
کتاب نهج البلاغه موضوعی (کتاب اول؛ خداشناسی)
پدیدآورندگان:
جمالالدین دینپرورانتشارات:
انتشارات بنیاد نهجالبلاغه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
seyed
۳۷
ادب بندگی
کمترین ادبِ بندگی خدا آن است که به کمک نعمتهای او گناه نکنید.
Aysan
۲۱
کمترین ادبِ بندگی خدا آن است که به کمک نعمتهای او گناه نکنید.
Aysan
۱۷
گنجینههای نعمت او چنان بینهایت است که هرچه مردم بخواهند و بگیرند تمام نشود، زیرا او بخشندهای است که بر آوردن نیاز درخواستکنندگان از خزاین او نکاهد و سماجت و پافشاری اصرار کنندگان او را به بخل نکشانَد...
Aysan
۱۷
گروهی خدای را به «چشم داشت» پرستش کنند، که آن پرستش بازرگانان است؛ و گروهی او را از روی «ترس» بپرستند، که آن پرستش بردگان است؛ و سه دیگر او را به پاس «سپاس» پرستش کنند، که آن پرستش آزادگان باشد.
hiba
۱۳
فنای دنیا پس از پدید آمدن شگفتتر از ایجاد و تأسیس آن نباشد.
و چگونه چنین نباشد در حالی که اگر همه جانداران از پرندگان و چارپایان و آنچه در آغلاند یا در چراگاهند و انواع و اقسام آنها، و نیز مردم کودن یا زیرک دست به دست هم دهند تا پشهای بیافرینند، هرگز نتوانند و حتّی راه ایجاد آن را هم ندانند، و اندیشههای آنان از فهم آن درمانَد و مبهوت گردد، و نیروهاشان از دست رود و به پایان رسد، و با دست خالی باز گردند و بدانند که در چنبر قدرت دیگری هستند و به ناتوانی خود در آفرینش، و به سستی خود از نابودی آن اقرار کنند.
Aysan
۱۲
و از دیدگاه او هیچ چیز حتّی قطرههای باران دور نمانَد: نه اختران آسمان، نه آن ذرّاتی که باد به هوا پراکنَد، نه صدای پای موری بر سنگ صافی، و نه آرام جای «ذرّه» در شب تاری.
او فروافتادنگاه برگها را میداند و از ناز و کرشمه چشمها و چشمکها با خبر است.
seyed
۱۱
دستور دعا
آنگاه که حاجتی به درگاه الهی داشتی نخست بر پیامبرش- سلام خدا بر او و خاندانش- درود فرست و سپس نیازت را بخواه، که خداوند کریمتر از آن است که از دو حاجت یکی را بر آورَد و دیگری را وانهد.
seyed
۱۰
«ذعلب یمانی» از امام- درود خدا بر او- پرسید: ای امیر مؤمنان، آیا پروردگارت را دیدهای؟
امام فرمود: «چگونه نیایش کنم خدایی را که نبینم». دوباره پرسید: چگونه او را میبینی فرمود: چشمها او را چون اجسام درنیابند، امّا دلها در پرتو ایمان راستین او را دریابند. او با همه چیز و همه کس نزدیک است امّا نه چون نزدیکی جسم به جسم، و از آنها دور است امّا نه به معنای جدایی و بیخبری. او بدون نیاز به فکر و تأمّل سخن آفریند، از اراده او کار آید و نیاز به پیگیری و اهتمام ندارد، آفریدگاری است که محتاج ابزار و وسایل نیست و از هر رمز و رازی آگاه است، هر ناپیدا و پوشیدهای در محضر او آشکار و بیپرده است، هیچ چشمی او را نبیند ولی در عین حال مخفی و ناپیدا نباشد، بزرگی است که در آستان قدسش جور و بیمهری راه ندارد، بیناست نه با دیده، مهربان است نه به خاطر ضعف و شرم. چهرهها خاکسار عظمت او، و دلها در گرو اضطراب از مخالفت او.
Aysan
۱۰
اعتقاد یا بیاعتقادی نسبت به خداوند، مهمترین اصلی است که اندیشه آدمی و بهدنبال آن نوع و روش زندگی انسان را مشخص میکند.
seyed
۹
شکر نعمت، نعمتت افزون کند
خدای را در هر نعمتی، حقّی است. پس آن که حقّ نعمت به جای آرد نعمتش افزون شود، و آن که کوتاهی کند در خطر زوال نعمت قرار گیرد.
seyed
۹
در موقع نعمت نیز ترسان باشید
ای مردم، خدا باید شما را به هنگام نعمت ترسان بیند همان گونه که در موقع بلا و سختی. کسی که دستش باز و روزیش فراخ گشته وآن را آزمایش الهی ندیده قطعاً از رویداد وحشتناکی آرمیده است، و کسی که روزیش تنگ شده و آن را امتحان ندیده اجر خود را از دست داده است.
