جملات زیبای کتاب من و استادم | طاقچه
تصویر جلد کتاب من و استادم
off
٪۷۰

کتاب من و استادم

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۳۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
الیف شافاک، صابر حسینی
انتشارات: 
نشر نیماژ
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
sayna.s
۱۷
آموختن همیشه کشف چیزهای تازه نیست. بعضی‌وقت‌ها به‌خاطر آوردن دانستنی‌هایی است که فراموش شده است.
Marie Rostami
۱۵
به جای این‌که با تقوایت فریب‌کاری کنی، بهتر است با گناهت صادق باشی
آخرین برگ
۱۲
در یکی از روزها با دختری چون پنجه‌ی آفتاب آشنا می‌شد. جهان او را از یک خطر نجات می‌داد، از خفه شدن یا از دست راه‌زنان و یا از چنگال حیوانی درنده. قسمتی از این رؤیا همیشه تغییر می‌یافت. هنگام نگریستن به یکدیگر همیشه نگاه‌هایشان طعم باران می‌داد. عاشق هم می‌شدند. نوازش‌های دختر مانند آب‌های معطر بر تنش جاری می‌شد. چهل شبانه‌روز جشن می‌گرفتند. معده‌شان را پر از باقلوا و دهانشان را پر از قهقهه می‌کردند. چنان سعادتمند می‌شدند که سال‌ها بعد در این دنیای فانی مردم از آن‌ها به‌عنوان زوج‌های خوشبخت یاد می‌کردند. این رؤیایی بود که برای هیچ‌کس تعریف نکرده بود.
Marie Rostami
۱۰
ظالمانی مثل او قدرتشان را نه از توان ذاتی خود، بلکه از ضعف‌های دیگران می‌گیرند.
sayna.s
۱۰
کسی که با گذشته‌اش زندگی کند زود از بین می‌رود و نمی‌تواند به راهش ادامه دهد.
Marie Rostami
۹
«چه‌قدر عجیب است، نه؟ انسان‌هایی از جنس خودمان خطرناک‌ترین دشمنان ما هستند. معمار دشمن معمار است، حکیم دشمن حکیم... یک انسان هرچه‌قدر هم به تو نزدیک باشد، به همان اندازه احتمال تنفرش از تو بیشتر است.»
Tandis.A
۸
اگر زندگی ما نقشه‌ای داشته باشد، آن نقشه‌ی راه‌ها نیست بلکه نقشه‌ی خطوطی است که دوراهی‌ها را از هم جدا کرده است. در آن لحظه‌های کوتاهی که میان دو چیز یکی را ترجیح می‌دهیم، تقدیری که در یک چشم به هم زدن با گرفتن یک تصمیم عوض می‌شود.
sayna.s
۸
نه تمساح، نه شیر، هیچ‌کدامشان به اندازه‌ی ما انسان‌ها وحشی نیستند.
Marie Rostami
۷
«زیرا کسی که می‌خواهد در کارش استاد شود باید کارهای اولیه‌اش را کنار بگذارد. اگر از آثارت زیادی راضی باشی، دیگر یاد نخواهی گرفت. اگر فکر کنی استاد شده‌ای، در همان مرحله می‌مانی و درجا می‌زنی. بهتر از هر چیزی آن است که هر بار کار را با جدیت از ابتدا شروع کنی.»
سَعَیِدہِ
۶
در این ساعات خلوت و خاموشی تنها دو گروه از مردم بیدار بودند، یا عابدان یا معصیت‌کنندگان.
Marie Rostami
۶
«درطول زندگی سعی کن جزو آن دسته از انسان‌های فرومایه‌ای نباشی که یا به دنبال جمع کردن دشمن برای خویش‌اند و یا در پی جلب ستایش این و آن.»
Marie Rostami
۶
«به هر چیزی که اجازه‌ی شنیدنش داده شود، همان را خواهی شنید.»
Marie Rostami
۶
نه این‌که زمین از کدام نقطه به حرکت خواهد افتاد، نه می‌دانم شرق در کدام سمت است و نه می‌دانم غرب در کدام سمت است. تنها چیزی که می‌دانم این است: زندگی‌مان به عشق آموختن تمام شد. حتی اگر عشق را نیاموخته باشیم...
Marie Rostami
۵
غایت کائنات انسان است، غایت انسان آموختن. چرا باید مثل یک حشره‌ی ناتوان پشت پرده‌ی ترس‌ها و محدودیت‌ها پنهان شویم. چرا بدون فهمیدن و سؤال کردن فقط تکرار می‌کنیم؟ حقیقت آن است که در معنی قرآن تأمل کنیم و در خود دنیا و در دنیا خود را کشف کنیم.
