من هر بهار کتابهایم را تمیز و مرتب میکنم و آنهایی را که هرگز دوباره نمیخوانم، مثل لباسهایی که دوباره قرار نیست بپوشم، دور میریزم. همه از این کار من تعجب میکنند. دوستانم درخصوص کتابها عجیبوغریباند. آنها همهٔ کتابهای پرفروش را میخوانند و در حداقل زمان ممکن تمامشان میکنند. من فکر میکنم آنها خیلی جاها را جا میاندازند و نخوانده رد میشوند؛ و هیچوقت چیزی را دوباره نمیخوانند، برای همین یک سال بعد، حتی یک کلمهاش را هم بهخاطر نمیآورند. اما وقتی میبینند من کتابی را در سطل آشغال میاندازم یا به دیگران میبخشم بهشدت تعجب میکنند. از نظر آنها کتابی را میخری، آن را میخوانی، آن را در قفسه میگذاری، و هرگز آن را تا پایان عمر باز نمیکنی، اما آن را دور نمیاندازی! مخصوصاً اگر جلد درستوحسابی داشته باشد! چرا نه؟ از نظر من هیچ چیزی کمارزشتر از یک کتاب بد یا حتی یک کتاب پیشپاافتاده نیست.