جملات زیبا از متن کتاب پیش به جلو | طاقچه
تصویر جلد کتاب پیش به جلو

کتاب پیش به جلو

جهان راه را برای انسان استوار می‌گشاید

۴.۵(از ۱۱ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۹۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
«بهترین کاری که می‌توانی بکنی آنست که آنی شوی که شایسته است بشوی.»
کتاب خوان
۷
کانن فارار می‌گوید: «تنها یک شکست واقعی در زندگی وجود دارد و آن خوب‌نبودن به اندازه‌ای است که یک فرد می‌توانسته باشد.»
کتاب خوان
۶
این اصل مسلم است که؛ فرومایگی و بیچارگی، نردبان آرزوی جوان است. ویلیام شکسپیر
کتاب خوان
۴
ما اگر یک دزد را به خاطر ورود به خانه و سرقت لوازم به زندان می‌افکنیم، پس با عالِم فرومایه‌ای که از علم و دانش و همهٔ نعمت‌های خدادادی‌اش برای نابودی مردمی که او را الگوی خود می‌دانند استفاده می‌کند، چه باید بکنیم؟
کتاب خوان
۴
«جزر و مدّی در کارهای مردمان هست که چون هنگام مدّ از آن استفاده کنند، به سعادت رهنمون شوند و اگر از مدّ غفلت شود، همهٔ سفر زندگی ایشان در آب‌های کم عمق (و با کشتی به‌گل‌نشسته) و در بدبختی بگذرد. ما اکنون در چنین دریای پرآبی در حرکتیم و باید هر وقت جریان آب به کار آید، آن را دریابیم وگرنه دستاوردهایمان را از کف بدهیم.» ویلیام شکسپیر
کتاب خوان
۳
«مردانی می‌خواهیم: نه مطیع چهارچوب و زندان افکار؛ نه ایمان‌هایی با چشم‌های تنگ‌نظر؛ نه کوه‌هایی از ثروت؛ نه قدرت با لبخند دلپذیرش؛ و نه حتی قلمی رسا و پر نفوذ؛ بلکه مردانی می‌خواهیم، مَرد»
کتاب خوان
۳
در تیره‌ترین خاک‌هاست که زیباترین گل‌ها می‌رویند و بلندترین و قوی‌ترین درختان از میان صخره‌هاست که دست بر آسمان می‌سایند. هالند
کتاب خوان
۳
چیزهای کوچک بزرگ می‌شوند اگر یک روح بزرگ بدانها بنگرد. چه بسیار که یک حرکت قهرمانانه یا نجیبانهٔ یک فرد، ملتی را بر سکوی افتخار و سعادت نشانده است. چه بسیار مقام‌ها و حرفه‌های افتخارآمیزی که نتیجهٔ گفتنِ کلامی دوستانه و از سر مهر در زمان مناسب، یا گرفتنِ دستی به نشانهٔ محبت بوده‌اند.
کتاب خوان
۳
ژان ژاک روسو در مقالهٔ مشهورش دربارهٔ آموزش و پرورش چنین گفته است: «بر اساس نظام طبیعت، انسان‌ها همگی انسانیت را به عنوان شغل مسلّم خود می‌دانند و هر کس که برای ادای وظیفهٔ یک انسان، خوب آموزش دیده باشد، برای به دست آوردن جایگاهش در مشاغلی که مناسب اوست آمادگی کافی دارد. برایم چندان اهمیتی ندارد که شاگرد من به ارتش فرستاده شود یا به کلیسا برود یا بر مسند قضا بنشیند. طبیعت، مشاغل زندگی بشری را مقدم بر هدف او از زندگی اجتماعی می‌پندارد. آنچه به وی می‌آموزم هنر زندگی کردن است. حقیقت آنست که وقتی کارم با وی به سرانجام رسد، او سرباز، وکیل یا کشیش نخواهد شد. باید اجازه داد او نخست یک انسان باشد. ثروت ممکن است با قدرتش بتواند او را از مرتبه‌ای به زیر بکشاند؛ اما او همیشه جایگاه خود را به دست خواهد آورد.»
