
کتاب پسر ششصد ساله
داستانی درباره معرفی فیلسوفان در عالم اسلام از آغاز تا پایان قرن ششم هجری
پدیدآورندگان:
میلاد پرنیانیانتشارات:
سنجاق٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
کاربر ۱۱۶۲۹۶۰۹
۴
هر چه به گذشتههای دورتر بنگری آیندههای دورتری خواهی دید.
کاربر
۴
برای اتحاد با خدا نیاز نیست خدا در تو حلول کند؛ همینکه توهّمِ کسی بودنِ تو از بین برود، اتحاد خودبهخود حاصل شده است.
کاربر
۴
راستش همه میخواهند آرمانشهر بسازند ولی همیشه فقط روی کاغذ موفق میشوند.
کاربر
۴
اگر جایی ساز عقل و وحی با هم کوک نبود فیلسوف میتواند به تأویل، آویزان شود.
کاربر
۴
بهترین مونس انسان در غربت، عقل است.
کاربر
۴
اگر به شما فلاسفه بگویند متنی بنویس که در آن متلک نباشد تشنج میکنید و کف و خون بالا میآورید.
کاربر
۴
هر کسی در طول زندگی، حداقل یک بار علیه خودش قیام میکند.
کاربر
۳
پسر عطا که خودش از طرفداران اختیار بود سیلی محکمی به یک جبری زد و گفت: من نزدم، خدا زد.
کاربر
۳
اولین هماورد معتزله، اهل حدیث بود که بهراحتی و با استدلالات عقلیِ معتزله، خورجینتکان شد. سپس از خاکستر اهل حدیث، اشعریه بیرون آمد که رقیب سرسختتری برای معتزله بود زیرا اشعریها (اشاعره) علاوه بر حدیث، خود را به خرد نیز مسلّح کرده بودند.
کاربر
۳
طبیعت کیمیاگری است که از بس به ما نزدیک است ما او را نمیبینیم. مثلاً این درخت سیب را ببین. خاک را تبدیل میکند به سیب.
کاربر
۳
چهره پسر مقفع داد میزد که پس از سالها کتابخوانی، دیگر عاشق کتابها نیست، بلکه معشوقِ کتابهاست.
کاربر
۳
معاش واقعیِ فیلسوف زمانی تأمین میشود که الگوی جامعه باشد آنسانکه کودکان با قلم فیلسوفان رویاپردازی کنند نه با شمشیر جهادیها.
کاربر
۳
موسیقیهای معمولی سر را تکان میدهند ولی موسیقی آنها بالای سر را...
کاربر
۳
موسیقی و فلسفه به هم مربوطند زیرا هر دو در جستجوی درک عمیقتر جهان هستند.
کاربر
۳
او را به این بهانه که کتابهای پیروان مانی پیامبر ایرانی را ترجمه میکرد متهم کردند که زندیق است و دین مردم را تباه میکند.
کاربر
۳
از دید من هیچکس کافر نیست مگر آن کس که فلسفه را انکار کند.
کاربر
۳
با روی کار آمدن متوکل عباسی، عصر طلایی معتزله پایان یافته و خلافت، دیگر آن بینشِ سابق را نداشت. آنها بهمرور متوجه شدند با توسعه خردگرایی و تمایل مردم به عقلانیت برای کشف حقایق، اختیارات انسان در سرنوشتش وسعت مییابد و این ریزهریزه به نفی قدرت مطلقِ خداوند میانجامد و این نیز به طور مستقیم مردم را در رابطه با حاکمی که خود را فرستاده خدا میخواند به شک وا میدارد، به همین جهت سر معتزله را گوش تا گوش بریدند!
کاربر
۳
اشعری نام شخصی بود که در میان معتزله تربیت شد و به سلاح منطق و فلسفه مسلّح گردید اما در حدود ۴۰ سالگی علیه خود شورید و نه تنها از طریقهٔ معتزله دست کشید بلکه تمام زندگی خود را وقف نابودی آن کرد.
کاربر
۳
بطلمیوس یکی از فیلسوفان و اخترشناسان یونان باستان است که دو کتاب او به نامهای "زیج" و "مجسطی" در نهضت ترجمه، برگردان شد و حرکت ستارگان در اختیار ما قرار گرفت. در الگوی کیهانشناسی او، زمین در مرکز گیتی قرار دارد و خورشید و ماه و بقیه سیارات به دورش میچرخند. هشت یا نه فلک وجود دارد که واپسینِ آنها فلکالافلاک نامیده میشود و همهٔ ستارهها در آن قرار دارند. بطلمیوس بر این باور بود که خدا و فرشتگان، آن سوی فلکالافلاک زندگی میکنند.
کاربر
۳
آدمیان برای هدایت شدن، دیگر به رهبران دینی نیاز ندارند...
کاربر
۳
فلسفه به من میگوید چگونه راه کمال را بپیمایم
کاربر
۳
کواکب، اشیاء را تخیل میکنند و تخیل آنها سبب حدوث اشیاء میشود. حرکات کواکب نیز میتواند سبب حدوث اشیائی شود. گاهی تخیل آنها سبب ایجاد تخیلاتی در نفوس ما میشود و ما را به فعل اشیائی بر میانگیزد.
کاربر
۳
فساد سیستماتیک، پولشویی، رانتخواریهای کلان و اختلاسهای نجومی در آرمانشهر رخ نخواهد داد زیرا به محض وقوع، رئیس که به واسطه عقل فعّال، به سیستم عصبی اقتصاد متصل است از جریان مطلع شده و جلوی آن را میگیرد
کاربر
۳
آقازادهبازی سنگینترین جرم در آرمانشهر است.
کاربر
۳
فلسفه نوافلاطونی یا فلسفه افلاطونی نوین، واپسین مکتب فلسفه یونان است و بیشتر به شرحها و تعلقات فیلسوفانی چون فلوطین و شاگردان او مانند فرفوریوس بر کارهای افلاطون و ارسطو اشاره دارد.
- فرفوریوس؟! حتماً موهایش فرفری بوده.
کاربر
۳
قلب یک شهر، کتابخانه آن است.
کاربر
۳
فلسفه سیاسی خلافت، از پَرِ قنداق «تفرقه بینداز و حکومت کن» بوده که کاملاً هم جواب داده
کاربر
۳
گاهی چیزهایی را در قلبم احساس میکنم که به نظر میرسد از آیندهای دور و یا گذشتهای پرت میآید! ورود به برخی مکانها این حس را تشدید میکند! یا وقتی برخی مناظر را میبینم... گویی اگر زمان را از آن مکان پالایش کنم با تمام آدمهایی که پیشتر یا دیرتر در آن پهنه بودهاند و خواهند بود درهمتنیده میگردم و برآیندی از اندریافتهای همگانی به من منتقل میشود.
کاربر
۳
به نظر من چوپانی بهترین شغل دنیاست؛ چون تو مدیرِ یک عده گوسفند هستی که با اینکه گوسفندند ولی کارشان را خیلی خوب انجام میدهند. در جوارش، یک مأمور انتظامات داری که با اینکه سگ است ولی او هم خیلی خوب کارش را انجام میدهد؛ گرگها را دک میکند و گوسفندهای گمشده را به محل کارشان بر میگرداند.
کاربر
۳
آنها معتقدند شریعت با یک سلسله نادانیها درآمیخته و اگر بخواهیم جهالتها را از شریعت دور کنیم باید به فلسفه چنگ بزنیم.