جملات زیبای کتاب نردبانی برای چیدن نارنج | طاقچه
تصویر جلد کتاب نردبانی برای چیدن نارنجsubscriptionAvailable

کتاب نردبانی برای چیدن نارنج

بر اساس زندگی سردار شهید احمد کاظمی (قصه‌ی فرماندهان ۲۳)

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۳۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
کرامت یزدانی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
shariaty
۲۳
آسان نیست برای فرماندهی که یاران همرزمش را شهید ببیند و بعد ببیند که فرصت شهادت از دست رفته است. خودش در یک سخنرانی می‌گوید: «خدا را شاهد می‌گیرم که هیچ روزی نیست که از واماندگی از این کاروان، غبطه و حسرت نخورم...»
فاطمه
۳
برگشتن در مرام ما نیست. یا پیروز، یا شهید.
رعنا
۳
نوجوانی چهارده پانزده ساله، مدام می‌دوید، شلیک می‌کرد و برمی‌گشت. داشت حسودی‌ام می‌شد. از کجا آورده بود آن همه جرأت را؟ خدا می‌دانست. من اما جرأت جیک زدن نداشتم. راستش، کپ کرده بودم.
فاطمه
۲
می‌خواهم بدانم چه‌طور می‌شود آن نارنج را چید.