
کتابدوست
۱۸
زیبا بود. تاریکی شب به روشنایی صورتیرنگ صبحگاهی مبدل میشد و این روشنایی علاوهبر گرمابخشی، کمکم به تهرنگ نارنجی و سپس طلایی درخشان میگرایید و خیابان درختکاریشده را روشن و برگها را درخشان میکرد، لحظهٔ درخشش شبنم را شکار میکرد، در چالههای آب بهجامانده از باران روز قبل میدرخشید و تزیینات پرزرقوبرق خانههای باشکوه را برجسته میکرد.
مینو
۱
معجزهها قرار نیست هیچوقت تموم بشن.
مینو
۱
«گفتن حقیقت همیشه بهترین راهه.»
مینو
۰
چون یکیشون انتخاب کرد که به لحظههای تاریک بچسبه و اون یکی تصمیم گرفت به لحظههای روشن تکیه کنه.»
مینو
۰
اما گریس میدانست که برای پیداکردن روشنایی در میان تاریکی، باید تلاش و عشق زیادی صرف کرد.