جملات زیبای کتاب نظریه‌ی حرکت جوهری | طاقچه
تصویر جلد کتاب نظریه‌ی حرکت جوهری

بریده‌هایی از کتاب نظریه‌ی حرکت جوهری

۴٫۵
(۸)
جهان در زمان است، پس اگر قرار باشد که هر لحظه معدوم شود و سپس بوجود آید، باید دو لحظه موجود باشند که جدا از هم باشند، یعنی باید در زمان انقطاع باشد که این خود امری ناممکن است. زیرا هر لحظه خود به دو نیم لحظه قابل تقسیم است و سپس هر نیم لحظه خود به دو نیم دیگر تقسیم میشود و این تقسیمات تا بینهایت ادامه دارند. پس دو لحظه که جدا از هم باشند و بینشان زمانی نباشد، وجود ندارد. بنابراین جهان هر لحظه نو می شود که دقیقا مطابق با این دعا است که می فرماید: "یا دایم الفضل علی البریه" یعنی "ای کسی که بر مخلوقات خود به طور دایم فضل و رحمت داری" یعنی در فضل خداوند انقطاع نیست، پس جهان هم معدوم نمی شود و بعد بوجود آید- بلکه هر لحظه نو به نو می شود.
Poorya
ملاصدرا و پیروان او معتقدند که جهان یک پارچه حرکت است و ثبات وجود ندارد. در جهان یک کل وجود دارد و آن جریان علت و معلول است. یک شئ، شئ نیست؛ جریان است. این تضاد است که از حرکت ناشی شده و نه حرکت از تضاد. پس تضاد نمی‌تواند علت حرکت باشد. زیرا جوانه زدن یک ضد درون ضد دیگر، خود نوعی حرکت است و بنابراین قانون حرکت شامل او نیز می‌شود. تضاد معلول حرکت است و به نوبه خود علت حرکت هاست، اما فقط به عنوان محرک. به همین دلیل، باید به جستجوی محرک برخاست و این محرک همان خداوند است.
Poorya
هیچ‌گاه هیچ حرکتی از اجزاء منفصل و در کنار هم نهاده درست نمی شود بلکه سراپا یک امتداد واحد بیش نیست. و باز به سخن دیگر، هیچ امر ممتدی از اجزاء بی امتداد ساخته نمی شود. جسم مجموع اتم های بی بعد نیست، و حرکت نیز مجموعه اتم هایی از سکون نیست، چرا که بر هم نهادن سکون های متوالی یا اتم های بی بُعد و منفصل، هیچ گاه حرکتی و یا جسمی امتداد دار را به وجود نمی آورند.
Poorya
بنا براین حقیقت حرکت عبارت است از حدوث تدریجی یا خروج از قوه به فعل اندک اندک و بنحو تدریجی نه ناگهان. شییی که می تواند به موضوعی و یا حالتی برسد که هنوز در آنجا نیست یعنی بالقوه، اگر به تدریج و اتصالاً رو بدان موضع آورد و رفته رفته از موضع نخستین به درآید یعنی خروج رخ دهد و موضع ثانوی را بالفعل دریابد، می توان گفت که حرکت کرده است.
Poorya
سیب کالی که هنوز رسیده نیست اما می تواند به رسیدگی برسد، وقتی تدریجاً این حالت کنونی را ترک گوید و بالفعل واقعاً و خارجاً رسیده شود، حرکتی در جهت پخته شدن نموده است. از این رو در هر حرکت ابتدا قوه ای به معنای زمینه، استعداد، حالتی که موجود نیست اما در خور فراهم شدن است می باشد و آنگاه این قوه تدریجاً و مستمراً به فعلیت می رسد. از حالت امکان به در می آید و به واقعیت می پیوندد. قوه تدریجاً رخت بر می بندد و زوال رخ می دهد، و فعلیت تدریجاً به جای آن می نشیند یعنی حدوث را خواهیم داشت.
Poorya
جهان یک شی نیست، بلکه یک فعل است. تقسیم بندی موجودات، و جای دادن آنها در محفظه های ازلی و ابدی، و تمیز انواع و اجناس گوناگون، همه در تند باد حرکت جوهری یکباره فرو می ریزند و جای خود را به یک جریانی سیال و گذران می دهند که تنها با تقریب و از سر مجاز می توان آنها را ثابت و لایتغیر خواند.
Poorya
هستی های مادی تاریخمندند. یعنی که بر بام گذشته ایستاده اند و آن را در زیر پا دارند و با طبیعت حرکت آلود خود، زمان زایند. زمان، پاک هیچکاره است و آن چه هست و دست در کار است خود هستی های پرخروشند که زمان را نیز به دنبال خود می کشانند. جهان موجودی نیست که در زمان باشد، بلکه زمان است که در جهان است چرا که زمانمندی عین هویت و شیوه هستی موجودات مادی است.
Sarvnoosh
حرکت نهادی جهان و زوال و حدوث مستمر آن، از یک طرف جاودانه آن را به دستی حرکت آفرین و از طرف دیگر عزیمت آن را به سوی غایتی واپسین نمودار می سازد. یعنی حرکت جوهری یکجا از مبدأ و معاد حکایت می کند.
Sarvnoosh
هر موجود در هر لحظه، موجودیت پیشین خود را در زیر پا می نهد نه پشت سر.
Sarvnoosh
مجموع کاینات مادی، و البته همه موجودات غیر مادی، در لازمان و لامکان واقعند و بدین روی فعل الهی که همان خلقت مجموعه ممکنات است در لازمان واقع می شود و بر این اساس ازلیت و ابدیت خدا و جهان که جز به معنای بی زمانی نیست، مفهوم و تصویری روشن می یابد.
Sarvnoosh
حرکت و متحرک عین یک دیگر هستند. تنها در اعراض است که متحرک و حرکت دوتا و جدا هستند. لکن در جوهر، متحرک و حرکت یکی است.
Sarvnoosh

حجم

۱۰۷٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۱۱۲ صفحه

حجم

۱۰۷٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۱۱۲ صفحه

قیمت:
۳,۵۰۰
تومان