Aysan
۸
خداشناسی سرمنشاء همهٔ فضائل و کمالات در زندگی انسان است. توحید، به این معنا که خداوند یکتا و عاری از هر عیب و نقص و دارای صفات کمال است. او آفرینندهٔ یگانه و بیشریک جهان هستی است.
من زنده ام و غزل فکر میکنم
۸
درست باور داشتن او یگانه انگاشتن اوست و یگانه انگاشتن، او را به سزا اطاعت نمودن و به سزا اطاعت نمودن او، صفت ها را از او زدودن (خطبه ۱).
seyed
۷
سفره دل نزد او باز کن
پروردگار عزیز راه بازگشت و رضایت خویش را باز گذاشته است، پس هرگاه که از صمیم دل فریادش کنی، «سوز دلت» را دریابد و چون با او راز گویی و «نجوا» کنی، بیهیچ کاستی آن را بشنود. پس او را با همه وجود «محرم توانمند و آگاهی» یابی که بار نیازت را به درگاهش افکنی، و سفره دل نزد او باز کنی، و شِکوه اندُهان پیش او بری، و در مشکلات جانکاهت دست به دامن او زنی تا فروغ مهرش «ابر غم» از آسمان دلت بزداید، و بر سامان دادن امورت از او کمک خواهی، و از خزاین بیانتهای احسانش «آن خواهی» که هیچکس را جز او توان بخشش «آن» نَبَود چون: افزونی عمر، و سلامت تن، و روزی گشاده و پربرکت...
seyed
۷
... پسرم! خداوند بر آستان مقدّسش دربانی نگماشته است تا بین تو و مهر او حجابی گردد، و تو را ناگزیر به آوردن میانجی نکرده، و به جرم زشتکاری، راه توبهات را نبسته، و در کیفرت شتاب ننموده، و بازگشت تو را بیهیچ سرزنشی پذیرا گشته است. و آنجا که استحقاق رسوایی داشتی شرمسارت نساخته و به آسانی توبهات را پذیرفته است، و در پرداخت تاوان، توانت را نفرسوده و از مهربانی و رحمت خویش ناامیدت نکرده است، بلکه دل برکندن از گناه را «کار نیک» شمرده و در حساب، گناهت را «یک» و کردار نیکت را «ده» نبشته است...
من زنده ام و غزل فکر میکنم
۷
مام علی (ع) فرمود:
هرچه را واحد نامند اندک و تنهاست، جز او که یگانه است و بر همه فرمانرواست. (خطبه ۶۵).
و نیز فرمود:
(خداوند) یکتا نه از روی شمار (خطبه ۱۵۲).
Aysan
۶
او با همه پدیدگان است ولی ناپیوسته، و جدای از آنهاست، نه چون بیگانه. انجام امور به دست اوست امّا نه در محدوده «ابزار» و «حرکتها».
من زنده ام و غزل فکر میکنم
۶
تعبیر به «احد» (بهمعنای یکتا) ما را به قلهٔ توحید رهنمون میسازد. احد، موجود یگانهای است که از هرگونه ترکیب منزه است. منظور از این کلام نفی مشابهت خداوند به آفریدگان در همهٔ موارد از جمله: جسم، جنس، نوع و اشکال و مقادیر و رنگ... است.)
seyed
۵
احاطه خداوند بر اندیشهها و اسرار نهان
بیشک خدا دانای اسرار است و از اندیشه و راز دل هر کس با خبر. او به هر چیز احاطه و بر هر کار تواناست.
seyed
۵
آغاز دین، شناخت خداست، و شناخت راستین، حق باوری و دل بدو دادن است، و باور کامل، پیرایش ذاتش از آلایشِ شرک است، و حقیقت توحید، اخلاص و ستردن ریا است، و کمال اخلاص، بینش وحدت در ذات و صفات الهی است، که هر «صفتی» خود شاهد جدایی با «موصوف» است و هر «موصوفی» فریادگر دوگانگی با «صفت».
