جکس فقط میخواست اطمینان حاصل کند که اوانجلین هنوز زنده است... که جایی از بدنش خونریزی ندارد. درخطر نباشد. ناراحت نباشد. سردش نباشد. توی تختش در امان باشد. تازه حتی اگر جکس ترکش میکرد، اوانجلین امنیت بیشتری داشت؛ اما او زیادی خودخواه بود که به این زودی بخواهد اتاق این دختر را ترک کند.