
٪۵۰
کتاب سه گانه روزگار یک دل شکسته (کتاب سوم، نفرینی بر عشق حقیقی)
انتشارات:
انتشارات آذرباد٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
حنا دختری در چمنزار
۱۱
بهت دروغ گفتم. واقعاً آرزومه که ایکاش میتونستیم یه پایان دیگه داشته باشیم
کیمیا
۸
در تمام قصهها همیشه بهایی برای جادو وجود داشت. هیچچیزی بدون هزینه نبود.
کیمیا
۷
برای هر آنکسی که تابهحال آرزو داشته فرصت دوبارهای نصیبش شود.
کیمیا
۵
برای عشق؛ همانکه امیدبخش است. زیباست. عطر و رنگ دلانگیزی دارد و میتواند گره بگشاید...
برای غنج رفتن دلتان هنگام خواندن این کتاب.
کاربر ۱۰۸۴۳۹۷۸
۵
هرکسی دو قلب متفاوت داره. یکی قلبی که میتپه و زنده نگهت میداره. بعد، قلب دیگهای هم هست، قلب دوم، همون که بهجای تپیدن میشکنه، همون که عاشق میشه تا به این زندگی معنا بده.
کاربر ۱۰۸۴۳۹۷۸
۴
بهمحض زنده شدن کمی امید، دیگر کشتن آن به کار سختی بدل میشد؛
hanie.dh
۳
«هر وقت بهم نیاز داشته باشی کنارتم. حتی اگه خودت نخوای.»
hanie.dh
۳
«آره، من یه قاتلم. من از آسیب رسوندن به مردم خوشم میآد. از خون خوشم میآد. از درد خوشم میآد. من یه هیولام؛ اما چه یادت باشه چه نباشه... منِ هیولا مال توام، اوانجلین.»
کیمیا
۲
قدرت بخشیدن به کسی، خیلی سادهتر از سلب قدرت از او بود.
hanie.dh
۲
او حاکم یک سرزمین بود. قدرت نگهداشتن زندگی مردم در کف دستش را در اختیار داشت؛ اما حالا فقط دست اوانجلین را در دست گرفته بود.
ຊ
۲
قدرت بخشیدن به کسی، خیلی سادهتر از سلب قدرت از او بود
ຊ
۲
میدانست که آپولو به او هشدار داده بود بازیابی خاطراتش فقط موجب دردش خواهد شد؛ اما بعضی چیزها ارزش درد کشیدن را دارند
San
۱
روزی روزگاری، چیزی جز بوسه وجود نداشت و همهچیز فوقالعاده بود؛ و بعد حتی بوسههای بیشتری نیز در کار بود.
WiMsIcAl wizard
۰
کمانگیر نه فرشته بود نه ناجی. او فردی بود دارای اختلالات روانی، احتمالاً ناامن و بااینحال، بزرگترین امید اوانجلین
ຊ
۰
قلبش هنوز هم درد میکرد، گویی این عضو از وجودش شکسته و فقط تکههای ناهمواری از آن داخل سینهاش باقی مانده بود.
ຊ
۰
همیشه تصور میکرد هنوز وقت دارد تا باهوش، قدرتمند، عاقل و زیرک شود. هرگز به ذهنش خطور نکرده بود که دراینبین، درحال تبدیلشدن به چیز دیگری است.
ຊ
۰
بهمحض زنده شدن کمی امید، دیگر کشتن آن به کار سختی بدل میشد؛