
بریدههایی از کتاب دلبند عزیزترینم
۳٫۷
(۱۸)
خسیس نباش برایم نامه بنویس. پاداشش را خواهی دید. تو را مثل یک عرب وحشیانه دوست خواهم داشت.
*Eli*
از من پرسیدهای زندگی چیست، مثل اینکه بپرسی هویج چیست؟ خوب هویج هویج است و همین است که هست [...]
*Eli*
نویسندهی عزیز، از دست من عصبانی نباشید و مرا دوست داشته باشید و کمی به من فکر کنید. عکسی از خودتان، با امضایتان برایم بفرستید. اندازهی نسبتاً بزرگ باشد چون این عکسی که از شما وسط میزم دارم کوچک است و چشمهایتان در آن غمگین است.
به مامان و خواهرتان سلامهای گرم مرا برسانید.
دستتان را میفشارم.
اولگا کنیپر
حسین
هر روز منتظر حتی یک نامه دو سه خطی از شما هستم، وقتی خانه را ترک میکنم اولین چیزی که به چشمم میافتد میز است با نامهها و چیزی روی آن نیست!
حسین
برایم نامهای زیبا و صمیمانه بنویسید. مثل همیشه پشت شوخی و هزل سنگر نگیرید. آنچه را که میخواهید بنویسید. قبول میکنم، من خستهکنندهام، کنهام. شما هرچه را که میخواهید بنویسید. آنچه را که قلمتان میخواهد.
حسین
من عاشق لحظاتی هستم که حتی با کلمات در نامههایت نوازشم میکنی. این کار تو گرمم میکند، فکر میکنم گنجی دارم که هنوز همهی آن را بیرون نیاوردهام و هنوز بسیار و بسیاری از آن در دل زمین است.
لیمو
زندگی چهقدر کسالتبار است، کسالتبارتر از اینکه بدانی منبع کسالت خودت هستی.
Mahdi.fo
تازه از پیش خواهرتان آمدهام. میگوید که میخواهید با دختر یک کشیش ازدواج کنید. تبریک نویسندهی عزیز. پس نتوانستید مقاومت کنید. خدا به شما عشق و خوشبختی ارزانی دهد. شما حتماً تکهای از دریا پشت قبالهاش انداختهاید، مگر نه؟
*Eli*
برایم نامهای زیبا و صمیمانه بنویسید. مثل همیشه پشت شوخی و هزل سنگر نگیرید. آنچه را که میخواهید بنویسید.
*Eli*
هنرپیشهی کوچولوی عزیزم، هاپوی بینظیرم، چرا از دست من عصبانی هستی، چرا نامه نمینویسی؟ چرا نامه نمینویسی؟ چرا نامه نمینویسی؟ سر پول تلگرام خست به خرج میدهی؟ ۲۵ روبل پول تلگرام بده من، قول شرف میدهم که ۲۵ سال دوستت داشته باشم.
حسین
یکبار برای همیشه باید اضطراب شکست و موفقیت را کنار بگذارید. کار شما این است: هر روز پشت سر هم ذرهذره کار کنید، مداوم، و خود را برای اشتباهات و شکستهای اجتنابناپذیر آماده کنید. در یک کلام شما راه خود را بروید و رقابت را بگذارید برای دیگران. برای یک مبتدی آنچه مهم است و درعینحال بسیار سودمند، این است که مدام بنویسد یا بازی کند و آگاه باشد که کارش به قدر کافی خوب نیست.
narges
بیتو همهچیز کسالتآور است. چهقدر دلم برای دیدنت، برای نوازشت، برای نگاه کردن به تو تنگ شده است. احساس میکنم از همهی دنیا دور افتادهام.
Mahdi.fo
شما هم خیلی شوخ هستید آقای چخوف! به هنرپیشهی آسوپاس تئاتر هنری جعبهی طلا و جواهرات دادهاید. واقعاً ماها جواهر داریم؟ من نامههای مردی بسیار عزیز را که از یالتا برایم مینویسد در آن نگه خواهم داشت. اما کِی قرار است عکسِ با چشمانِ باز برایم بفرستید؟ نمیتوانستید چنین عکسی را بهعنوان سورپریز توی جعبه برایم بگذارید؟ بدجوری دلم برای دیدنتان تنگ شده است.
حسین
عزیزترین عزیزم، عصبانی هستی از اینکه من زیاد نامه نمینویسم و متأسفی که تو برایم نامهی زیادی مینویسی. اما بدون نامههای تو من دِق میکنم. برایم بیشتر بنویس و نامههای طولانیتر بنویس. نامههایت بسیار خوبند و من عاشقشان هستم. چندینبار میخوانمشان.
حسین
همین الان در اتاق نشیمن نشستهام و دارم برایت نامه مینویسم. سکوت همهجا را گرفته است. «آدوچکا» ی کوچولو و دوستداشتنی در اتاق بغلی به خواب رفته است. در این شش هفته خیلی به او عادت کردهام و جداییاش برایم سخت خواهد بود. سماور روی میز غلغل میکند. همهجا پر از اسباببازی بچه است. کسی در خانه نیست. همهچیز ساکت است و من دارم کمکم افکارم را مرتب میکنم
farideh
شب فرا رسیده و روز من تمام شده است
farideh
در اتاق کارتان کاناپهای است. عکس بزرگ شما روی دیوار خیلی زیباست. من برای آن کاناپه درست روبهروی عکستان یک بلیط فصلی رزرو کردم همیشه باید بیایم و آنجا بنشینم.
لیمو
قلب من زمانی به درد میآید که به سکوت و آن چاه ژرف اندوهی که در وجود توست فکر
کاربر ۸۹۵۶۵۳۰
قلب من زمانی به درد میآید که به سکوت و آن چاه ژرف اندوهی که در وجود توست فکر
کاربر ۸۹۵۶۵۳۰
آیا باز هم برای من نامه خواهید نوشت؟ شاید مگسی در «ملیخوو» پر بزند.
Mahdi.fo
توی خانه مینشینم و به شما فکر میکنم. وقتی که از کنار «باخچاسرای» رد میشدم به یاد مسافرت با شما افتادم. هنرپیشهی عزیز و فوقالعادهام، خانم بسیار ارجمند کاش میدانستید خواندن نامههایتان چه لذتی برایم دارد. من به شما تعظیم میکنم و پیشتان سر فرود میآورم. تا حدی که پیشانیم کف چاهی را که ۱۷ متر عمق دارد لمس کند. من به شما عادت کردهام و حالا بسیار غمگینم. فکر اینکه تا بهار شما را نخواهم دید دیوانهام میکند.
Mahdi.fo
اغلب در خواب میبینمت. وقتی که چشمانم را میبندم، تو را با روشنی بیشتر میبینم. تو زنی هستی که من به او نیاز دارم.
سلامت باشی. خداوندی که همهی ما را آفریده نگهدار تو باشد. شاد باشی و سرحال. بهار بیا اینجا. چیزی برای گوش تو دارم ـ یک بوسهی بزرگ، یک آغوش و بوسهای دیگر.
Mahdi.fo
حجم
۲۶۹٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۳۵۲ صفحه
حجم
۲۶۹٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۳۵۲ صفحه
قیمت:
۱۰۰,۰۰۰
تومان