جملات زیبای کتاب قصه‌ی شگفت‌انگیز لئو مسی | طاقچه
تصویر جلد کتاب قصه‌ی شگفت‌انگیز لئو مسی
off
٪۲۰
subscriptionAvailable

کتاب قصه‌ی شگفت‌انگیز لئو مسی

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۱۰۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
مایکل پارت، ماشااله صفری
انتشارات: 
نشر گلگشت

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مهدی عبدالهی
۴۱
پنچ کلمه‌اي که با آن‌ها زندگي و بازي مي‌کنيم رو هميشه به ياد داشته باش لئو. لئو آن‌ها را مرور کرد‌، کلماتي که پدرشان تمام عمر در مغز آن‌ها فرو کرده بود. -ادب، صداقت‌، پشتکار‌، خويشتن‌داري و استقامت.
_SOMEONE_
۲۱
لئو در حال پيوستن به آکادمي جوانان باشگاه افسانه‌اي تيم فوتبالِ بارسلونا بود. کساني که عاشق اين تيم هستند آن را بارسا مي‌نامند.
نگار
۱۹
ماتياس گفت: پنچ کلمه‌اي که با آن‌ها زندگي و بازي مي‌کنيم رو هميشه به ياد داشته باش لئو. لئو آن‌ها را مرور کرد‌، کلماتي که پدرشان تمام عمر در مغز آن‌ها فرو کرده بود. -ادب، صداقت‌، پشتکار‌، خويشتن‌داري و استقامت.
معجزه‌یِ سپاسگزاری.
۷
ماتياس گفت: پنچ کلمه‌اي که با آن‌ها زندگي و بازي مي‌کنيم رو هميشه به ياد داشته باش لئو. لئو آن‌ها را مرور کرد‌، کلماتي که پدرشان تمام عمر در مغز آن‌ها فرو کرده بود. -ادب، صداقت‌، پشتکار‌، خويشتن‌داري و استقامت.
کاربر ۵۷۶۱۸۶۸
۶
آرزو مي‌کرد کاش الان يک توپ داشته باشد‌، تنها چيزي که به او کمک مي‌کرد به آرامش برسد. با بي حوصلگي نشسته بود که ناگهان چشمش به درخت ليمويي در کنار ساختمان افتاد. سمت آن رفت‌، ليمويي که از روي درخت به زمين افتاده بود برداشت و به نيمکت برگشت و شروع به روپايي زدن کرد.
cr7
۵
مي‌کشيدند. لئو ناراحت بود‌، چون توپ همراه نداشت. از زماني که اولين توپ را از مادر بزرگش گرفته بود در هر تولدش‌ يک توپ هديه مي‌گرفت. اين تمام چيزي بود که مي‌خواست‌ و آن‌ها را در اتاقش نگه مي‌داشت. آرزو مي‌کرد کاش الان يک توپ داشته باشد‌، تنها چيزي که به او کمک مي‌کرد به آرامش برسد. با بي حوصلگي نشسته بود که ناگهان چشمش به درخت ليمويي در کنار ساختمان افتاد. سمت آن رفت‌، ليمويي که از روي درخت به زمين افتاده بود برداشت و به نيمکت برگشت و شروع به روپايي زدن کرد. جرج سرگرم تماشاي پسرش بود که چگونه با ليمو روپايي مي‌زند‌، چپ راست‌، راست چپ. پنجره هاي دفتر مالويناس شيشه نداشت پس او مي‌توانست قسمتي از صحبت‌هاي مردان داخل جلسه را بشنود. يکي لئو را موتزارت خواند و ديگري‌ در مورد اينکه او چه کوچولو
کاربر ۵۷۶۱۸۶۸
۴
پسرش را با چشماني پر از اشک در آغوش گرفت ، لئو گفت :« گريه نکن مامان.» مادر گفت :« منو ببخش لئو‌، واقعا بي فکرم.» « نه نيستي مامان‌.» لئو سعي داشت مادر را آرام کند.« فقط خيلي مارو دوست داري.»
behrad abbasi
۳
یادداشت‌ها [] -Celia Maria [] -Potrero [] -Rosario [] -Diego Armando Maradona [] -Cintia [] -Cuccitini [] ‫-Pibe: به معناي پسر‌بچه است که در فرهنگ آرژانتين به پديده‌ي جديد فوتبالي که احتمالا جايگزين مارادونا خواهد شد گفته‌ مي‌شو
behrad abbasi
۳
-Pibe: به معناي پسر‌بچه است که در فرهنگ آرژانتين به پديده‌ي جديد فوتبالي که احتمالا جايگزين مارادونا خواهد شد گفته‌ مي‌شود
کاربر ۱۰۳۶۸۴۲
۲
لئو در حالي با کفش‌هاي کهنه‌اش به توپ ضربه مي‌زد‌ و کنار مادر بزرگ طرف زمين فوتبال گراندولي راه مي‌رفت پرسيد: اما مادربزرگ، چرا مي‌خواي تو ضعيف ترين تيم شهر بازي کنم؟ زمين فوتبال زياد
behrad abbasi
۲
-Mercado: بازار ميوه و سبزيجات
behrad abbasi
۲
-Flea: کَک، حشره‌اي بسيار ريز و بسيار سريع که در کتاب با همان نام فلي ترجمه‌شده است []
سارا
۲
لئو مسي از يه هجده ساله بهتر بازي مي‌کنه!
سارا
۲
-Pibe: به معناي پسر‌بچه است که در فرهنگ آرژانتين به پديده‌ي جديد فوتبالي که احتمالا جايگزين مارادونا خواهد شد گفته‌ مي‌شود
سارا
۱
مسي از يه هجده ساله بهتر بازي مي‌کنه!
محمد نصیری
۱
مهم نبود کجا، هر زماني که قدم به زمين فوتبال مي‌گذاشت، وارد دنيايش مي‌شد، وارد خان‌هاش
سارا
۰
مينگوئلا جواب داد: با توجه به فيلم‌هايي که ديدم‌، پسره استثناييه.
amir
۰
لئو آن‌ها را مرور کرد‌، کلماتي که پدرشان تمام عمر در مغز آن‌ها فرو کرده بود. -ادب، صداقت‌، پشتکار‌، خويشتن‌داري و استقامت.