ عمر به کار گمارده شده و به محض اینکه از حیص انتفاع بیافتیم، بدون کوچک‌ترین رحمی قربانی می‌شویم.
Mr_Nazarian
موزز (کلاغ سیاه پیر): نماد کلیسای ارتدکس که در زمان استالین دوباره اجازهٔ فعالیت یافت. او با دادن وعدهٔ زندگی شیرین در دنیای واپسین، باعث می‌گردد که حیوانات عادی، رنج و مشقت زندگی کنونی‌شان را بپذیرند.
BehRad
بشر به منافع هیچ موجودی جز خود نمی‌اندیشد
BehRad
بنجامین پیرترین و بداخلاق‌ترین حیوان آن مزرعه بود که کم حرف می‌زد و اکثر حرف‌هایش هم تلخ و پر از کنایه بود، مثلاً می‌گفت: خدا به من دُم داده که مگس‌ها را بپرانم ولی ای کاش نه دُمی داشتم و نه مگسی بود.
Mr_Nazarian
دوستان! ماهیت این زندگی از چه قرار است؟ باید بگویم که زندگی ما بسیار کوتاه و پرزحمت و نکبت‌بار است. به این دنیا می‌آییم، چیزی به جز قوت‌لایموت نداریم و از بین‌مان آنهایی که قادر به کار هستند، تا آخرین لحظهٔ عمر به کار گمارده شده و به محض اینکه از حیص انتفاع بیافتیم، بدون کوچک‌ترین رحمی قربانی می‌شویم.
نیلوفر🍀
همیشه خوک‌ها تصمیم می‌گرفتند و سایر حیوانات حقی برای تصمیم گرفتن نداشتند؛ ولی رأی دادن را یاد گرفته بودند.
Disney frczen
او حیوانات را به کار گماشته و از دسترنج‌شان استفاده می‌کند و از نتیجهٔ آن همه کار فقط در حدی به او می‌دهد که نَمی‌رد.
بنجامین احساس کرد که پوزه‌هایی به شانه‌اش کشیده می‌شود. سرش را که برگرداند، کلوور را دید که با چشمان سالخورده و ضعیفش، که حتی از قبل هم کم نورتر شده بود، بی‌آنکه کلمه‌ای بر زبان بیاورد با ملایمت یال بنجامین را کشید و او را با خود به ته طویله، جایی که هفت فرمان را نوشته بودند، برد. یکی دو دقیقه آنجا ایستادند و به دیوار قیراندود و نوشتهٔ سفیدرنگ روی آن یعنی قوانین، خیره شدند و سرانجام کلوور به سخن آمد و گفت: - سوی چشمم کم شده، زمانی هم که جوان بودم نمی‌توانستم نوشته‌ها را بخوانم، ولی به نظرم می‌آید که دیوار به شکل دیگری درآمده است. شکل دیوارمان فرق کرده! بنجامین! آیا هفت قانون بر روی دیوار نوشته شده است؟ برای اولین‌بار در زندگی، بنجامین حاضر شد که قانونش را بشکند و با صدای بلندی نوشته‌هایی که بر روی دیوار نوشته شده بود را خواند. بر دیوار دیگر چیزی جز یک فرمان نبود: همهٔ حیوانات برابرند، اما بعضی برابرترند.
Amir
گوسفندان: انبوه جمعیت دنباله‌رو که بدون هیچ تفکّری فقط شعارهای رهبران را تکرار می‌کنند.
دانور🌱
به این دنیا می‌آییم، چیزی به جز قوت‌لایموت نداریم و از بین‌مان آنهایی که قادر به کار هستند، تا آخرین لحظهٔ عمر به کار گمارده شده و به محض اینکه از حیص انتفاع بیافتیم، بدون کوچک‌ترین رحمی قربانی می‌شویم.
majid
بشر تنها دشمن واقعی‌مان است که باید آن را ریشه‌کَن و از صحنه دور کنیم و گرسنگی و بیگاری را تا ابد بسوزانیم. این بشر تنها مخلوقی است که بدون هیچ تولیدی، فقط مصرف می‌کند، نه شیر دارد و نه تخم می‌کند.
Amir
در یک سمت طویلهٔ بزرگ، در محل مرتفعی که چیزی شبیه سکو داشت، میجر در زیر فانوسی که به تیرکی آویزان بود، روی بستری از کاه لمیده بود. او دوازده سال از عمرش می‌رفت و جدیداً هم کمی تنومند شده بود ولی با این حال خوک باعظمتی بود و با توجه به اینکه دو دندان نیشش هیچ‌گاه کنده نشده بود، ظاهری مهربان و با اعتمادبه‌نفس داشت. بعد از مدتی حیوانات به تدریج آمدند و هر دسته به شیوهٔ خاص خود در محلی قرار گرفت.