کتاب خوان
۲
فرصت طلایی هیچگاه دوبار عرضه نمی‌شود؛ پس آن را دریاب. آنگاه که فرصت لبخند می‌زند و وظیفه راه را نشان می‌دهد چرا آرزو کردن و در پسِ آن تا ابد آهِ حسرت کشیدن برای آن فرصت دوردست، دست‌نایافتنی و مبهم؟ با آنکه این بانگ جاودانه، زیبا و دست‌یافتنی اطرافت را فرا گرفته است. هریت وینسلو
کتاب خوان
۲
دکتر ماردن در کتاب «پیش به جلو» نشان می‌دهد که قوای پیشگامان بشر فراتر از حد عادی نیست. آنها مردمانی عادی اما با پایداری و پشتکار فوق‌العاده‌اند. این کتاب مخزنی از انگیزه‌های ناب و گنجینه‌ای از گفتارهای ارزشمند است. هر صفحهٔ آن سرشار از الهام، دلگرمی و یاریگری است و این قاعده را می‌آموزد که در یک فرد هیچ محدودیتی وجود ندارد، اگر الفبای کارش را آموخته باشد و «به پیش برود»؛ اینکه هیچ مانعی نمی‌تواند به یک ذهن مشتاق بگوید: «تا همینجا و جلوتر نه.» بی‌شک «دلگرمی» کلیدواژهٔ این کتاب است و هدفش برانگیختن تلاشی ستودنی در آنانی است که بی‌هدف رها شده‌اند و بیدار ساختن همت‌های خفتهٔ کسانی که با دلسردی خو گرفته و ناامیدانه برای موفقیت دست‌وپا می‌زنند.
کتاب خوان
۲
آیا دقت کرده‌اید که هیچ کس نگران مرد جوانی که مشغول انجام یک کار مفید است نمی‌شود؟ او ظهر کجا غذا می‌خورد؟ شب‌ها وقتی از پانسیون بیرون می‌زند به کجا می‌رود؟ پس از شام چه می‌کند؟ آخر هفته‌ها و تعطیلات را به چه کاری می‌گذراند؟... چگونگی گذراندن اوقات فراغت، شخصیت آدمی را نشان می‌دهد. بیشتر جوان‌هایی که به راه‌های بد کشیده می‌شوند در ساعات پس از شام به این روز می‌افتند. بیشتر آنهایی که توانسته‌اند پله‌های ترقی و افتخار را طی کنند بعدازظهرهای خود را به تحصیل، کار یا همنشینی با کسانی گذرانده‌اند که باعث رشد و تعالی آنها می‌شده‌اند. هر بعدازظهر لحظهٔ مهمی در زندگی یک جوان است.
کتاب خوان
۲
برای دست‌به‌کار شدن، منتظر پست و مقام بالاتر یا درآمد بیشتر نمانید. موقعیتی که اکنون در آن هستید را پراهمیت‌تر کنید؛ اصالت و ابتکار عمل را در آن به کار بندید. نقشتان را طوری پررنگ کنید که تاکنون بدان حد کسی آن را پررنگ نکرده است. نسبت به پیشینیان و همکاران خود چالاکتر، پرانرژی‌تر، جامع‌تر و مؤدب‌تر باشید. دربارهٔ حرفهٔ خود مطالعه کنید. روش‌های جدیدی برای انجام کارها ابداع کنید. توانایی بیان دیدگاه‌ها و راهنمایی کارفرمای خود را کسب کنید. هنر تنها راضی کردن کارفرما یا صرفاً پر کردن یک عنوان شغلی نیست؛ بلکه هنر در انجام دادن کاری فراتر از حد انتظار و شگفت‌زده کردن کارفرماست؛ و پاداش طبیعی این کار، موقعیتی بهتر و درآمدی بیشتر خواهد بود.
کتاب خوان
۲
«تنها نشانهٔ قطعی خلوص یک فرد پایبند بودن او به یک اصل است. کلمات، پول و چیزهای دیگر راحت خرج می‌شوند، اما وقتی کسی زندگی روزانه و منش خود را درگیر آن می‌کند، در هر کاری که باشد، واضح است که حقیقت او را تسخیر کرده است.» لوول
کتاب خوان
۲
کمتر کسانی هستند که ساعت خستگی و خمودگی روزانهٔ خود را بشناسند. برای برخی این ساعت پس از شام اتفاق می‌افتد؛ برخی پس از ناهار و عده‌ای هم عصرها. در زندگی هر فردی یک ساعت طلایی در روز وجود دارد که برای حفظِ کل روز، باید آن ساعت را از هدر دادن حفظ کرد و به بهترین شکل از آن بهره بُرد. برای بیشتر مردم، بهره‌گیری از ساعات آغازین روز معیاری برای رسیدن به موفقیت در آن روز است.
کتاب خوان
۲
از کتاب و دفتر انتظار بیجا نداشته باشید. فرانسیس بیکن [فیلسوف و سیاستمدار انگلیسی] می‌گوید: «کتاب‌ها شیوهٔ خواندنشان را به شما نمی‌آموزند. بلکه یک حکمت عملی جدای از آنها وجود دارد که باید با مشاهده و مراقبه به دست آید.» شیوهٔ استفاده از کتاب را باید جایی بیرون از خود کتاب جُست.
