
Nika
۱۲۲
یا باید زندگی کرد یا فکر. دوتائی با هم نمیشود.
Atenaa
۶۹
کثرت اولاد مرض مزمن فقرا است
farez
۵۷
یا باید زندگی کرد یا فکر. دوتائی با هم نمیشود.
Marie Rostami
۳۹
تنعم از آزادی پائین تنه ای.تنها تجربه ای که ما شرقیها در فرنگ از آزادی میکنیم.
Mm.ao
۳۶
دنیا دارد از دست خوش تخمی اهالی خودش به عذاب میآید و تو داری غم بی تخم و ترکه ماندن را میخوری!
ف_حسنپوردکان
۳۵
کثرت اولاد مرض مزمن فقرا است
farez
۲۹
در همان حوزهی اخلاق یک عمل خیر روی دیگر سکهی شر است. شری باید باشد تا خیر من در کفهی مقابلش جابگیرد.
ف_حسنپوردکان
۲۸
-بجای دق کردن بهتر است به پیشباز واقعه برویم.
سمانه بهگام
۲۴
باید گرفتار بود و دید که آدم چه براحتی تن به هر وسوسه ای میدهد؛ و دنیای ذهنش به هر امایی چطور از اساس خراب میشود.
ف_حسنپوردکان
۲۰
تنعم از آزادی پائین تنه ای.تنها تجربه ای که ما شرقیها در فرنگ از آزادی میکنیم.
Zahra kazemi
۱۷
حالا تو باید با آنچه پشت سرداری نفر آخر این صف بایستی و گذر دیگران را به حسرت تماشا کنی
من
۱۶
رجوع کنید به دستمال شب زفاف و به بوق و کرنای دهات روی بام حجله. و اینها یعنی اینکه من حتی در خصوصیترین روابط با زنم بندهی همان مقرراتی هستم که قرنها پیش از من وضع شده. و بی دخالت من. عین همان داغ باطله. و تازه اسم همهی اینها تمدن است و مذهب است و قانون است و عرف و اخلاق است. اینجاهاست که آدم دلش میخواهد یک مرتبه بزند زیر همه چیز.
parimah ahmadi
۱۴
خودت اینرا بفهم. که یا باید زندگی کرد یا فکر. دوتائی با هم نمیشود.
پرویز
۱۱
قضا و قدر و سرنوشت و همهی اینها را با همان توجیه علمی، همه را میفهمم. اما تحملش ساده نیست.
Eli Sh
۱۰
عدالت پایین تنه ای. تنها عدلی که در ولایت ما سراغ میتوان گرفت.
پرویز
۱۰
عبث که نیست این دوام خلقت و این تکرار تولدها. هر تولدی دنیایی است. عین ستاره ای.تو ورای پدرت زاده ای.او زاد و مرد. ستارهاش از آسمان افتاد. اما تو هنوز نمرده ای.و ستارهات هنوز کورسو می زند. درست است که از پدر چیزها در تو است ولی ببینم آیا تو فقط گوری هستی بر پدری؟
Agha_M@hdiar
۱۰
گنده گوزی نکن. قرارشد بی خودنمایی و شهیدنمایی…
niloofaar
۸
اصلاً بدی کار این بود که درین قضیه هیچکاری را تا آخرش نرفتم. عوامانگی دواهای خانگی وقتی ظاهر میشد که از تکرار بیهودهی اعمال جادو و جنبل مانند بجان میآمدم.
راستش حوصلهام سر میرفت. عین دعایی که چهل بار باید خواند
در چنین مواقعی من همیشه وسوسه میشدهام که آخر چرا با سی و هشت بار نمیشود؟ و مگر چه فرقی هست میان این دو عدد؟ حتی اگر غرض دوام در کاری باشد.
پرویز
۸
حرمت مقررات شرعی و عرفی را که از دوش روابط جنسی برداشتی اصلاً انگار ازآن سلب اعتبار کرده ای.معنیاش را گرفته ای.و بدلش کرده ای به عملی حیوانی.
