ما وقتی در فهرست برندهها جا میگیریم که بازنده خوبی باشیم. به عبارتی؛ باختن برایمان عادی باشد. برنده کسی است که از خط بیرون میرود، شکست میخورد، دوباره به آرایش تیمش میپردازد و به جای آنکه خود را تنبیه کند از اشتباهاتش درس میگیرد و دوباره سعی میکند.
Mahsa
معاشرت و برخورد با افراد مغروری که قبل از کسب آگاهی فکر میکنند همه چیز را میدانند، همیشه دشوار و ناخوشایند است. هر چند ممکن است این اشخاص در ابتدای راه موفق به نظر برسند، اما در نهایت شکست میخورند؛ چون هیچگاه چیزی را که نمیدانند، یاد نمیگیرند. روابط آنها نیز به شکست محکوم میشود؛ چون هرگز متوجه نمیشوند که دیگران آنها را دوست ندارند و زمانی هم که میفهمند دیگر خیلی دیر شده است.
Mahsa
نادان نبودم و بحران من فقط مشکلی بود که باید حل میشد. من میتوانستم این کار را بکنم. آن لحظه نمیدانستم چطور، اما نکته اینجا بود: حال که میدانستم شکست و باختن، اشتباهها و گامهای غلط من به معنای بیکفایتی و حماقت من نبوده است، میتوانستم از آنها درس بگیرم و آموختههایم را با نقاط قوتم همراه کنم و خود را از آن وضعیت نجات دهم.
Mahsa
رفتارشان یک واکنش لحظهای نیست. آنها گوش میدهند و توجه میکنند. با این وجود تسلیم هم نمیشوند، بلکه دو رفتار را به موازات هم انجام میدهند: اول اینکه با لطف و مهربانی رفتار میکنند، و دوم اینکه موضع خود را حفظ میکنند.
Mahsa
بازنده واقعی کسی است که یا خوب نمیبازد (درس نمیگیرد) یا از ترس باختن اصلا شروع نمیکند. آنها از باختن خودداری میکنند و در نتیجه امکان برنده شدن را هم از دست میدهند.
Mahsa