میمی
۵
اگر انسان‌ها هم مثل حیوان‌ها می‌توانستند بی‌آن‌که به آینده یا گذشته بیاندیشند، بی‌آن‌که زیر پای یکدیگر را خالی کنند، با ماندن در زمان حال، با چشیدن طعم جرعه‌ای آب در کنار هم زندگی کنند، دنیا جای شاداب‌تری برای زیستن می‌شد.
sayna.s
۵
می‌گفت: «انسان وقتی به مرتبه‌ی بالایی از شناخت می‌رسد نه از حرام دم می‌زند نه از حلال، نه بهشت می‌خواهد نه از جهنم می‌هراسد. اصل خودِ ایمان است، نه شکل و شمایل و پوسته و لباس ظاهری‌اش.»
sayna.s
۵
«چرا باید از خدا بترسیم وقتی می‌توانیم او را دوست بداریم؟»
sayna.s
۵
«به خاطر این‌که با او مخالفت کردم. ظاهراً مرا نبخشیده است. کسانی که اطرافشان پر است از افرادی که هر سخن آنان را با بارها بله گفتن تأیید می‌کنند، کسی را که رُک و پوست‌کنده حرفش را می‌زند خیانت‌کار می‌پندارند.»
sayna.s
۵
کجاست قدرشناسی؟ کسی خودش را مدیون نمی‌داند! هرچه‌قدر که می‌بخشی بیشتر می‌خواهند.
sayna.s
۵
بیایید از شادی نترسیم.
sayna.s
۵
عشق تنها باعث اضطراب می‌شد. دوست داشتن کافی بود.
sayna.s
۵
به من گوش بده، هیچ‌کس را بیش‌ازاندازه دوست نداشته باش
Tamashagar
۵
خدا مثل پادشاهی نیست که بر تختی آسمانی جلوس کرده باشد. روزش که فرا برسد از آسمان ما را زیر نظر نخواهد گرفت و گناهان ما را ثبت نخواهد کرد. «مگر خدا تاجر است که حساب و کتاب کند؟ چرا باید سنگینی گناهانمان را در برابر ثواب‌هایمان بسنجد؟ مگر خدا در دستانش ترازو گرفته است؟ اگر دلیل روزه گرفتنت این است، همان بهتر که نگیری. اگر این دلیل سجده کردن توست، سجده نکن. خدا کاتب نیست که همه‌چیز را در دفتر بنویسد. به جای این‌که با تقوایت فریب‌کاری کنی، بهتر است با گناهت صادق باشی.»
سَعَیِدہِ
۴
صورتت را بپوشان، بر قلبت مُهر بزن پسر. وگرنه هر دویشان را از دست می‌دهی، گفته باشم.
Marie Rostami
۴
هرچه‌قدر که می‌بخشی بیشتر می‌خواهند.
Marie Rostami
۴
«من هم همین سؤال را از او پرسیدم. گفت پس از مردنم مرا دفن خواهند کرد. حشرات در خاکم فرو خواهند رفت. از خاکم گُل‌ها خواهند رویید. زنبورها عسل خواهند ساخت. من چمن خواهم شد. تو بر رویم قدم خواهی زد. می‌گفت قطره‌ای خواهم شد و به آسمان خواهم رفت. ابرها را در آغوش خواهم کشید و منتظر خواهم ماند. باران خواهم شد و بر روی بینی‌ات خواهم بارید.
sayna.s
۴
انگار برای هرکس دو مرحله در زندگی وجود داشت. حال آن شخص می‌خواهد پادشاه باشد یا یک مربی اسب. درحالی‌که با گفتار و اعمال خودمان به مراتب بالا می‌رسیم، باز با گفتار و اعمالمان به پستی می‌رسیم.
sayna.s
۴
«نعمت‌ها برای ما از آسمان نازل نمی‌شوند، از خاک می‌آیند.
Tamashagar
۴
اگر زندگی ما نقشه‌ای داشته باشد، آن نقشه‌ی راه‌ها نیست بلکه نقشه‌ی خطوطی است که دوراهی‌ها را از هم جدا کرده است. در آن لحظه‌های کوتاهی که میان دو چیز یکی را ترجیح می‌دهیم، تقدیری که در یک چشم به هم زدن با گرفتن یک تصمیم عوض می‌شود.
سَعَیِدہِ
۳
حضرت یعقوب دوازده پسر داشت. حضرت عیسی دوازده حواری داشت. حضرت یوسف یکی از دوازده برادری است که حکایتشان در دوازدهمین سوره‌ی قرآن نقل شده است. یهودیان دوازده تکه نان روی میز می‌گذاشتند. دوازده شیر از تخت حضرت سلیمان محافظت می‌کردند.