
بریدههایی از کتاب تاریخ فرهنگی قبیله لعنت، جلد اول: (بنمایه رویگردانی از خدا)
۳٫۷
(۴۲)
. سوره حجر، آیات ۳ (ع) ـ ۳۸. ابلیس از خداوند درخواست کرده است که حیاتش طولانی شود و تا قیامت ادامه یابد. خداوند، درخواست حیات طولانی وی را اجابت کرد؛ امّا تداوم آن را تا قیامت با آوردن «إِلی یوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُوم» رد کرد. بنابراین حیات ابلیس، قبل از قیامت و در وقت ظهور امام زمان (ع) پایان میپذیرد.
حميدرضا عسکری
حکیم فرانسوی، مالبر انش (۱۷۱۵ ـ ۱۶۳۸ م.) نیز در اینباره سخنی لطیف دارد:
روح انسان، هرچند به ظاهر تن پیوسته است؛ ولی پیوستگی حقیقی و اصلی او با خدا است؛ امّا چون انسان، گناهکار شده، به تن متوجّه گردیده و اتّصالش به مبدأ ضعیف شده است، باید بکوشد تا آن اتّصال قوّت گیرد ... روح نمیتواند ادراک کند؛ مگر آنچه را که با آن متّحد و پیوسته است و چون به جسم بستگی حقیقی ندارد و اتّصالش در واقع به خداست، فقط وجود خدا را ادراک میکند
محمدحسین
همچنین از ابنعبّاس روایت شده است که گفت:
آدم (ع) حجّ گزارد و بر گرد خانه هفت بار طواف نمود. فرشتگان در طواف او را دیدند و گفتند: ای آدم! حجّ تو مقبول باد! ما دو هزار سال پیش از تو، بر این خانه حجّ گزاردهایم. آدم (ع) پرسید: شما در طواف خود چه میگویید؟ گفتند: ما چنین میگوییم: «سبحانالله و الحمدلله و لااله الالله و الله اکبر.» آدم (ع) گفت: «وَ لاحول و لاقوَّةَ الّا بالله» را بدان اضافه کنید. فرشتگان نیز چنین کردند. سپس ابراهیم (ع)، پس از آنکه خانه را ساخت و به طواف، بر گرد آن مشغول شد، فرشتگان در حال طواف به او برخورد نمودند و سلامش کردند. ابراهیم (ع) پرسید: «شما در طواف خود چه میگویید؟» گفتند: پیش از روزگار آدم (ع) [میگفتیم:] «سبحانالله و الحمدلله و لااله الالله و الله اَکبر» و چون به آدم (ع) گفتیم، فرمود: کلمات «وَ لاحول و لاقوَّةَ اِلّا بالله» را هم به آن اضافه کنید. ابراهیم (ع) فرمود: بر آن «العَلی العَظیم» را هم بیفزایید، پس فرشتگان چنین کردند.
احمد اسدی
«رَبِّ لَاتَکلْنِی إِلَی نَفْسِی طَرْفَةَ عَینٍ أَبَدا؛
پروردگاراً! هرگز مرا حتّی به اندازهٔ یک چشم بر هم زدن، به خودم وامگذار!»
کاربر عادی
چون ابلیس فرو شد، آدم گفت: پروردگارا! او را لعنت کردی. [مگر] او چه میداند؟ فرمود: «جادو.» گفت: چه خواند؟ فرمود: «شعر.» گفت: چه نویسد؟ فرمود: «خالکوبی» گفت: چه خورَد؟ فرمود: «هر مردار و هر چه نام خدا بر آن نبرند.» گفت: چه نوشد؟ فرمود: «هر مستکننده.» گفت: جایش کجاست؟ فرمود: «حمّام.» گفت: کجا نشیند؟ فرمود: «در بازارها.» گفت: چه آوازی دارد؟ فرمود: «نیزدن.» گفت: دامهایش چه باشند؟ فرمود: «زنها.»
Yas Balal.جواد عطوی
در آن دوران، اعتقاد به الوهیّت حیواناتی، مانند شیر، تمساح و برخی پرندگان و جوندگان و برخی حیوانات اهلی، مانند قوچ رواج یافت. پرستش گربه نیز نزد آنان، بسیار اهمّیت داشت. ایرانیان دورهٔ هخامنشی در یکی از جنگهای خود با مصریان، تصویر گربه را روی سپرهای خود نقش کرده بودند؛ از اینرو، مصریان به احترام آن تصاویر، از تیراندازی و شمشیرزنی خودداری کردند و در نتیجه، پیروزی نصیب ایرانیان شد.