M_k
خدا به من دُم داده که مگس‌ها را بپرانم ولی ای کاش نه دُمی داشتم و نه مگسی بود.
دانیال
همیشه خوک‌ها تصمیم می‌گرفتند و سایر حیوانات حقی برای تصمیم گرفتن نداشتند؛ ولی رأی دادن را یاد گرفته بودند.
Arash
همهٔ حیوانات برابرند، اما بعضی برابرترند.
Amir Mohammad
همیشه خوک‌ها تصمیم می‌گرفتند و سایر حیوانات حقی برای تصمیم گرفتن نداشتند؛ ولی رأی دادن را یاد گرفته بودند.
shaparak
این است قانون زندگی؛ همیشه رنج، گرسنگی و ناامیدی.
Iluv.ca
دوستان این را فراموش نکنید که هرگز در این راه نباید تردیدی کنید. هیچ استدلالی نباید شما را از هدف‌تان منحرف کند. هیچ‌گاه به کسانی که می‌گویند منافع انسان و حیوان مشترک است و یا پیشرفت هر کدام وابسته به پیشرفت دیگریست، اعتماد نکنید.
Nik
همهٔ حیوانات برابرند، اما بعضی برابرترند.
Adler
بر دیوار دیگر چیزی جز یک فرمان نبود: همهٔ حیوانات برابرند، اما بعضی برابرترند.
molazadh
گفت: - اگر شما با حیوانات ضعیف مشکل دارید، ما هم با انسان‌های ضعیف مشکل داریم.
کاربر ۳۲۶۶۲۸۹
هرچند حیوانات ترسیده بودند، ولی قصد اعتراض داشتند. طبق معمول گوسفندان شروع به بَع بَع کردند و فرصتی برای بحث پیش نیامد.
ohammad[/\]
این بشر تنها مخلوقی است که بدون هیچ تولیدی، فقط مصرف می‌کند، نه شیر دارد و نه تخم می‌کند. او به حدی ضعیف است که نمی‌تواند گاوآهن بکشد و یا حتی سرعتی در دویدن که خرگوشی را بگیرد. با این حال ارباب مطلق حیوانات است.
Baran
- آیا من در بستن روبان به یالم باز مجاز خواهم بود؟ - رفیق! این روبانی که تو تا این حد به آن علاقمندی، نشان بردگی‌ات است. آیا به این معتقد نیستی که ارزش آزادی بیشتر است!؟
شمع'
زندگی بسیار سخت و طاقت‌فرسا شده بود. زمستان به سردی سال گذشته و آذوقه حتی کمتر از سال قبل بود. جیرهٔ تمام حیوانات به جزء جیرهٔ خوک‌ها و سگ‌ها هم کم شده بود و اسکوئیلر توضیح داد که تساوی کامل در امر سهمیه‌بندی غذا، مغایر با اصل حیوانگری است. در واقع با آن‌که ظواهر امر حکایت از کمبود آذوقه داشت، برای اسکوئیلر سخت نبود که به حیوانات اثبات کند که هیچ کمبودی نیست و شرایط ایجاب کرده و این کار به صلاح است؛ همچنین او به سرعت آماری را اعلام می‌کرد تا به حیوانات نشان دهد که حتی از زمان جونز هم شرایط بهتر است و جوی بیشتر، یونجه فراوان‌تر و شلغمِ زیادتری دارند؛ همچنین ساعات کمتری نیز کار می‌کنند و آب آشامیدنی گواراتر، عمرشان طولانی‌تر، بهداشت نوزادان بهتر، در طویله کاه بیشتر و مگس کمتر آن‌ها را آزار می‌دهد و کلاً شرایط خیلی بهتر از قبل است. حیوانات هم تمام این مطالب را باور می‌کردند. در واقع چیزی از زمان جونز به یاد نداشتند و فقط می‌دانستند که زندگی خیلی سخت است، بیشتر اوقات گرسنه و سرد و معمولاً به جز زمانی که در خواب هستند، کار می‌کنند؛ ولی حتماً روزهای قدیم از امروز هم بدتر بوده و از همین‌رو شاد بودند. در ضمن در آن زمان بَرده بودند و امروز آزادند و خودِ این مسئله، بزرگ‌ترین برتری زندگی‌شان نسبت به قبل بود
Naz_stt

حجم

۱۳۰٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۱۱۲ صفحه

حجم

۱۳۰٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۱۱۲ صفحه

قیمت:
۱۰,۰۰۰
۵,۰۰۰
۵۰%
تومان