با اینهمه از دانستن این نکته خوشحال است (چون ناگهان به این دانش دست یافته) که خاتمه دادن به زندگی امکان دارد. تسکین خاطری است که چند راه برای انتخاب پیش رو دارد؛ همچنین است سبکسنگین کردن همهی راههای انتخاب بدون واهمه و بدون نیرنگ. ویرجینیا وولف را تصور میکند، زنی پاکیزه و نامتعادل، ناکام در برابر خواستهای محال زندگی و هنر؛ او را در نظر میآورد که سنگ در جیب به رودخانه پا میگذارد. لورا همچنان به شکمش دست میکشد. با خود میگوید کار راحتی است، مثل مراجعه به یک هتل. به همین سادگی است.