محمدجواد
صحنهٔ سجده نکردن ابلیس بر آدم (ع) به این سبب بوده است که آدم، متوجّه دشمنی ابلیس با خود و همسرش شود؛ زیرا خداوند به آدم (ع) فرمود: «در صورت پیروی از ابلیس، خود را به زحمات زندگی دنیوی دچار میکنی که رفع حوائج در آن، فعّالیت زیادی را میطلبد.»
sania_tmry
آن روز که ابلیس، پس از اعلام لعن ابدی خداوند متعال، سوگند یاد و عرض کرد:
خداوندا!
«فَبِعِزَّتِک لَأُغْوِینَّهُمْ أَجْمَعین؛
قسم به عزّتت! که جمیع آدمیان را اغوا و گمراه خواهم ساخت.»
به دلیل آن آگاهی و شناخت از انسان و داراییها و تواناییهایش میدانست که او بر بندگان مخلص راه نخواهد یافت.
«إِلاَّ عِبادَک مِنْهُمُ الْمُخْلَصین؛
مگر آن بندگان مخلص تو را.»
ایجاد خلل در اخلاص، تنها منفذ ورود به قلعه و حصن حصین، آسیب زدن به آدمی و گمراه ساختن او از صراط حق بود.
یاسمن
«رَبِّ لَاتَکلْنِی إِلَی نَفْسِی طَرْفَةَ عَینٍ أَبَدا؛
پروردگاراً! هرگز مرا حتّی به اندازهٔ یک چشم بر هم زدن، به خودم وامگذار!»
마흐사
آدم وقتی از کشته شدن هابیل اطّلاع یافت، بسیار اندوهناک شد و خیلی گریه و زاری کرد و شکایت به خدا نمود.
خداوند به او وحی کرد که من به جای هابیل به تو فرزندی خواهم داد که جانشین تو باشد پسری پاک و پاکیزه از حوّا متولّد شد که روز هفتم، آدم او را شیث نام گذاشت.
خداوند به او وحی کرد که این پسر هبه و بخشش من است، نام او را هبةالله بگذار. به همین جهت آدم او را هبةالله نامید.
کتابینا
هماره یارگیری از دورن، مجال را به خصم بیرونی میدهد تا با گشودن درهای قلعه، به تاراج اموال و کشتار ساکنان قلعه مشغول شود. آلوده ساختن نفس آدمی به گناه، نحوهٔ یارگیری خاصّی بود که ابلیس ابداع کرد تا بدین طریق، درها بر او و جنودش گشوده شود و همهٔ دارایی خدادادی آدمی را به یغما برند.
یاسمن
هنر ابلیس در جعل نسخهٔ اصیل و الهی پرستش و هدایت بود؛ جایگزینی الههها و اساطیر، به جای الله جلَّوعلا و اجنّهٔ کافر و شیاطین، به جای سروش غیبی. کاهن نیز مابهازای انبیای الهی شد تا پیام و شریعت ابلیس به پیروانش ابلاغ شود.
این پیامبران دروغین، با پشتوانهٔ نیروهای ماوراءالطّبیعهٔ شیطانی و سحر و جادو، قلب و چشم آفتزدگان را متصرّف شدند و بر خانهٔ قلب آنها دستاندازی کردند تا مبادا از تعداد عابدان و کرنشکنندگان معابد شیطانی کاسته شود.
آنچه انبیا از طریق معجزه و به اذنالله، به صورت حقیقی جلوهگر میساختند، شیاطین به مدد نیروهای خود و سحر و جادو، در برابر چشمان سحرشدگان جلوه میدادند
کاربر ۵۸۰۵۹۴۸
پس قابیل متوجّه آتش گردید و برای آن خانه ساخت و او نخستین کسی است که آتشکده ساخت و گفت: من همچنان این آتش را میپرستم تا قربانی مرا بپذیرد.