پس آن که خدای سبحان را چنین به وصف آرد، همسنگ آدمیانش ساخته است، و آن کس که همتایی برای او بیند، ذات پاک الهی را دوگانه دیده است. و دوگانگی در حکم تجزیه اوست و تجزیه خداوند یعنی نشناختن او. و آن کس که خدای را در «سویی» بیند و بدو اشاره کند، او را محدود دیده و در شمار آفریدگان شمرده است. و آن که بپرسد خدا در کجاست و یا قلمرو حکومتش تا کجاست، وابسته آنجا قرارش داده و بخشی از هستی را از حضور او غایب دیده است.
Aysan
۵
خدای سبحان را به گسیختن عزیمتها و باز شدن گره ارادهها شناختم (حکمت ۲۴۲).
این کلام گرچه در طول تاریخ منشاء ایجاد یک جریان فلسفی زیر عنوان برهان فسخ عزائم بودهاست، اما بهعبارتی همهٔ انسانها در فرازهایی از زندگی خود این تجربه را داشتهاند که نیت و عزمی کردهاند و تمام امکانات را برای بهانجام رساندن کاری فراهم کردهاند، اما آن کار، خارج از ارادهٔ آنها، انجام نشدهاست. امام از این تجربه همگانی بهره جسته و علت آنرا وجود ارادهای ورای ارادهٔ انسانها، که همان ارادهٔ خداوند است، بیان میکند.
Aysan
۵
سپاس خدای را هر چند روزگار، مشکلاتِ کمر شکن و حوادثِ سخت و سنگین پیش آورده است.
seyed
۴
در حالی که اگر همه جانداران از پرندگان و چارپایان و آنچه در آغلاند یا در چراگاهند و انواع و اقسام آنها، و نیز مردم کودن یا زیرک دست به دست هم دهند تا پشهای بیافرینند، هرگز نتوانند و حتّی راه ایجاد آن را هم ندانند، و اندیشههای آنان از فهم آن درمانَد و مبهوت گردد، و نیروهاشان از دست رود و به پایان رسد، و با دست خالی باز گردند و بدانند که در چنبر قدرت دیگری هستند و به ناتوانی خود در آفرینش، و به سستی خود از نابودی آن اقرار کنند.
Aysan
۴
سپاس و ستایش ویژه خداست که هیچ زبانی از عهده آن برنیاید، و شمارشگران زبردست و ماهر، شمار نعمتهای او را نتوانند، و تلاشگران پرتوان از ادای حقّ او ناتوانند، و ژرفای اندیشه بر کرانه بیکران او سرگردان است. هیچ حصاری گستره صفات الهی را تنگ نگیرد، و دست و زبان از وصف جمالش درمانَد، و هنگام و پایانی بر آن نباشد.
من زنده ام و غزل فکر میکنم
۳
خدای سبحان را به گسیختن عزیمتها و باز شدن گره ارادهها شناختم (حکمت ۲۴۲).
این کلام گرچه در طول تاریخ منشاء ایجاد یک جریان فلسفی زیر عنوان برهان فسخ عزائم بودهاست، اما بهعبارتی همهٔ انسانها در فرازهایی از زندگی خود این تجربه را داشتهاند که نیت و عزمی کردهاند و تمام امکانات را برای بهانجام رساندن کاری فراهم کردهاند، اما آن کار، خارج از ارادهٔ آنها، انجام نشدهاست. امام از این تجربه همگانی بهره جسته و علت آنرا وجود ارادهای ورای ارادهٔ انسانها، که همان ارادهٔ خداوند است، بیان میکند.
hiba
۲
خدای را سپاسگزاریم بر آنچه گرفت و داد، و بر نعمتهایی که بخشید و آزمایشهایی که فرمود. آن که هر ناپیدایی برای او پیداست و هر رازی را راز دار است. به هرچه سینهها در خود دارد، و دیدهها دزدانه بنگرند آگاه است
فاطمه
۲
خدای سبحان را به گسیختن عزیمتها و باز شدن گره ارادهها شناختم
کاربر ۹۸۲۷۰۶
۲
خدای سبحان را به گسیختن عزیمتها و باز شدن گره ارادهها شناختم (حکمت ۲۴۲).
hiba
۱
سپاس خدای را که سپاس را کلید یادش، و سبب افزونی احسان و کرَمش، و راهنمای نعمتها و عظمتش قرار داد...
Nasrin Khoshideh
۱
هیچکس نمیتواند ذات خداوند را درک کند. با هیچکدام از مقیاسهای اندیشهٔ بشری (مانند: فلسفه، عرفان، عقل و...) نمیتوان به عمق شناخت خداوند راه یافت و گوهر معرفت او را فراچنگ آورد. اما خداوند راه شناخت خود را، آنقدر که برای بشر مفید است، بازگذاشته است.