
٪۲۰
ایران آزاد
۱۰
میگویند مورخان به بررسی آنچه بوده میپردازند. این گفته را میتوان به شکلی دیگر بیان کرد، به شکلی دیگر بیان کردن برای فیلسوفان هیچ کاری ندارد. یعنی چی آنچه بوده؟ یعنی آنچه اکنون نیست؟ پس انسانهایی نشستهاند و به بررسی آنچه نیست میپردازند. اما چرا باید به بررسی آنچه نیست پرداخت؟ بیایید به بررسی آنچه هست بپردازیم. مگر آنچه دیگر نیست در آنچه هست وجود ندارد؟ مگر پدر و مادر هر کس در او نیستند؟ مگر تعلیم و تربیتی که آنان به ما دادهاند در ما وجود ندارند؟ پدربزرگ و مادربزرگ چی، مگر آنان در ما وجود ندارند؟ اصلاً تمام تاریخ بشر در درون هر کس وجود دارد زیرا انسانها محصول شرایط و تربیتند. و هر آنچه پیش از هر انسان بوده در او هست. بشر محصول کل تاریخ گذشته است، به همین سبب فقط به نظر میرسد که مورخان به بررسی آنچه نیست میپردازند. زیرا آنچه به صورت بیواسطه وجود ندارد به شکل باواسطه یا رفعشده وجود دارد؛ یعنی به نحوی نامشهود در بشر امروزی مندرج شده است. بنابراین، مورخان به بررسی دوران معاصر به عنوان حاصل تکامل پیشین بشر میپردازند.
زهرا موحد
۱
پروفسور پاپوف نیز مانند اکثر فیلسوفان روس علاقۀ خاصی به فلسفۀ تاریخ دارند. توجه ایشان عمدتاً معطوف به درک و تفسیر ماتریالیستی دیالکتیک هگل و به کار بستن آن برای بررسی و تجزیه و تحلیل سیر تکامل جامعۀ معاصر است.
زهرا موحد
۱
پروفسور پاپوف در تعریف فلسفه میگویند: فلسفه علمی است که به قوانین کلی اندیشه و جامعه و طبیعت میپردازد. همچنین ایشان معتقدند که تاریخ به بررسی گذشته به عنوان گذشته نمیپردازد بلکه موضوع تاریخ عبارت است از زمان معاصر به عنوان نتیجه و حاصل سیر تکامل پیشین بشریت. روی هم رفته، به عقیدۀ ایشان، فلسفۀ تاریخ یعنی فلسفه در اطلاق به تاریخ، به عبارت دیگر فلسفۀ تاریخ یعنی به کار بردن فلسفه برای درک تاریخ.
Saleh Ghs
۱
همانطور که هگل متذکر شده است، مطالعۀ تاریخ ظاهراً میبایست به انسانها یاد بدهد که چگونه باید عمل کرد، اما تاریخ بیشتر از هر چیز این را یاد میدهد که از تاریخ نمیتوان چیزی آموخت، هیچ درسی نمیتوان از تاریخ گرفت.
Saleh Ghs
۰
همچنین ایشان معتقدند که تاریخ به بررسی گذشته به عنوان گذشته نمیپردازد بلکه موضوع تاریخ عبارت است از زمان معاصر به عنوان نتیجه و حاصل سیر تکامل پیشین بشریت. روی هم رفته، به عقیدۀ ایشان، فلسفۀ تاریخ یعنی فلسفه در اطلاق به تاریخ، به عبارت دیگر فلسفۀ تاریخ یعنی به کار بردن فلسفه برای درک تاریخ.
Saleh Ghs
۰
باید از یکجانبه بودن پرهیز کرد، اما لازم نیست از کلیت پرهیز کنیم.
Saleh Ghs
۰
انسان بد یعنی انسانی که با مفهوم انسان مطابقت ندارد. مورخ بد یعنی کسی که با مفهوم مورخ مطابقت ندارد. فیلسوف بد یعنی فیلسوفی که با مفهوم فیلسوف مطابقت ندارد. انسان بنا بر طبیعت خود چیزی در حال تکامل است، تغییر میکند. اگر انسان دست از تکامل و تغییر بکشد، تنها کاری که برایش باقی میماند این است که راه خود را از لحاظ جسمانی به پایان برساند، چون از لحاظ فکری آن را به طور کامل به پایان رسانده است یا بهتر بگوییم، در نیمۀ راه رهایش کرده است.
Saleh Ghs
۰
بگویید ببینم نوین وقتی زاده میشود از کهن قویتر است یا ضعیفتر؟ ضعیفتر است. بگویید ببینم در مبارزه قویتر پیروز میشود یا ضعیفتر؟ قویتر. پس وقتی نوین زاده میشود کی برنده خواهد شد؟ کهن. پس کهن این نوین را سرکوب و له خواهد کرد. حرکتهای بعدی کدامند؟ این به چی منجر میشود؟ چون این امری نوین و مترقی است در این شکستها آبدیده و قوی میشود، و سرانجام زمانی فرامیرسد که این امر نوین آبدیده و قویشده شروع به مبارزۀ پایاپای با امر کهن میکند و رفتهرفته کهن را عقب میراند و بر آن چیره میشود.
Saleh Ghs
۰
مارکس در جلد سوم سرمایه وقت زیادی را صرف این کرده است تا ثابت کند که مالکیت دولتی بر زمین با از بین بردن اجارۀ مطلق، تکامل کاپیتالیسم را تسریع میکند. چون در غیر این صورت سرمایهدار مجبور است معاش یک انگل، یعنی مالک زمین، را که اجارۀ زمین را دریافت میکند نیز تأمین کند. و این اجاره هزینۀ تولید را بالا میبرد و به این ترتیب سیر تکامل کاپیتالیسم را کُند میکند. از این رو خصوصی کردن زمینها کاری مترقی نیست. این کار در تضاد با کاپیتالیسم قرار دارد، حتا نسبت به کاپیتالیسم نیز ارتجاعی است. اگر واقعاً میخواهید کاپیتالیسم را تکامل دهید، مالکیت خصوصی بر زمین را از بین ببرید و زمین را دولتی کنید. اگر هم نمیخواهید کاپیتالیسم را تکامل دهید، آن وقت، معذرت میخواهم، شما کاپیتالیست نیستید.