F.Z
چنین مینماید که به موازات سیر و سفر «قبیلهٔ رحمت» در عرصهٔ تاریخ، «قبیلهٔ لعنت» دوشبهدوش پیش آمده و نقش خود را ایفا نموده است.
reza.nedari
ابلیس، ساحری و جادو را در عصر نوح نبیّ (ع) و به نیّت مقابله با دین رسول اکرم (ص) و در هم شکستن امّت واحده، به فرزندان آدمی آموخت.
마흐사
وقتی ابلیس به پروردگار عرض میکند:
«رَبِّ بِما أَغْوَیتَنی لَأُزَینَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِینَّهُمْ أَجْمَعین؛
پروردگارا! چون مرا گمراه ساختی، من برای [آدمیان] نعمتهای دنیوی را زینت میدهم و همگی را گمراه میسازم.»
خوب میدانست که هر یک از مردم، حسب مقام، شأن و میزان فضلشان، به وجهی از زینتهای دنیوی نظر میکنند و بنابراین این زینتبندی، به هزاران صورت میتواند اتّفاق بیفتد. بیتردید، آنچه باعث فریفته شدن عوام میشود، به خواص گزندی نمیرساند؛ امّا خواص از میان اهل فضل و علم و عبادت نیز در شرایطی که از حصن اخلاص، خارج بمانند، سخت آسیبپذیرند.
شیطان دربارهٔ همه طمع دارد و امید اغواگری را در دل زنده نگه میدارد. منتها، اغوای مخلصان، به سبب عنایت الهی، اثرگذار نیست.
یاسمن
هنر بندگی، در اطاعت بیپرسش است. شاید در وجهی، عبودیّت را بتوان به معنی اطاعت بیپرسش بیان کرد. بندگی تمام، طوعاً أو کرهاً، چه بر نفس، شیرین و گوارا بیاید چه نیاید، اطاعت پس از پرسش، عبادت نفس از برای حظّ نفسانی است. از اینرو، بیارزش میشود. یکی از وجوه ابتلا و امتحان هم همین است. بندگان در تلاطم ابتلائات سنجیده میشوند تا دانسته شود کدامین آنها بیپرسش، مجری اوامر و نواهی الهی و کدامین منکر یا مرتدّ میشوند
یاسمن
تاج تواضع و فروتنی را بر سر نهید و تکبّر و خودپسندی را زیر پا بگذارید و حلقههای زنجیر خودبزرگبینی را از گردن باز کنید
Nasim
ابلیس، ساحری و جادو را در عصر نوح نبیّ (ع) و به نیّت مقابله با دین رسول اکرم (ص) و در هم شکستن امّت واحده، به فرزندان آدمی آموخت.
اگرچه از عمر تاریخ مکتوب و اختراع خط، بیش از ۵۰۰۰ سال نمیگذرد، امّا همهٔ آثار مانده از تاریخ شفاهی و مکتوب تمدّنها و فرهنگهای عهد کهن و اقوام کهن در بخش شرقی زمین، جایی میان «دریای مدیترانه» و «ایران» در «آسیا»، با خود و در خود، نشانههای رویکرد اقوام به متافیزیک، پرستش، سحر، کهانت و جادو را دارند.
کاربر ۵۸۰۵۹۴۸
«خداوند تمام مردم را از آدم (ع) تا آخرین نفر، با همین سنگهای کعبه آزمایش میکند.
F.Z
آب از بالای هر چیزی، به قدر چهل ذراع بالا گرفت و آب زمین فرو رفت و آب آسمان باقی ماند و در اطراف دنیا دریایی شد و آب دریا باقیماندهٔ آن آب است که آب غضب و سخط بود و نوح (ع) با افرادی که با او بودند و عدّهٔ آنها هشت نفر بود، از کشتی خارج شدند.»
F.Z
رَبِّ لَاتَکلْنِی إِلَی نَفْسِی طَرْفَةَ عَینٍ أَبَدا؛
پروردگاراً! هرگز مرا حتّی به اندازهٔ یک چشم بر هم زدن، به خودم وامگذار!
F.Z
هنر بندگی، در اطاعت بیپرسش است.
