جملات زیبا از متن کتاب سه گانه روزگار یک دل شکسته (کتاب سوم، نفرینی بر عشق حقیقی) | طاقچه
تصویر جلد کتاب سه گانه روزگار یک دل شکسته (کتاب سوم، نفرینی بر عشق حقیقی)

کتاب سه گانه روزگار یک دل شکسته (کتاب سوم، نفرینی بر عشق حقیقی)

۴.۵(از ۵۵ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۲۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
بهت دروغ گفتم. واقعاً آرزومه که ای‌کاش می‌تونستیم یه پایان دیگه داشته باشیم
حنا دختری در چمنزار
۱۲
در تمام قصه‌ها همیشه بهایی برای جادو وجود داشت. هیچ‌چیزی بدون هزینه نبود.
کیمیا
۸
برای هر آن‌کسی که تابه‌حال آرزو داشته فرصت دوباره‌ای نصیبش شود.
کیمیا
۷
«آره، من یه قاتلم. من از آسیب رسوندن به مردم خوشم می‌آد. از خون خوشم می‌آد. از درد خوشم می‌آد. من یه هیولام؛ اما چه یادت باشه چه نباشه... منِ هیولا مال توام، اوانجلین.»
hanie.dh
۷
هرکسی دو قلب متفاوت داره. یکی قلبی که می‌تپه و زنده نگهت می‌داره. بعد، قلب دیگه‌ای هم هست، قلب دوم، همون که به‌جای تپیدن می‌شکنه، همون که عاشق می‌شه تا به این زندگی معنا بده.
♡باران♡
۶
برای عشق؛ همان‌که امیدبخش است. زیباست. عطر و رنگ دل‌انگیزی دارد و می‌تواند گره بگشاید... برای غنج رفتن دلتان هنگام خواندن این کتاب.
کیمیا
۵
«هر وقت بهم نیاز داشته باشی کنارتم. حتی اگه خودت نخوای.»
hanie.dh
۵
به‌محض زنده شدن کمی امید، دیگر کشتن آن به کار سختی بدل می‌شد؛
♡باران♡
۴
قدرت بخشیدن به کسی، خیلی ساده‌تر از سلب قدرت از او بود.
کیمیا
۲
او حاکم یک سرزمین بود. قدرت نگه‌داشتن زندگی مردم در کف دستش را در اختیار داشت؛ اما حالا فقط دست اوانجلین را در دست گرفته بود.
hanie.dh
۲
روزی روزگاری، چیزی جز بوسه وجود نداشت و همه‌چیز فوق‌العاده بود؛ و بعد حتی بوسه‌های بیشتری نیز در کار بود.
San
۲
قدرت بخشیدن به کسی، خیلی ساده‌تر از سلب قدرت از او بود
ຊ
۲
می‌دانست که آپولو به او هشدار داده بود بازیابی خاطراتش فقط موجب دردش خواهد شد؛ اما بعضی چیزها ارزش درد کشیدن را دارند
ຊ
۲
«مال تو بودن، تو رو مال من نمی‌کنه.»
جغد‌کوچولوی‌افسون‌شده 📖🕯️
۲
انسان‌ها می‌توانند موجوداتی به‌غایت احمق باشند.
m.a
۲
یک سمت لب‌های کمانگیر خیلی آرام بالا رفت و تقریباً به شکل لبخند درآمد. در آن لحظه، کل چهره‌اش تغییر کرد. تا قبل از این اتفاق او خوش‌قیافه بود؛ اما حالا شدت زیبایی‌اش تا حد معذب کننده‌ای بیشتر شد.
کاربر ۶۳۳۹۱۷۹
۱
لالا شانه بالا انداخت و گفت: «چی بگم؟ انتقام بهم امید می‌ده.»
کاربر ۶۳۳۹۱۷۹
۱
اوانجلین می‌خواست آپولو را بزند، خشمش را بر سرش خالی کند؛ اما تنها کاری که توانست انجام دهد، ضربه زدن به تشک بود
Evangeline Fox
۱
او حاضر بود اوانجلین را در شرایطی حتی بدتر از آب‌های منجمدکننده نجات دهد. اگر مجبور می‌شد او را از میان آتش هم بیرون می‌کشید، از چنگال جنگ بیرون می‌برد، از شهرهای درحال سقوط و دنیاهای درحال نابودی هم نجات می‌داد...
جغد‌کوچولوی‌افسون‌شده 📖🕯️
۱
حاضر بود برای نگه‌داشتن اوانجلین به همین شکل، دنیا را آتش بزند و اجازه دهد تمام آن بسوزد و از بین برود.
جغد‌کوچولوی‌افسون‌شده 📖🕯️
۱
می‌ترسم دیگه هرگز نبینمت...
Hami
۱
کمانگیر نه فرشته بود نه ناجی. او فردی بود دارای اختلالات روانی، احتمالاً ناامن و بااین‌حال، بزرگ‌ترین امید اوانجلین
WiMsIcAl wizard
۰
قلبش هنوز هم درد می‌کرد، گویی این عضو از وجودش شکسته و فقط تکه‌های ناهمواری از آن داخل سینه‌اش باقی مانده بود.
ຊ
۰
همیشه تصور می‌کرد هنوز وقت دارد تا باهوش، قدرتمند، عاقل و زیرک شود. هرگز به ذهنش خطور نکرده بود که دراین‌بین، درحال تبدیل‌شدن به چیز دیگری است.
ຊ
۰
به‌محض زنده شدن کمی امید، دیگر کشتن آن به کار سختی بدل می‌شد؛
ຊ
۰
جکس فکر می‌کرد زمان چیزی را از خودش می‌گیرد. فکرش را هم نکرده بود که اوانجلین قرار است تاوان پس دهد.
کاربر ۶۳۳۹۱۷۹
۰
«گاهی وجود شرارت لازمه.»
کاربر ۶۳۳۹۱۷۹
۰
«خیلی سؤال می‌پرسی.» «چون تو یه عالمه کارهای سؤال‌برانگیز انجام می‌دی!»
کاربر ۶۳۳۹۱۷۹
۰
می‌دونم که تلاشم برای نجات جکس ممکنه به یه انفجار آتشین ختم بشه؛ ولی ترجیح می‌دم منم باهاش توی شعله‌ها قدم بذارم تا اینکه شاهد سوختنش باشم.»
Ronia_sh
۰
جکس فقط می‌خواست اطمینان حاصل کند که اوانجلین هنوز زنده است... که جایی از بدنش خونریزی ندارد. درخطر نباشد. ناراحت نباشد. سردش نباشد. توی تختش در امان باشد. تازه حتی اگر جکس ترکش می‌کرد، اوانجلین امنیت بیشتری داشت؛ اما او زیادی خودخواه بود که به این زودی بخواهد اتاق این دختر را ترک کند.
المیرا
۰