کتاب خوان
۲
یک تولیدکنندهٔ موفق می‌گوید: «اگر بتوانید یک سوزنِ خوب تولید کنید پول بیشتری به دست می‌آورید تا اینکه یک موتور بخارِ بد بسازید.»
کتاب خوان
۲
مردان بزرگ هیچ‌یک راهی شاهانه و مهیا برای رسیدن به توفیقاتشان نیافته‌اند؛ راه آنها همیشه همان راه قدیمیِ مجاهدت و پشتکار بوده است.
کتاب خوان
۲
فرصت‌های طلایی هیچ نسبتی با تنبلی و خمودگی ندارند؛ بلکه این سعی و تلاش است که معمولی‌ترین فرصت‌ها را طلایی می‌کند.
واژه سرگردان
۲
«نیازمندیم: یک مرد». نیازمندیم؛ به مردی که در میان جمع شخصیت خود را گم نکند؛ مردی که شجاعت ایستادن پای باورهایش را داشته باشد؛ کسی که اگرچه همهٔ دنیا بگویند «بله» او ترسی از نه گفتن نداشته باشد.
واژه سرگردان
۲
داشتن تاج شاهی، قصر و خدم و حَشَم چیست در برابر مردی که می‌تواند سرزمینی را با دست‌خط خویش به تصرف درآورد؟
واژه سرگردان
۲
در تیره‌ترین خاک‌هاست که زیباترین گل‌ها می‌رویند و بلندترین و قوی‌ترین درختان از میان صخره‌هاست که دست بر آسمان می‌سایند.
واژه سرگردان
۲
«آنچه را در موقعیت‌های خطیر از خود بروز می‌دهیم، وابستگی زیادی به آنچه اکنون هستیم دارد، و آنچه اکنون هستیم، ثمرهٔ خودسازی و تأدیب نفسمان در سال‌های گذشته است.» هنری لیدون [الهی‌دان انگلیسی]
کتاب خوان
۲
«از نعمت‌هایی که به شما داده شده بهره ببرید تا بیشتر به شما ببخشند؛ آنچه را آموخته‌اید پیروی کنید تا دانش ژرف‌تری به دست آورید.» آرنولد [شاعر و منتقد ادبی انگلیسی]
کتاب خوان
۲
داشتن تاج شاهی، قصر و خدم و حَشَم چیست در برابر مردی که می‌تواند سرزمینی را با دست‌خط خویش به تصرف درآورد؟ یا اقیانوسی را با تجارتش تسخیر کند؟ یا چیست در مقایسه با صداقت و راستگوییِ آگاهانه؟ با چهره‌ای که هیچ‌گاه در برابر صدای تهمت‌زننده رنگ‌پریده نمی‌شود؛ یا در مقایسه با سینه‌ای که هرگز در برابر افشای حقیقت به لرزش نمی‌افتد؛ یا در قیاس با قلبی که حتی اگر زیرورو شود باز هم اثری از زنگارِ ننگ و رسوایی به خود نبیند؟؛ اینکه به هیچ احدی بدی نکرده باشد؛ اینکه امضای خود را بر هیچ کاغذی نگذارد تا مبادا پاک‌ترین فرشتهٔ بهشتی شاید گواه بر صدق آن نباشد؛ اینکه بدون فریفته‌شدن راه برود و به زندگی درون چاردیواری محقر خود راضی شود اما بی‌هیچ فاصله‌ای میان خواسته و خوشنودی‌اش مگر دیوار نامرئیِ درستکاری؛ این است راه مرد شدن.
کتاب خوان
۱
کیتو پسرک ناشنوا در حالی که به پدرش التماس می‌کرد تا اجازه دهد از خانهٔ محقرشان بیرون رود و برای کسب علم و دانش تلاش کند، به او گفت: «برای تلف‌شدنم از گرسنگی باکی نیست ای پدر. ما در میان وفور نعمت هستیم و من می‌دانم چطور جلوی گرسنگی‌ام را بگیرم. اقوام آفریقایی هاتنتوت مدت‌ها با یک صمغِ درختی روزگار می‌گذراندند و آنگاه که گرسنه می‌شدند، رشته‌ای به دور کمر خود می‌بستند. آیا من هم نمی‌توانم چنین کنم؟ پرچین‌ها پر از شاه‌توت و میوه‌اند و زمین‌ها پر از شلغم؛ و پشته‌ای از علفِ خشک بهترین رختخواب است!» پسرک فقیر و ناشنوا با وجود داشتن پدری مست و شراب‌خوار و مفلوک که کاری بهتر از وصله کردن کفش سراغ نداشت، تبدیل به یکی از بزرگترین پژوهشگران کتاب مقدس در جهان شد. او نخستین کتابش را زمانی که در نوانخانه بود نوشت.