F.Z
زینت بخشیدن به زمین و صورتهای مادّی حیات و مشغول داشتن فرزندان آدمی، مقدّمهٔ غافل ساختن آنها از هدف و حکمت اصلی خلقت بود؛ از اینرو، زینت بخشی زمین، گام اوّل ابلیس در اغواگری و رهزنی آدم (ع) بود
F.Z
واژهٔ یاتو که در قسمتهای مختلف «اوستا» به جز «گاتها» بسیار دیده میشود و به استثنای چند فقره، همیشه با پری یکجا آمده، به معنی جادو است. این کلمه در پهلوی، یاتوکیه (جادویی) و یاتوک (جادو) شده است. یاتو در «اوستا»، به همان معنی است که امروزه در فارسی، از کلمهٔ جادو ارائه میکنیم. در اوستا، به شدّت تمام، بر ضدّ آن سخن رفته و از گناهان بزرگ شمرده شده است. بسا از جادوگران، گروهِ شیاطین ساحر و گمراهکنندگان و فریفتاران [فریبندگان] اراده شده است.
کاربر ۵۸۰۵۹۴۸
پیش از ورود آریاییها به «ایران زمین»، در این سرزمین، مردانی میزیستند که جغرافیای فرهنگی و تمدّنی مخصوص خود را داشتند و پس از ورود آریاییها نیز برآنها تأثیر گذاشتند.
اقوام بومی نجد «ایران»، علاوه بر پذیرفتن تأثیرات فرهنگی و مادّی «بینالنّهرین» در هزارهٔ چهارم پیش از میلاد، خود دارای ارتباطات قومی و فرهنگی کهنتر نیز با مردم بینالنّهرین بودند. در واقع و به احتمال قوی، وحدتی فرهنگی میان بومیان غرب ایران و نخستین اقوامی که از نجد ایران، به جنوب بینالنّهرین کوچ کرده و تمدّن بینالنّهرین را بنیان نهاده بودند، وجود داشت.
کاربر ۵۸۰۵۹۴۸
دو شاخهٔ ایرانی آریاییان از هزارهٔ قبل از میلاد، به سرزمینهای آباد «آسیای میانه» و در آغاز هزارهٔ اوّل به «نجد ایران» آمدند و با بومیان غیرآریایی که در این سرزمین میزیستهاند، در آمیخته و زندگی مشترکی را آغاز کردند. از هر دو گروه در طی ایام، قومی تازه پدید آمد که به مرور زمان، ایرانی خوانده شدند؛ امّا نژاد و فرهنگی آمیخته داشتند و این امر طبیعی بود.
کاربر ۵۸۰۵۹۴۸
از بررسی «اوستا» و کتب زرتشتی، چنین برمیآید که جادوی سیاه یا جادوی آزاررسان را گناه دانستهاند و در خود این کیش، تعویذها، افسونها، سحرشکنها، طلسمها و محافظت خویش در برابر گزند جادوان، همچون نهان کردن ناخن و موی چیده شده و موارد جادویی دیگر یا جادوی سفید وجود دارد و یکی از نکات مهم، جادو درمانی است که به صورت مَنتر و دعا به درمان بیماران پرداخته میشده است.
کاربر ۵۸۰۵۹۴۸
هنگامیکه زرتشت به دربار گشتاسب میآید و به او میگوید که به ارجاسب نباید باج دهد، دیوی این سخن را به ارجاسب میرساند و او به مردمانش میگوید:
یکی جادو آمد بدین داوری
به ایران به دعوی پیغمبری
و به گشتاسب مینویسد:
از آن پس که ایزد تو را شاه کرد
یکی پیرجادوت بیراه کرد
کاربر ۵۸۰۵۹۴۸
یکی از وجوه زندگی زرتشت، رویارویی او با جادو و جادوگران عصر خود است. این رویارویی حکایت از رواج جادو در میان ایرانیان آن دوران میکند.
هرچند زندگانی زرتشت، خود به اسطوره مانند است و دنیای اسطوره و جادو را با هم پیوند است، همانگونه که در «قرآن»، هر پیامبری که به هدایت مردمان آمده، از سوی منکران به جادو منسوب گردیده است، دربارهٔ زرتشت نیز این داوریها را داریم.
کاربر ۵۸۰۵۹۴۸
حجم
۲۹۰٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۲۱۶ صفحه
حجم
۲۹۰٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۲۱۶ صفحه
قیمت:
۶۰,۰۰۰
تومان