جملات زیبای کتاب جادوی میخک | طاقچه
تصویر جلد کتاب جادوی میخکsubscriptionAvailable

کتاب جادوی میخک

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۱۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
آن فاین، هدا لزگی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Book
۵۳
عجیب است که گاهی وقت‌ها مسیر زندگی آدم‌ها، به خاطر اتفاقاتی که در زندگی دیگران می‌افتد، تغییر جهت می‌دهد.
z.gh
۴
من بیش از اندازه، زیر سایهٔ میخک به سر برده بودم. هر روز که می‌گذشت، حس می‌کردم قوی‌تر شده‌ام و کارها بهتر پیش می‌روند. در مدرسه پیشرفت کردم و نمرات بهتری گرفتم، چون دیگر پشت پنجره و روی پله‌ها منتظر او نبودم. در هتل با روحیهٔ بهتری رفت و آمد می‌کردم، چون دیگر در انتظار او این‌طرف و آن‌طرف پرسه نمی‌زدم. دیگر ذهنم مشغول او نبود و در نتیجه، بیشتر به خودم فکر می‌کردم. شب‌ها باز هم کابوس آتش می‌دیدم و با ترس از خواب بیدار می‌شدم. اما روزها احساس بسیار متفاوتی داشتم. اصلاً دلم نمی‌خواست ناتالی قبلی باشم. اگر می‌شد، حتی اسمم را هم عوض می‌کردم. یک روز صبح که با آرامش روی ایوان نشسته بودم و طاووس‌ها را تماشا می‌کردم، (به جای اینکه مثل میخک دنبالشان بدوم و اذیت‌شان کنم) برای اولین بار و پس از سال‌ها احساس خوشبختی کردم. خوشبختی.
Book
۳
احساسات دیگران بازیچه نیست.
سدریک دیگوری💛
۳
وقتی آدم، سخت‌ترین بازی زندگی‌اش را برده باشد، بقیهٔ بازی‌ها در نظرش رنگ می‌بازند
Book
۱
گذشتهٔ آدم تا کی مثل سایه دنبالش می‌کند.
Book
۱
از احساسات دیگران باخبر است، برای همین آنها را آزار می‌دهد، از این کار لذت می‌برد وگرنه کار دیگری ندارد که بکند.
سدریک دیگوری💛
۱
هر آدم خوبی گذشته‌ای داشته و هر آدم بدی آینده‌ای دارد.
Book
۰
آیا عکس‌های قدیمی، حقیقت را می‌گویند؟ عکاس می‌گوید: «لبخند بزن! عکس را خراب نکن.» تو هم مجبوری بخندی.
Book
۰
آدم تا مرز رهایی پیش برود؛ اما ناگهان این فرصت را از دست بدهد.
Book
۰
جلب‌توجه در یک هتل بزرگ، کار ساده‌ای نیست (مگر اینکه به خاطرش پول بدهی).
Book
۰
اما معلوم بود که حرفم را باور کرده است. چرا که نه؟ این کار خیلی آسان‌تر و به صرفه‌تر از یافتن حقیقت بود.