کتاب خوان
۱
حدود دو قرن و نیم پیش در ضیافتی که در شهر لیون برگزار می‌شد، بحثی پیرامون یک تابلوی نقاشی که صحنه‌ای مرتبط با اسطوره‌شناسی و تاریخ یونان را به تصویر می‌کشید درگرفت. همچنان که بحث داشت میان مهمانان بالا می‌گرفت، میزبان رو به یکی از خدمتکاران کرد و از او خواست تا صحنهٔ تابلو را تفسیر کند. خدمتکار در میان شگفتی جمع، آنچنان مختصر و روان کل موضوع را شرح داد که همگان قانع شدند و بحث خاتمه یافت. یکی از مهمانان در حالی که با احترام با خدمتکار سخن می‌گفت، پرسید: «موسیو، شما در کدام مدرسه درس خوانده‌اید؟» خدمتکار جوان پاسخ داد: «سرورم! من در خیلی مدرسه‌ها درس خوانده‌ام. اما جایی که در آن بیشتر درس خوانده و آموخته‌ام مدرسهٔ ناملایمات و دشواری‌ها بوده است.» او چه خوب از درس‌های فقر و سختی بهره برد؛ چرا که اگرچه در آن زمان خدمتکاری بی‌نوا بود، اما دیری نپایید که آوازهٔ آثار این بزرگترین نابغهٔ عصر در اروپا پیچید. او کسی نبود جز ژان ژاک روسو.
کتاب خوان
۱
«آیا ساز و برگی نداری؟ آیا سرمایه‌ای برای شروع نداری؟ ای مرد جوان، به کتابخانه برو و چند کتاب بگیر؛ و بخوان دربارهٔ سازوکارهای شگرفی که خداوند در دست‌هایت، در پاهایت، در چشم‌ها و گوش‌هایت به ودیعت نهاده است. آنگاه از یک جراح بخواه تا تو را به اتاق تشریح ببرد و آنچه را خوانده‌ای به تو نشان دهد تا دیگر هیچ‌گاه این سخن کفرآمیز را بر زبان نیاوری که هیچ سرمایه‌ای برای شروع‌کردن نداری. آیا باز هم دنبال ساز و برگی؟ آری! فقیرترین جوان نیز ساز و برگ دارد، زیرا این پروردگار کل جهان است که قادر به تجهیز اوست.»
کتاب خوان
۱
چقدر شانس جیمز شارپلس هنرمند و آهنگر انگلیسی اندک بود. او آه در بساط نداشت اما اغلب شب‌ها ساعت سه نیمه‌شب برمی‌خاست تا کتاب‌هایی را که قدرت خریدشان را نداشت نسخه‌برداری کند. او پس از یک روز کار سخت، برای خریدن مواد و ابزار هنری که چند شیلینگ بیشتر قیمت نداشت هجده‌مایل را پیاده تا منچستر می‌رفت و برمی‌گشت. او در کارگاه آهنگری سخت‌ترین کار را برمی‌داشت زیرا برای انجامش زمان بیشتری برای گرم کردن کوره لازم بود و او می‌توانست از این «خرده‌زمان‌ها» استفاده کند و جلوی حفرهٔ کوره بنشیند و کتاب‌های گران‌بهایش را بخواند. او در صرف زمان‌های مرده بسیار بخیل بود و از هر یک آنگونه استفاده می‌کرد که گویی زمان دیگری به دست نخواهد آورد. جیمز شارپلس برای پنج سال اوقات فراغت خود را به خلق تابلوی فوق‌العاده و معروف خود به نام The Forge اختصاص داد که اکنون نسخهٔ بدل آن در بسیاری از خانه‌ها موجود است.
کتاب خوان
۱
شگفتی انجمن سطلنتی انگلستان را تصور کنید آنگاه که ویلیام هرشل فقیر و گمنام گزارش کشف سیارهٔ Georgium Sidus [که بعداً اورانوس نام گرفت]، مسیر حرکت و سرعت آن و حلقه‌ها و قمرهای کیوان (زحل) را برای آنها فرستاد. این پسر «نگون‌بخت» که برای تهیهٔ وعده‌های غذایش اوبوا می‌نواخت، با دستان خود تلسکوپی ساخت و با آن چیزهایی را کشف کرد که مجهزترین منجمان هم‌عصرش از آن بی‌خبر بودند. او برای ساختن یک عدسی بی‌عیب و نقص دویست بار تلاش کرد.
کتاب خوان
۱