آسمان
۸
همهی چیزها را آزمودیم و همه ایده آلها را. اما کدام ایده آل است که ارزش یک تن آدمی را داشته باشد تا بتوانی خودت را فدایش کنی – به پایش پیر کنی -. و تو که به هر صورت باید پیر بشوی و زنت – چه دلیلی برای پیر شدن دارید؟ و اصلاً چه موجبی برای بودن – برای قدرت پیری را ذخیره کردن …نه اینکه صبح تا شام زن و شوهر جلوی روی هم بنشینیم، درست همچو دو آینه، و شاهد فضایی پراز خالی باشیم یا پر از عیب و نقص. آخر یک چیزی در این وسط، میان دو آینه، باید بدود تا بی نهایت تصویر داشته باشیم.
کِــــلارآ
۸
آنها هر دو روحانی بودند. نان ایمان مردم را میخوردند. حافظ سنت بودند.
s.ahmad Mousavi
۷
هر رفتارت حمل شونده به بی بچه ماندن است. در حالیکه تو میخواهی یک آدم عادی باشی. با رفتاری عادی. مثل همه. نه میخواهی حسرت بکشی و نه حسد بورزی و نه بی اعتنا باشی. آنوقت اگر با بچههای مردم خوب تاکنی و گرم باشی و قصه برایشان بگویی و بگذاری از سر و کولت بالا بروند پدر و مادرش می گویند حسرت دارد. و حتی بفهمی نفهمی بچههایشان را از آزادیهائی که تو بهشان داده ای منع میکنند و شاید در غیابت اسفند هم برایشان دود کردند. تو چه می دانی؟ و اگر باهاشان بد تاکنی و از آخ و پیف و شاش و گهشان دلزدگی نشان بدهی می گویند حسودیش میشود. و اگر بی اعتنائی کنی و اصلاً نبینی که بچه ای هم در خانه هست با شری و شوری و یک دنیا چرا و چطور…می گویند از زور پیسی است. و خشونت بی بچه ماندن است.
ف_حسنپوردکان
۷
تومور! حرفش هم تن آدم را میلرزاند.
Fatemeh Abdi ☁️
۷
اگر قرار بود اسرار اطبا بر ملأ بشود دیگر دکان هیچ دعانویس و رمالی بسته نمیشد.
طاغی
۶
من اگر بدانی چقدر خوشحالم که آخرین سنگ مزار در گذشتگان خویشم.
Meti & yeganeh
۶
من این صفحات را همچون سنگی بر گوری خواهم نهاد که آرامگاه هیچ جسدی نیست. و خواهم بست به این طریق در هر مفری را به این گذشتهی در هیچ و این سنت در خاک.
پایان
ghrk
۶
می دانید چه میگوید؟ چشمهایش را میدراند و یک سخنرانی میکند دربارهی اینکه هر آدمی که روی دو پایش راه میرود بنوعی دیوانه است. منتهی دیوانه داریم تا دیوانه. معتقد است که این کلمه دیگر قادر نیست بار همهی انواع جنون را بکشد. و بعد وردهایش شروع میشود: یکی نوراستنیک است دیگری نوروپات، دیگری نوروتیک-دیگری مگالومن دیگری شیزوفرن دیگری هیپوکرندریاک و همین جور…و اگر حالش را داشته باشی و از او بپرسی پس یک آدم سالم (بزبان خودش –نورمال) چه مشخصاتی دارد؟ آنوقت باز چشمهایش را میدراند و یک سخنرانی دیگر. و دهنش که کف کردتو میفهمی که ای بابا دارد نشانی همهی بقالهای سرگذر را میدهد. چرب زبان. دروغگو. مداراکننده. نرم. متواضع و نان به نرخ روزخور. یا مشخصات همهی دکترها را. و راستی چه میشد اگر تیمارستانی میداشتیم با ظرفیت پذیرایی دو میلیون نفر؟
شَند
۵
فکرش را که میکنم میبینم آخر باید یک چیزی – نه – یک کسی باشد که ما دوتایی خودمان را فدایش کنیم.
khatoon
۵
یا باید زندگی کرد یا فکر. دوتائی با هم نمیشود.
M.j.jalali
۴
دست کم خودت اینرا بفهم. که یا باید زندگی کرد یا فکر. دوتائی با هم نمیشود.
