جملات زیبای کتاب کجا می‌ریم بابا؟ | طاقچه
تصویر جلد کتاب کجا می‌ریم بابا؟subscriptionAvailable

کتاب کجا می‌ریم بابا؟

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۸۷ رأی)
انتشارات: 
نکوراد

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mohammad
۶۴
وحشتناک است مرگ کسی که هرگز خوشبخت نبوده، آن‌که تنها برای سفر کوچکی روی زمین و زجر کشیدن آمده...
Mitra
۴۹
وقتی انسان بچه‌ی معلول دارد، باید علاوه بر همه چیز رنج شنیدن حرف‌های ابلهانه‌ی بسیاری را نیز به جان بخرد. برخی وجود دارند که فکر می‌کنند حتما گناهی مرتکب شده‌ایم و این کیفر آن گناه است.
Nika
۳۹
«هر آن چه از دل برآید، بر دل نشیند.»
میـمْ.سَتّـ'ارے
۲۹
عبارت «متفاوت با سایرین» را ترجیح می‌دهم، چون همیشه سایرین را دوست ندارم. مثل دیگران نبودن، لزوما" به معنای بدتر بودن از آن‌ها نیست، به معنای متفاوت بودن است.
mashver
۱۷
وقتی کودکی هنگام بازی کردن با کرم کاکائو خود را کثیف کند، همه می‌خندند. اگر این کودک معلول باشد، کسی نمی‌خندد. این کودک هرگز باعث خنده‌ی دیگری نخواهد شد، او هرگز چهره‌هایی را نخواهد دید که با نگاه کردن به او می‌خندند، شاهد خنده‌هایی ابلهانه نیز نخواهد بود که او را دست می‌اندازند.
Kamand
۱۳
نباید تصور کرد مرگ یک کودک معلول کم‌تر تأسف‌برانگیز است. این موضوع به اندازه‌ی مرگ یک کودک طبیعی غم‌انگیز است. وحشتناک است مرگ کسی که هرگز خوشبخت نبوده، آن‌که تنها برای سفر کوچکی روی زمین و زجر کشیدن آمده... از چنین کسی، نگه داشتن خاطره‌ی لبخندی در ذهن دلپذیر نیست.
میـمْ.سَتّـ'ارے
۱۱
یک تصادف تنها یک بار رخ می‌دهد. در اصل یک تصادف تکراری ندارد؛ ولی گویا بدبختی بر سر کسانی می‌آید که انتظار آن را ندارند، کسانی که به آن فکر نمی‌کنند. به این ترتیب برای این که چنین اتفاقی رخ ندهد به آن فکر کردیم...
میـمْ.سَتّـ'ارے
۱۱
وقتی انسان بچه‌ی معلول دارد، باید علاوه بر همه چیز رنج شنیدن حرف‌های ابلهانه‌ی بسیاری را نیز به جان بخرد. برخی وجود دارند که فکر می‌کنند حتما گناهی مرتکب شده‌ایم و این کیفر آن گناه است.
آخرین برگ
۱۰
وقتی انسان صاحب فرزندی معلول می‌شود و به سرعت آن را درنمی‌یابد، وضعیت به یک شوک می‌ماند. کسانی هم می‌گویند: «کودک معلول هم هدیه‌ای از طرف خداست.» آن‌ها از روی مسخره‌بازی این حرف را نمی‌گویند و نیز به ندرت جزو والدینی هستند که کودک معلول دارند. وقتی هدیه‌ای دریافت می‌کنیم، دلمان نمی‌خواهد رو به آسمان کرده و بگوییم: «وای!... نه...»
هادی محمودی
۱۰
دلم می‌خواهد او را از پنجره به بیرون پرتاب کنم، اما ما که در طبقه‌ی همکف زندگی می‌کنیم!...
Majidzng
۹
صاحب فرزند شدن خطری است که باید به جان خرید، اما در قمار ژنتیک همیشه ما برنده نیستیم. با این همه به این خطر کردن‌ها ادامه می‌دهیم. هر ثانیه روی زمین، یک زن کودکی به دنیا می‌آورد... باید به هر قیمت او را پیدا کرد و به او گفت دست نگه دارد.
|قافیه باران|
۷
وقتی انسان بچه‌ی معلول دارد، باید علاوه بر همه چیز رنج شنیدن حرف‌های ابلهانه‌ی بسیاری را نیز به جان بخرد. برخی وجود دارند که فکر می‌کنند حتما گناهی مرتکب شده‌ایم و این کیفر آن گناه است.
maryam
۶
نه، بزرگ نشده. شاید پیر شده باشد، اما بزرگ نشده... او هرگز بزرگ نخواهد شد. آدم وقتی توی سرش پر از کاه باشد، هیچ وقت بزرگ نخواهد شد!
Kamand
۵
کسانی که هرگز از داشتن یک کودک غیرطبیعی واهمه نداشته‌اند دست بلند کنند... هیچ کس دستش را بلند نکرد. همه به این موضوع فکر می‌کنند، به همان‌گونه که به یک زمین‌لرزه فکر می‌کنند، به پایان دنیا، به واقعه‌ای که یک بار بیش‌تر رخ نمی‌دهد...
هادی محمودی
۵
می‌دانم «هر که در این بزم مقرب‌تر است، جام بلا بیش‌ترش می‌دهند»، اما فکر نمی‌کنم خدا آن‌قدرها مرا دوست داشته باشد.
maryam
۵
نباید تصور کرد مرگ یک کودک معلول کم‌تر تأسف‌برانگیز است. این موضوع به اندازه‌ی مرگ یک کودک طبیعی غم‌انگیز است. وحشتناک است مرگ کسی که هرگز خوشبخت نبوده، آن‌که تنها برای سفر کوچکی روی زمین و زجر کشیدن آمده... از چنین کسی، نگه داشتن خاطره‌ی لبخندی در ذهن دلپذیر نیست.
maryam
۵
مثل دیگران نبودن، لزوما" به معنای بدتر بودن از آن‌ها نیست، به معنای متفاوت بودن است.
KOSAR
۵
وقتی انسان بچه‌ی معلول دارد، باید علاوه بر همه چیز رنج شنیدن حرف‌های ابلهانه‌ی بسیاری را نیز به جان بخرد. برخی وجود دارند که فکر می‌کنند حتما گناهی مرتکب شده‌ایم و این کیفر آن گناه است.
معجزه‌یِ سپاسگزاری.
۴
وقتی یک نوزاد را می‌بینیم، با تحسین به او زل می‌زنیم. چه زیبا خلق شده. به دستانش نگاه می‌کنیم. انگشتان کوچکش را می‌شماریم، در هر دست پنج انگشت و در هر پا نیز. شگفت‌زده می‌شویم، نه چهارتا، نه شش‌تا، نه... درست پنج انگشت. هربار، یک معجزه... و حال آن که هنوز از درون او صحبت نمی‌کنم، که آن خود حساب پیچیده‌تریست.
toruk makto
۴
می‌دانم «هر که در این بزم مقرب‌تر است، جام بلا بیش‌ترش می‌دهند»، اما فکر نمی‌کنم خدا آن‌قدرها مرا دوست داشته باشد.
toruk makto
۴
صدای بعضی مادرها را می‌شنویم که در مقابل گهواره‌ی کودک خود می‌گویند: «آدم دلش نمی‌خواد بچه بزرگ بشه... دوست داره همیشه همینجوری بمونه.» مادر کودکان معلول خیلی شانس آورده‌اند، آن‌ها مدت بیش‌تری با عروسک خود بازی می‌کنند.
Kamand
۴
وقتی انسان بچه‌ی معلول دارد، باید علاوه بر همه چیز رنج شنیدن حرف‌های ابلهانه‌ی بسیاری را نیز به جان بخرد. برخی وجود دارند که فکر می‌کنند حتما گناهی مرتکب شده‌ایم و این کیفر آن گناه است.
Mitra
۳
هر ثانیه روی زمین، یک زن کودکی به دنیا می‌آورد... باید به هر قیمت او را پیدا کرد و به او گفت دست نگه دارد. این را یک طنزپرداز می‌گوید.
Mitra
۳
وقتی بخت با انسان یار نیست، باید ظاهری متناسب با آن را به خود گرفت، ظاهری بدبخت. این یکی از مهارت‌های مهم زندگی است. من اغلب فاقد مهارت‌های زندگی بوده‌ام.
majid
۳
توماس هم مثل برادرش معلول است.
nafas.h_97
۳
وقتی انسان بچه‌ی معلول دارد، باید علاوه بر همه چیز رنج شنیدن حرف‌های ابلهانه‌ی بسیاری را نیز به جان بخرد
Mitra
۳
نگاه عجیبی به مسابقه‌ی زیباترین کودک داشتم. هنوز هم نمی‌فهمم چرا به کسانی که بچه‌هایی زیبا دارند تبریک می‌گویند و جایزه می‌دهند؛ انگار این هنر آن‌هاست. در این صورت چرا کسانی را که بچه‌های معلول دارند، تنبیه نمی‌کنند و برایشان جریمه نمی‌برند؟ هنوز این مادران مغرور و از خودمتشکر را می‌بینم که شاهکارشان را در برابر هیأت منصفه به هوا می‌اندازند. دلم می‌خواست کودک از دست‌شان می‌افتاد!...
Mitra
۳
پرندگان کوچک من! از فکر این که شما نخواهید توانست کسی را بشناسید که بزرگ‌ترین لحظه‌های زندگی‌ام را ساخته، دلم می‌گیرد. این لحظه‌های فوق‌العاده در تمام دنیا در یک نفر خلاصه می‌شود؛ در کسی که جز برای او و با او وجود نداریم، کسی که با شنیدن صدای قدم‌هایش می‌لرزیم، کسی که صدایش را می‌شنویم، که با دیدنش از پا درمی‌آییم، کسی که می‌ترسیم با تنگ فشردنش او را بشکنیم، کسی که وقتی او را در آغوش می‌گیریم به هیجان می‌آییم و تمام دنیای پیرامون‌مان به پرواز درمی‌آید... شما هرگز این لرزه‌ی شیرین را درک نخواهید کرد،
mashver
۳
وقتی انسان بچه‌ی معلول دارد، باید علاوه بر همه چیز رنج شنیدن حرف‌های ابلهانه‌ی بسیاری را نیز به جان بخرد
hojjatcoyg
۳
ـ «کجا می‌ریم بابا؟» در اتوبان خلاف جهت حرکت می‌کنیم. به آلاسکا می‌رویم. می‌رویم تا خرس‌ها را نوازش کنیم، تا خود را به دندان‌های آن‌ها بسپاریم. به سمت قارچ‌ها می‌رویم. می‌رویم تا قارچ سمی بچینیم و یک املت خوشمزه درست کنیم. به استخر می‌رویم، می‌رویم تا از سکوی بزرگ به داخل حوضی شیرجه بزنیم که در آن آبی نیست. به دریا می‌رویم. به کوهستان مون سن میشل می‌رویم. می‌رویم تا در میان شن‌های روان گردش کنیم. می‌رویم تا در شن گیر بیفتیم. به دل جهنم می‌رویم. توماس با خونسردی تمام ادامه می‌دهد: «کجا می‌ریم بابا؟»